بدن: سوژه آینه‌نمای جهان

سم کیا، هنرمند جوانی از افغانستان، که در فرانسه هنر خوانده و همانجا فعالیت های هنری اش را پیش میبرد. او علاوه بر عکاسی و مجسمه سازی، به تازگی روی فیلم کوتاهش ADA کار میکند. سم از جمله چند ویدیوآرت مفهومی برای زنان و آزادی  زنان ساخته است. مشابه اثار هنری سم را، به ندرت میتوان بین دیگر هنرمندان افغانستان یافت، هنرمندی که مشخصا به نقش زن در اجتماع و ازادی های او در کارهایش پرداخته است و به بدن نگاهی ورای تصورات رایج سنتی، اجتماعی و دینی دارد.

نقش بدن در هر اثر هنری، نقش به سزایی است که بعضا هیچ کدام از بدن های داخل نقاشی ها یا عکس ها نه تنها هیچ ارتباطی به هم دیگر ندارند، بلکه هر کدام مفهوم مجزایی از خود، جهان، سوژه و ذهن را ارائه میدهند. از همین رو، نه تنها تحلیلی کلی کار امد نیست بلکه حتا بایستی انسان واژگانی جدید برای توصیف وضعیت های مختلف بدن، جسم و پیکر در هر اثر هنری بسازد تا به راستی بتوان فهمید بدن اینه جهان نمای سوژه هاست یا این سوژه ها هستند که به تجربه پدیداری بدن میپردازند یا هم بدن خود سیری تکمیلی در تجربه سوژه ها دارد و انها را تولید میکند با حضورش. یا هم باید دید آنچه ما از بدن میخواهیم بگوییم چه اندازه امری ذهنی است و چه اندازه با فیزیک بدن نیز سر و کار داریم.

با این وضعیت، بدن در اکثر اثار هنری، هنرهای تجسمی، نقشی ثابت و ماندگار دارد. بدن به مثابه فیگور و پیکر، جسم و تن تا حد زیادی تعیین کننده مفهوم در اثر هنری است. در اغلب موارد بدن مفهومی ذهنی دارد و به روان سوژه و تمنیات فیگور و تن میپردازد، و در برخی دیگر، بدن حضور دارد تا به درک درستی از خودش برسد، به درک تجربیات تازه و شناخت های تازه، بدن حضور دارد تا خودش را بنمایاند و به دیگری نیز بدن اش را یاداور شود. هر زمان که ما از بدن میگوییم، اگر به اصل موجودی و پدیداری ان میپردازیم، مبرهن است که از بدنی برهنه به معنی دقیق کلمه اصل بدن بی هیچ عناصر اضافه دیگری سخن میرانیم.

بدن یعنی همانطور که هست، یعنی بدون پوشش و حجاب، یعنی روشن چون اینه. این بدن، بدنی است که تقلا میکند تا پس زده نشود، تا پنهان نشود، تقلا میکند تا شناسانده شود و بشناساند. در کارهای سم کیا، بدن های عریان، بدن های پوشیده شده، بدن های عصیان گر و بدن هایی که فریاد میزنند، “بوده ام، خواهم بود و هستم” بی مهابا سوژه های ادراکی زیستی پیکر و تن ما هستند از انچه بوده ایم و خواهیم بود. این بدن ها، بدن هایی بیگانه و ناملموس نیستند، بدن هایی هستند که ما هر روزه حامل انهاییم، بدن هایی که هر روزه حامل ما هستند. این پیوندی است که هنرمند با به تصویر کشیدن بدن ها در اثارش بین ما و بدن هایمان، بین بدن و جهان و سوژه و دیگری میزند. پیوندی که به شناخت منتهی میشود. به درک درست از بدن و تن. پیوندی که انسان را حتا به طبیعت باز میگرداند، طبیعتی که کنایه به سرشت و ذات تن دارد.

بدن نقش کلیدی در اثار سم دارد و هنرمند به واسطه حضور فعال بدن هاست که سوژه ای را مطرح میسازد. سوژه ای که بایستی بیشتر به ان توجه کرد و پرداخت. سوژه ای که خودمان هستیم و بدن های فراموش شده مان.

موضوعات:

Share on facebook
Share on twitter
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on email
Share on print

این مطالب هم توصیه می‌شود:

این مطالب هم توصیه می‌شود: