ادبیات، جامعه،‌ سیاست

متن فلسفی باید شبیه متن یک نامه باشد

نوشتارِ فلسفیْ متنوع است. برخی متونْ بیشتر به اثبات و استدلال اهمیت می‌دهند، مثلا این‌که «حقیقت» پیوندِ باور و واقعیت است. عده‌ای هم دوست دارند که فقط برانگیزاننده باشند؛ مثل مناظره‌ای دربابِ ماهیتِ دوستی، که بدونِ رسیدن به تعریفی عملی،...

ادامه...

جولیان آسانژ: شهید ژورنالیسم یا معضل آن؟

ما به‌عنوان دو استاد ژورنالیسم که پیش از ورود به عرصۀ آموزش، سال‌ها در این حرفه کار کرده‌ایم، از نزدیک شاهد این موضوع بوده‌ایم که چه‌طور خبرنگارها جذبِ اهدافِ مخاطره‌آمیز می‌شوند. این واکنشی قابل‌تحسین است که ما را به‌سوی...

ادامه...
Front_cover

آفتاب از امیراعلم طلوع می‌کند

نسخه پی‌دی‌اف (رایگان) و نسخه کاغذی این کتاب را
از وبسایت نشر نبشت به دست آورید

پرخواننده‌ترین‌ها

Telegram_nebesht

مقـالات

۱۰درصد تخفیف و ارسال رایگان
با کد تخفیف: NEBESHT-TEN

Google_Download
Apple_Download
Apk_Download

ادبیات داستانی

اولین وآخرین سیگار من

همسایه‌مان که زن یک نظامی بود، گریه‌کنان دوید توی حیاط. چیزی در گوش مادر گفت، اما با اشاره به او فهماند که نباید حرفی بزند. همه از این‌که با صدای بلند بگویند چه اتفاقی افتاده می‌ترسیدند، حتی وقتی می‌دانستند خبر به گوش دیگران رسیده. همه می‌ترسیدند نکند برچسب تحریک و...

ادامه...
کلاه‌پوش 

کلاه‌پوش 

پسر کلاه‌پوش شب‌ها تا دیروقت بیدار می‌ماند و زمانی که یکی از آن سگ‌های ولگرد را بیرون خانه می‌دید مقداری نان می‌گرفت و به بیرون می‌رفت. روی سنگ پهن و بزرگی نزدیک دیوار خانه‌شان می‌نشست و نان را تکه تکه...

بی‌سرزمین‌تر از باد

بی‌سرزمین‌تر از باد

آخرین عکسی را که مرضیه در صفحه‌اش گذاشته باز می‌کنم. تاریخش برای یکسال پیش است. کنار جاده درحالی که کوله‌پشتی محبوب مارک «دیوتر»ش را به دوش می‌کشد، ایستاده و دست راستش را دراز کرده و در مشت گره‌خورده‌اش انگشت شستی...

کتابستان

اندیشه

سیاست و جامعه

ادبیات و فرهنگ

دیگر مطالب

 خرسواری

نام ملک احمد سر زبان‌ها افتاد. همه می‌پرسیدند اِی ملک احمد کیست. یگان‌تا که ملک احمده می‌شناخت، می گفت «دَ شرکت نساجی کار می‌کنه، برش شرکت پیسه داده، رفته از کابل رادیو خریده» تعجب می‌کدم. باورم نمی‌شد که صندوق گپ...

جنبه‌های جامعه‌شناختی فرهنگی در «چاهِ آخر» نوشتهٔ ذبیح مهدی

من این فقدان تجربه‌ی جامعه‌شناختی فرهنگی را در تعدادی از داستان‌های معاصر افغانستان، عیب این داستان‌ها از نظر درون‌مایه و جهان‌بینی می‌دانم. آنچه‌که موقع خواندن مجموعه‌داستان چاهِ آخر به من دست داد همین تفاوت تجربه‌ی جامعه‌شناختی فرهنگی این داستان‌ها با...

فنجان قهوه

باران بی‌وقفه می‌بارید. گِل و لای زیر پا، به‌تدریج نرم‌تر و غلیظ‌‌‌تر می‌شد. نمی‌رسیدید. لجنزار شده بود. باریکه‌راه‌ها گم ‌شده بودند. یک مهِ غلیظ، میدان دید را تا جلوی پا کم کرده بود. هم‌سنگرت بود. کلاه‌ نظامی‌اش که مثل لگنی روی...

Front_cover

آفتاب از امیراعلم طلوع می‌کند

نسخه پی‌دی‌اف (رایگان) و نسخه کاغذی این کتاب را از وبسایت نشر نبشت به دست آورید

پرخواننده‌ترین‌ها

مقالات

ادبیات داستانی

کتابستان

دیگر مطالب