شیرین با لباس‌های خیس معطر همه جای خانه سرک می‌کشد. کمد آرایش را زیر و رو می‌کند. زیر تمام لباس‌های زیر و رو را می‌گردد و در کابینت‌های آشپزخانه را عصبی و محکم به هم می‌کوبد ولی فندکش را پیدا نمی‌کند. سینک آشپزخانه بوی ترش تعفن گرفته است و هنوز سوسک‌ها روی ظرف‌های نشسته سه روز پیش ریخت و پاش...

مقالات

کتاب مرگ و دریغ

در ادامه‌ی کارهای پیشین مانی، رمان «مرگ و برادرش» این بار نیز با اشاره‌هایی به «شر» به مثابه‌ی وضعیت درونی و بیرونی انسان  و حضور مستمر آن در زندگی وی، و نیز اهمیت خیال در برابر واقعیت عینی، معنای...

همزادها: بررسی تطبیقی «مرگ و برادرش» با سینمای بلا تار و فون تریه

شاید بتوان میان «مرگ و برادرش» و آثار پیشین خسرو مانی شباهت‌های زیادی یافت، به ویژه از نظر مضمونی با «ریسمان شنی». اما ساختار این اثر متفاوت‌تر از تمامی کارهای دیگر او است. به نظر من اما مسأله‌ی...

«بگذار برایت بنویسم»: داستان آشنای لبخند قربانی به جلاد

«بگذار برایت بنویسم» نخستین تجربه‌ی ناهید مهرگان نویسنده‌ی افغانستان در رمان‌نویسی ست.  کتاب از زبان شخصیت مرکزی داستان ـ و با ضمیر اول شخص ـ در قالب نامه‌ی مفصلی به «همسر» روایت می‌شود. محل واقعه،...

ادبیات فارسی

دختر جنگ

دلم افتاد و فکر کردم زمین از زیر پایم فرار کرد. باز هم فکر کردم انفجار شده و دوباره جان‌هایی را گرفته. اما نه. صدا از انفجار نبود. این صدا از چیز دیگری بود و به ناحق مرا ترساند. تو بودی. تو بودی که آخرین سطل آب را از آب‌دان بزرگ حویلی ما که رو به خالی شدن بود بیرون می‌کشیدی. دلم چقدر ترسو شده.  حالا دیگر با صدای خالی شدن آب‌دان هم حین ته کشیدن آبش، از سینه می‌پرد. حق هم دارد بترسد. به دلم حق...

AD

ادبیات جهان

سگ هم قطعا بد است. هر دفعه که از آنجا می‌گذرد، سگ خودش را به در می‌رساند و با خشم می‌غرد؛ مشخص است که دلش می‌خواهد او را تکه‌پاره کند. سگ بزرگ و خشنی است، از این سگ‌های «ژرمن شپرد» یا «روتوایلر» (خیلی کم در مورد سگ ها می داند). چشم‌های زردش، نفرت خاصی که از این رهگذر در خود دارد، مشخص است.   تابلوی...

مطالب دیگر

زلزله در تهران

دوشنبه ۱۸ تیر ماه ۱۳۹۷ ساعت ۱۲ و ۳۸ دقیقه شب، زلزله‌­ای به قدرت ۵.۳(پنج و سه دهم) ریشتر پایتخت را لرزاند. در ادامه نیز هشت کلان شهر دیگر کشورمان به فاصله تقریبی ۲ تا ۳ دقیقه یکی پس از دیگری شروع به لرزیدن کردند. این سیر...

نگاهی به «نماینده»:‌ زندگی و دیدگاه‌های محمداکبر نرگس

ایوب آروین برای نگارش کتاب "نماینده" به سرگذشت محمداکبر نرگس، نماینده سه دوره پارلمان کشور ( دوره نهم، دوازدهم و سیزدهم) می‌پردازد. او از همان ابتدا با چالش بزرگی مواجه است. به‌عنوان فرزند محمداکبر نرگس از یک سو...

خواب پدربزرگ

همه اینجا جمع شده‌اند، به خاطر خوابِ پدربزرگ. ما پسر دخترها توی اتاق دور هم نشسته بودیم. یکی می‌گفت احتمالاً خواب دیده که دیگر هیچ‌وقت قرار نیست بمیرد! آن یکی می‌گفت لابد قدیسی چیزی به خوابش آمده، گفته جون مادرت دیگه...

فراخوان عمومی نخستین مسابقه‌ی ادبی رمان کودک و نوجوان «  توانا/ ځـواکمن»

تمام نویسندگان افغانستان به شمول نویسنده‌های جوان و نوجوانی که به زبان‌های پشتو و یا فارسیِ‌دری می‌نویسند (فارغ از محل زندگی و ملیت‌شان) می‌توانند در این مسابقه اشتراک کنند. پس از پایان مهلت ارسال آثار، ۲۰ اثر (ده اثر...

زمستان

آمنه می‌گوید:«بخدا قسم این آدم ترک نمی‌کنه. مگه دفه‌های پیش ترک کرد؟ هر دفه قرض زیاد بالا میاره میره کمپ بعدش چند ماه بیکار تو خونه فقط می‌خوره و می‌خوابه شماها که قرضاشو دادین دوباره میره سراغش. تو اون مدتیم که نمی‌کشه...

دلتنگی به اضافه‌ی یک دقیقه‌ی اضافی

سارا شاخ دارد. مهتاب، خنده‌ی کج و کوله‌ای دارد. نگین، چشم‌هایش را بسته است. سحر، دست‌هایش را باز کرده و حالت پریدن به خود گرفته است. من هم مثل یک روح به سمت عکس می‌دوم اما به جمع بچه‌ها نمی‌رسم. وسط عکس مانده‌ام...