دغدغه‌های یک مادر شیفته ادبیات

من فرزندم را در غربت به دنیا آوردم. دور از خانواده و فامیل. خودم و همسرم باید به همه چیز رسیدگی می‌کردیم. شب قبل از زایمان و پیش از رفتن به بیمارستان اولین چیزی که در ساک بیمارستانم گذاشتم کتاب تازه‌ای بود که بنا داشتم...

هاروکی موراکامی: پیش از رسیدن به نور، باید از تاریکی عبور کرد

یک روز قبل از ملاقات ما در منهتن، زنی هاروکی موراکامی را در پارک مرکزی نیویورک، جایی که او برای ورزش اواخر صبح خود می‌رفت، متوقف ساخت و پرسید: «ببخشید، آیا شما همان رمان‌نویس معروف جاپانی نیستید؟» زن این سوال را به شکل عجیب و...

تازه‌ها

mobile_app400px-250x500xc-250x500xc
download_APK
download_GPS

ادبیات داستانی

کیف سیاه با مارک سفید بوستون

امروز سه شنبه است. سه شنبه‌ها سرعت بیشتری دارند. از مدرسه رسیده نرسیده، جوراب و مانتو شلوار و مقنعه را درنیاورده می‌نشینم پای مشق‌ها یم و به سرعت، تمامشان می‌کنم. سه شنبه‌ها روز فلافل است، آن هم فلافلی که آقای لبنانی با لهجه‌ی عربی فارسی و سس تندش درست می‌کند....

ادامه...
افغان بیگیرو

افغان بیگیرو

خودشان بهش می‌گویند افغان بیگیرو. افغان بیگیرو روزیست که حکومت ایران افغانی‌های غیر مجاز را می‌گیرد و برشان می‌گرداند به افغانستان. البته معمولاً همه‌شان غیر مجازند. تک و توکی بینشان پیدا می‌شود که پاسپورتی، کارتی چیزی داشته باشد.

نجات‌یافته

نجات‌یافته

میرزا مسن ترین مرد روستا وقتی وارد خانه اش شد، متوجه شد همسر و پسر ناپدید شده اند. دروازه  مهمان خانه اش را گشود و از لای درِ نیمه باز نگاهی به درون انداخت. فضای اتاق انباشته از دود چوب سوخته بود. غلظت دود برجای مانده...

اندیشه

سیاست و جامعه

ادبیات و فرهنگ

دیگر مطالب