ضدّ خواست شیخ

او متولد آه و لذّتی نامقدس بود، امّا کوچک‌ترین نسبتی با آن آه و لذّت نداشت. از طرفی با تمام عقاید باطل شیخ جنگیده بود و از چشم دوست و آشنا افتاده بود و از طرف دیگر…

صدسالگیِ پوآرو؛ شاهکار آگاتا کریستی

صد سال پیش آگاتا کریستی خوانندگانِ خود را با مردی کوچک‌اندام و مضحک آشنا کرد که با کمک سلول‌های خاکستریِ مغزش، ماهرانه معماهای جنایی را حل می‌کرد: هرکول پوآرو از اولین کتابِ کریستی  پا به عرصهٔ ظهور گذاشت…

شما هم «ترسِ از دست دادن» دارید؟!

ترس از دست دادن، جزء لاینفک زندگی است که با پشت سر گذاشتن آن در هر مرحله می‌فهمیم که ما به این جهان، آمده‌ایم برای مراقبت و افزودن چیزی از جنس عشق به این خانه و گذاشتن و گذشتن…‏

ایران‌شهر؛ کانون جهان باستان متأخر

اخیرا سعی شده است که دنیای باستان و قرون وسطا به‌نوعی «جهانی‌سازی» شود و از نقش اروپا در تاریخِ پیشامدرن کاسته شود. اما مورخانِ این دوره از قبل هم می‌دانستند که مرکز ثقل اوراسیای غربی، درواقع ایرانِ بزرگ بوده است…

تازه‌های نشر نبشت

شهزاده‌گک نهفته در ما

€۱۵.۰۰

نشر نبشت

یادوارهٔ قربانیان حملات تروریستی در افغانستان

داستان کوتاه

سِپارش

آن روز که مهلا زنگ زد خودت را برسان، نگفتم خودم می‌دانم یا شاید جرأت نکردم. مهلا خیلی وقت بود که دیگر به من زنگ نمی‌زد و این اواخر یک بار ‌گفت: حالم را به هم می‌زنی…

داستان کوتاه

ضدّ خواست شیخ

او متولد آه و لذّتی نامقدس بود، امّا کوچک‌ترین نسبتی با آن آه و لذّت نداشت. از طرفی با تمام عقاید باطل شیخ جنگیده بود و از چشم دوست و آشنا افتاده بود و از طرف دیگر…

داستان کوتاه

شیر بز

کوچه پس‌کوچه‌های دهات را سکوتی فرا گرفته و صدای مهیبی بر رویش سوار است. قلی سرش را به در و دیوار خانه می‌کوبد و گوشش با صدای غریب در هم می‌آمیزد…

داستان کوتاه

و کابل رفتم که ببوسمش

ده سال از عروسی‌اش می‌گذشت و شش تا طفل داشت. البته فقط چهار تای اول مال او و حسن بودند؛ دو تای آخر پدرهای‌شان معلوم نبودند. یکی از آن دو، یک پسر موفرفری زردرنگ بود…

داستان کوتاه

غنچه‌های ناشکفته

دایان چشم‌هایش را بسته بود. دنیا را از پشت پلک‌های بسته تماشا می‌کرد. او اکنون چیزی از مناظر دور و‌ برش را نمی‌دید اما زیباترین مناظر زندگی را تماشا می‌کرد. گرمی دو صورت تمام‌ناشدنی بود…

دنا پرویزی

معجون با حال و هوای شفق

هی، تا حالا شفق قطبی دیدی؟ همون نورهای سبز-آبیِ بخارآلود وسط کبودی آسمون؟ ‏آره خودشه. میدونی منو یاد چی میندازه؟ انگار یه جادوگر تو کلبه‌‌‌ش معجونی چیزی بار گذاشته باشه…

این پرسش که «چگونه زندگی کنیم؟»، جوابِ سرراستی ندارد که همچون «گزینهٔ صحیح» همواره دمِ دست‌مان باشد. این نوع سوالات مثل درد‌هایی‌ست که ممکن است هنوز درمان نداشته باشد اما باید تا جای ممکن آن را تسکین داد.
اضطراب بیماری نیست، بلکه یک صفت ضروریِ انسانی‌ست که ما را به کاوشِ اسرار بزرگ و لاینحل هدایت می‌کند؛ فلسفه‌ورزی یعنی پذیرشِ تشویش و رفتن به سوی پرسش‌گری.

کتاب‌های تازه نشر نبشت

قذف

€۲۶.۰۰

نشر نبشت

در دربار امیر

€۲۴.۰۰

نشر نبشت

به شهادت یک هرزه

€۲۳.۹۹

نشر نوگام

یولیسز – جلد دوم

€۳۶.۰۰

نشر نوگام

«ماهی» اثر بهرام بیضایی

€۲۲.۹۹

نشر بیشه

از ورای حجاب: درباره روحانیت، شریعت و دولت

€۲۴.۰۰

نشر نبشت