ادبیات، فلسفه، سیاست

برچسپ‌ها: فرهنگ

هوکس زندگی کاری خود را صرف مقابله با ساختارهای سرکوب و سلطه‌ورزی کرد. کتاب‌های او به عشق زنانه و مردانه می‌پردازند و با گذشت سال‌ها کماکان محبوب و مطرحند و منبعی ارزشمند برای مسائل مختلف عاطفی‎ ‎به شمار می‌روند…‏
قصه، جزء اصلی هویت ماست ولی داستان زندگی هر فرد، با تمام یکتایی‌اش، داستانِ هزار نویسنده است؛ آب و باد و خاک و آتش، مادر و پدر و معلم و خواهر و برادر و دوست و غیرِ دوست مدام در حال تاثیر گذاشتن بر این داستان…
افراد دارای اوتیسم، به شیوه‌های متفاوتی با دنیا تعامل می‌کنند و اطلاعات را پردازش می‌کنند، ولی این تفاوت‌ها لزوما به معنای نواقص نیست. درواقع شرایطی مثل اوتیسم ممکن است بخشی از تنوع عادی ویژگی‌های انسانی باشد…
شافاک که اغلب به عنوان مشهورترین نویسنده زن ترکیه شناخته می‌شود، به صراحت کلام شهرت دارد. او حامی سرسخت برابری و آزادی بیان است. دیدگاه‌هایش او را در تضاد و درگیری با دولت سرکوبگر اردوغان قرار داده است…
ترانه‌های غمگین برای هر کدام از ما معنایی متفاوت دارند. بعضی از ما برای رسیدن به آرامش یا حس تعلق یا موقع فکرکردنْ آهنگ‌های غمگین گوش می‌کنیم. یا برای تجربهٔ زیبایی، تسکین‌گرفتن یا حسِ نوستالژی به…
خشم و عصبانیت همه جا هست و از این هیجان سوءاستفاده می‌شود، ولی هر چه بهتر آن را بشناسیم، بهتر می‌توانیم از جوانب مثبتش بهره ببریم و به جای آسیب‌زدن با آن، از آن برای کمک‌کردن استفاده کنیم…
مردان دنیای ما مجبور نیستند در قالب‌های سفت و سخت سنتی خود را به‌زور جا کنند و عواطف عمیق‌شان را سرکوب کنند. این مردان آزادی و نیاز بیشتری دارند تا هویتِ مردانهٔ اختصاصی‌تری برای خودشان تعریف کنند…
انسان جانورِ حیرت‌انگیزی‌ست؛ می‌تواند با دروغ‌پردازی و سفسطه‌بافیْ خود را به مقام خدایی و پیغمبری منصوب کند و جماعتی را بفریبد و وقتی به قدر کافی یارگیری کرد، به نام خدا و اخلاق دست به هر جنایتی بزند و بعد…
آدم‌ها دوست دارند با کسانی باشند که علائق مشترکی با خودشان دارند. شما مجبور نیستید با کسانی که علاقه‌ای به کتاب ندارند یا از کتاب‌خواندن بیزارند وقت بگذرانید؛ اما اجازه‌ هم ندارید که آن‌ها را محکوم کنید…
حالا می‌دانیم که بسیاری از پادشاهان باستان، خودشیفته‌های ضعیف‌کشی بیش نبودند. اما نرسالاری و پدرشاهی در واقع جاذبهٔ عمیقی در وجود بسیاری از مردم دارد، و فقط خودِ مردم می‌توانند این بتِ درونی را بشکنند…
وقتی معیارهایی جهان‌شمول برای اخلاقیات داشته باشید، یعنی برای تشخیص حق و باطل استانداردی فراگیر دارید، و آن‌وقت می‌توانید برخی رفتارها را باطل یا غلط یا شرّ بنامید، و برخی فرهنگ‌ها را فاسد یا ضداخلاقی بدانید…
معیارهای عینیِ خوب و بد، دفاعِ ما علیه ایده‌های بد است. اگر معیارهای‌مان را ببازیم، هیچ دفاعی نداریم. با توسل به نسبی‌گرایی، ایمنیِ طبیعی‌مان را غیرفعال می‌کنیم، و خود را در برابر ایده‌های بد آسیب‌پذیر می‌کنیم…