هنر و فرهنگ

شعر بهمثابه شایعه: صدای زنانه در دل خاموشی
ادبیات زنان در ایران امروز، دیگر تنها پژواکی از احساسات فردی یا رمانتیسیسم خانگی نیست؛ بلکه ابزاری برای بازنمایی هویتی چندلایه، سرکوبشده و مقاوم آنها است. شعر الهام اسلامی یکی از نمونههای برجستهی این جریان است…

قدرت ادبیات گمانهزن؛ کتابهایی که آینده را میبینند
ادبیات گمانهزن میتواند بر اجتماع و سیاست اثر بگذارد، بهخصوص وقتی افکار عمومی در حوزههای فناوری، محیطزیست و جامعهشناسی، از این آثار الهام میگیرند. این آثار فرصتی برای نقد و بازاندیشی در فرهنگ عامه و طرح پرسشهای اخلاقی فراهم میآورند…

حس کاغذ: تاثیر بافت و جنس کاغذ در تجربهٔ خواندن ادبیات و شعر
صدای ورق زدن، لمس سطح کاغذ و بوی آن، همه بخشی از حافظهٔ ادبی ماست. این تجربهٔ ادبی واقعی، ترکیبی از واژگان و ورق است؛ لحظهای که چشم، دست و گوش با هم متن را میسازند و معنا میدهند، و کاغذ با ما حرف میزند…

پرندگانِ منقرضشده: نمادهایی که در ادبیات و فرهنگ عامه زندهاند
پرندگان منقرضشده، بهخصوص گونههایی که در سدههای اخیر منقرض شدهاند، نمونههایی از تاثیر مستقیم انسان بر طبیعت هستند. برای همین هم الهامبخش آثار ادبی، هنری و فرهنگی شدهاند و در حافظهٔ جمعی و ادبیات ما زنده ماندهاند…

زبانهای در حال انقراض و موسیقی: ملودیها بهمثابه حافظهٔ زبانی
زبانهای در حال انقراض یکی از بزرگترین چالشهای فرهنگی امروز هستند. از دست رفتن هر زبان، به معنای از بین رفتن بخشی از تاریخ، دانش و هویت یک جامعه است. اما موسیقی و ملودیهای محلی میتوانند نقش مهمی در حفظ آنها ایفا کنند…

چگونه انیمهٔ ژاپن به زبان جهانی اعتراض بدل شد
از سنگرهای آتشگرفتهٔ جاکارتا تا جنبش چتر در هنگکنگ، انیمیشنها و مانگا به نمادهای قدرتمندی از شورش و راهی برای دور زدن سانسور تبدیل شدهاند…

«پیادهروی طولانی»؛ چرا اولین و آزاردهندهترین رمان استیون کینگ هنوز هم تازه است؟
رمان «پیادهروی طولانی» که کینگ در دوران دانشگاه در دههٔ ۱۹۶۰ نوشت، جوانانی را تصویر میکشد که در ماراتنی مرگبار برای سرگرمی با هم رقابت میکنند. نسخهٔ سینمایی جدیدش یادآوریست از اینکه این رمان پیشبینیکنندهٔ عصر تلویزیونِ واقعنما بود…

اقتصاد توجه: سرقت ذهن در عصر دیجیتال
کنترل آگاهانهٔ استفاده از تکنولوژی، ترکیبی از انتخاب فردی، آموزش جمعی و سیاستگذاری هوشمند است که امکان ساختن دنیای دیجیتال سالمتر، کمتنشتر و انسانیتر را فراهم میکند…

دختری که هرگز نداشتم
من سه پسرم را دوست داشتم، اما همچنان آرزوی داشتن دختری را در دل داشتم. چرا این موضوع مرا چنین شرمگین میکرد؟ من پسر داشتن را دوست داشتم. آنها صمیمی و جدی، شلخته و کنجکاو و خندهدار بودند. از دوران کودکیشان لذت میبردم…

نگاهی به داستان: «دنیای قشنگ نو» اثر آلدوس هاکسلی
در «دنیای قشنگ نو»، همه چیز از پیش برنامهریزی شده است: ژنتیک، طبقه اجتماعی، نقشهای شغلی و حتی علاقهها و هیجانات. انسانها از همان تولد، با روشهای علمی و تربیتی به نوعی «ماشین اجتماعی» تبدیل میشوند…

«منی که هرگز مردان را نشناختم»؛ روایت هشدار
این رمان کوتاه و مشوشکننده که اخیرا به پدیدهای در تیکتاک بدل شده، داستان کودکی را به تصویر میکشد که خود را در پایان جهان یافته است…

نگاهی به داستان: «سلاخخانه شماره پنج» اثر کورت وانهگوت
در عصرِ جنگهای جدید، فناوریِ نظامی و بازنماییِ خشونت در رسانهها، «سلاخخانهٔ شمارهٔ پنج» همچنان موضوعیت دارد. رمان به ما یادآوری میکند که تجربهٔ ویرانیِ جمعی نه فقط تاریخی است، بلکه روانشناختی و بیننسلی منتقل میشود…

کتاب، حافظهٔ جمعی، و مقاومت
ادبیات مکتوب جایگاهی ویژه دارد زیرا هم قدرت انتقال سریع ایدهها را دارد و هم توان ماندگاری در حافظهٔ تاریخی. اما ادبیات در خلأ پدید نیامده است. از دوران باستان، متنهای ادبی حامل ارزشهای سیاسی و اجتماعی بودهاند…

جستاری در باب فرمگریزی در شعر معاصر ایران
در شعر معاصر ایران، بهویژه در چند دهۀ اخیر، با پدیدهای روبهرو هستیم که از حاشیه به متن آمده است: فرمگریزی. گاه آگاهانه است، گاه ناشی از شتاب یا سهلانگاری؛ گاه نشانۀ مقاومت است و گاه نشانِ گمگشتگی…