تازه‌ها

ظاهرشاه

از زمانی‌که نجیبه به سن جوانی رسیده بود ، وقتهای زیادی می‌گذشت.  چندین فصل پَخته چینی تیرشد  و چندین بار پالیز های دایمه و للمی به ثمر نشست؛ اما یکبار هم کسی خواستگار گفته دروازه ماما عبدالحق و گلچهره خاتون را تک تک...

بی‌وزن

یک سطل آلومینیومی را داد دستم و گفت:«اگر دوست داشتید می‌توانید همین جا پای این درخت بریزید. حتی می‌توانید با خودتان ببریدش خانه و هرجا که دوستش داشتید نگهش دارید.» در سکوت زل زدم به سطل کوچکی که درش بسته بود. از سکوت من نه...

گلدان بابا جان

حاج آقا احتشام معتمد بابا جان بلندبلند وصیتنامه را می‌‌‌خواند. بابا جان هیچ بدهی‌ای به هیچ کس نداشته، از هیچ کس هم طلبکار نبوده! سهم هر کسی هم معلوم است! حتی تکلیف...

چرا خود را به بلبل مسخ کردم؟

به منظور عمل به باورهایم، خود را به بلبل مسخ کردم. از آنجا که علت و عزمِ لازم جهت چنین اقدامی هیچ یک در قلمرو امور عادی نمی‌گنجد، گمان می‌کنم ماجرای این مسخ ارزش نقل...

زیپ

همه چیز با بوسه آغاز شد. تقریبا همه چیز با بوسه آغاز می‌شود. الا و تسیکی لخت توی رختخواب بودند و زبانشان توی دهان همدیگر بود که ناگهان الا احساس کرد شیء تیزی دهانش را...

نان و عشق

آناهیتا از در خانه بیرون می‌آید. موهای بلند که تا گودی کمرش می‌رسد در پرتو خورشید می‌درخشند و صورت کشیده واستخوانی‌اش را از دو سو دربرگرفته‌اند. پیراهن حریر گل...

خواندنی

ده درس موفقیت از پائولو کوئیلو: کیمیاگر کارآفرینان

پائولو کوئیلو، داستان‌نویس و ترانه‌سرای برزیلی‌ و پرفروش ترین نویسنده پرتغالی‌زبان در تاریخ است. مدرسه حقوق را نیمه تمام رها کرد تا به مسافرتی طولانی در جنوب آمریکا، آفریقا و اروپا برود. او در این سفرها، چیزهای زیادی...

زندگی به سفارش پشه‌ها: روایت اندیشه و مرگ

در رمان زندگی به سفارش پشه‌ها زنان مادران آل هستند و مایه فساد و باید کشته شوند و چند تن مانند ابی خلیفه، ابن سامان، ملازم، شیخ درس‌خانه کاه‌گلی دستور به هرکاری می‌دهند و هرکاری که بخواهند انجام می‌دهند. از سوی دیگر...

داستان افغانستان

ظاهرشاه

از زمانی‌که نجیبه به سن جوانی رسیده بود ، وقتهای زیادی می‌گذشت.  چندین فصل پَخته چینی تیرشد  و چندین بار پالیز های دایمه و للمی به ثمر نشست؛ اما یکبار هم کسی خواستگار گفته دروازه ماما عبدالحق و گلچهره خاتون را تک تک...

داستان ایران

بی‌وزن

یک سطل آلومینیومی را داد دستم و گفت:«اگر دوست داشتید می‌توانید همین جا پای این درخت بریزید. حتی می‌توانید با خودتان ببریدش خانه و هرجا که دوستش داشتید نگهش دارید.» در سکوت زل زدم به سطل کوچکی که درش بسته بود. از سکوت من نه...

داستان جهان

چرا خود را به بلبل مسخ کردم؟

به منظور عمل به باورهایم، خود را به بلبل مسخ کردم. از آنجا که علت و عزمِ لازم جهت چنین اقدامی هیچ یک در قلمرو امور عادی نمی‌گنجد، گمان می‌کنم ماجرای این مسخ ارزش نقل داشته باشد. پدرم جانورشناس بود. از آنجا که تصور می‌کرد...

زیپ

همه چیز با بوسه آغاز شد. تقریبا همه چیز با بوسه آغاز می‌شود. الا و تسیکی لخت توی رختخواب بودند و زبانشان توی دهان همدیگر بود که ناگهان الا احساس کرد شیء تیزی دهانش را برید. فوری سرش را عقب برد. تسیکی پرسید: «اذیتت کردم؟» و...

داستان‌های برتر مسابقه‌ی چهارشنبه‌ها

ممد گربه | عباس پوراحمدی

دستمو کردم توی جیبم. دستمالمو درآوردم و کشیدم رو دهنم. دستمال خیس شد. بابام بهم گفته این کارو بکن. بابا! دلم برات تنگ شده. کجا رفتی؟ چرا منو نبردی؟ دیروز تو دست یه بچه ای پشمک دیدم. پشمکِ سفید. من هم از اونا می‌خوام. می‌خوام...

چرا پدر که این‌همه کوچک نیست | مهسا بنی‌اسدی

تنها دخترم آدم عجیبی است. می‌ترسم. می‌ترسم یک روز صبح از خواب بیدار نشود و وقتی بالای سرش می‌روم ببینم خون از مچ دستش جاری شده و رنگش سفید سفید شده است. یا ببینم دهانش بازمانده و سیاهی چشم‌هایش بالا رفته و پاکت‌های قرص...

کتابخانه

فراموش‌خانه | عزیز حکیمی

در سایت نبشت تلاش می‌کنیم داستان‌های نسبتا بلند را که خوانش آن روی صفحه کمپیوتر دشوار است، در قالب پی‌دی‌اف با قطع مناسب برای کتابخوان کیندل و نیز فرمت ePub برای کتابخوان iBook شرکت اپل برای ای‌پد و آی‌فون نیز تهیه ‌کنیم...

معرفی رمان

زندگی به سفارش پشه‌ها: روایت اندیشه و مرگ

در رمان زندگی به سفارش پشه‌ها زنان مادران آل هستند و مایه فساد و باید کشته شوند و چند تن مانند ابی خلیفه، ابن سامان، ملازم، شیخ درس‌خانه کاه‌گلی دستور به هرکاری می‌دهند و هرکاری که بخواهند انجام می‌دهند. از سوی دیگر...