کاش جهان با تو همان کند که تو با وی می‌کنی

این جمله دعاست یا نفرین؟ «تو»یی که مورد خطاب قرارگرفته، ستم کرده و ناحق گفته است و گوینده‌ی جمله آرزو می‌کند ظلم او به خودش برگردد؟ یا مهربانی نشان داده و انصاف خرج کرده‎ و گوینده‌ی جمله دست به دعا برداشته است…

پرخواننده‌ترین‌ها

شب مرگ «یوسوجی» من خواب بودم

وقتی «ماسارو» در دقایق پایانی دروازه را ترک کرده بود، من از آنچه که در دنیا می‌گذشت، بی‌خبر بودم. آن سال که به گمانم ۷۴ بود، روز جهانی کودک تلویزیون دو قسمت از فوتبالیست‌ها را در یک روز نشان داد…

درس‌گفتارهای فلسفه‌ی سیاسی کانت (۷): اندیشه‌ی انتقادی و قضاوت به جای دیگری

اندیشیدن انتقادی نه تنها بر آموزه‌ها و مفاهیمی که فرد از دیگران دریافت می‌کند، بر پیش‌داوری‌ها و سنت‌هایی که به ارث برده، به کار برده می‌شود، که دقیقاً با کاربرد معیارهای انتقادی بر اندیشه‌ی خود فرد است که کسی هنر اندیشه‌ی انتقادی را می‌آموزد.

تدفین بن‌لادن؛ ملاحظات تاریخی

دولت آمریکا درمورد نحوهٔ دفن جسد بن‌لادن، باید به عوامل متعددی توجه می‌کرد. مقامات آمریکایی نمی‌خواستند قبرِ او به زیارتگاهی برای پیروانش بدل شود. اما می‌خواستند مراسم تشییع اسلامی را هم رعایت کنند…

یادوارهٔ قربانیان حملات تروریستی در افغانستان

داستان کوتاه

ساعت: یک ربع به دوازده

با این که اون روزها شش سال بیشتر نداشتم و خیلی کوچیک بودم، همه چیزو خوب یادمه! روزهایی که هیچ وقت از ذهنم پاک نمیشه! بعضی وقت‌ها انگار چند نفر دستم‌هامو می‌گیرن و چشم‌هامو باز نگه می‌دارن و مجبورم می‌کنن…

داستان کوتاه

داداشمَن

بوی گوگرد خیس‌ و براده‌ی آهن می‌آید. بوی تیِ نمناک که انگار پنج دقیقه از کشیدنش روی زمین چرکِ راهرو گذشته باشد. انگار لاشه‌ی حیوان مرده‌ای را روی زمین کشیده باشند. صدایی از دور می‌آید. کسی فریاد می‌زند: کی خسته‌‌ست؟

حمیده قمری

حادثۀ روز چهارشنبه

باید همان لحظه که نگاه هرز و بی‌صاحابش را روی صورتش ول کرده بود، همان لحظه که با گفتن عزیزم، بوی ادکلن و سیگارش را به خوردش داده بود، درِ اتاق را به هم می‌کوبید و از آن هوای وحشی فرار می‌کرد؛ امّااا…

رضا معین

مصیبتِ ادبیات

ما حتی‌ نمی‌دونیم داستان‌مون رو برای کی داریم تعریف می‌کنیم. توی یک فضای دوبعدی گیر افتادیم و هیچ‌کس هم به دادمون نمی‌رسه. می‌دونید. این کار همچین شغل ایده‌آلی هم نیست. اگه به من بود، دوست داشتم باغ‌بون بشم.

داستان کوتاه

بر باد رفته

باد موذی و سمج زیر پوست لطیف بی‌تابی می‌کند و خودش را به باسن می‌رساند تا دیوار صوتی کلاس را در هم بکوبد، اما با فرمانی که از مغز صادر می‌شود، عقب کشیده می‌شود، تا در مکانی امن رها شود.

عباس زال‌زاده

زور

تو فکر می‌کنی کاپیتان بهزاد واسه چی می‌رفت خونه‌ی ابوطالب، واسه چای خوردن؟! نه والا! واسه زنش می‌رفت، این کاپیتان‌ها همشون همینطورین، پول دارن می‌افتند دنبال زن و دخترای بندر، چشاشونم هیزه!

معمولاً در بررسی زندگی و اندیشه‌ی هانا آرنت، رابطه‌ی عاشقانه‌ی آرنت با مارتین هایدگر، و دامنه‌ی تأثیرپذیری فلسفی‌اش از او برجسته می‌شود اما آرنت بسی بیش از آن‌که در نگاه اول به نظر می‌رسد مدیون دانش و منش یاسپرس است.
چقدر مردم عادی وقتی می‌گویند زندگی یک فیلسوف به مردن می‌ماند، راست می‌گویند. مرگ، جدایی میان جسم و روح، برای افلاطون دلپذیر بود؛ او به گونه‌ای عاشق مرگ بود، زیرا جسم با همه‌ی نیازهایش موجب وقفه در کاوش‌های روحانی می‌شود.

کتاب‌های تازه نشر نبشت

خمینی و مسئله قدرت در ایران پس از انقلاب

€۱۳.۰۰

نشر نبشت

مرز هشتم | سهراب سیرت

€۰.۰۰

نشر نبشت

شهزاده‌گک نهفته در ما

€۱۵.۰۰

نشر نبشت

قذف

€۲۶.۰۰

نشر نبشت

در دربار امیر

€۲۴.۰۰

نشر نبشت

به شهادت یک هرزه

€۲۳.۹۹

نشر نوگام