فلسفه و اندیشه

عصر پلوتونیوم: یادگار نسل ما در تاریخ زمین

رادیواکتیوِ ناشی از آزمایش‌های اتمی تا هزاران سال در زمین باقی می‌ماند و یادگار نسل ما خواهد بود. وقتی آیندگان داستانِ ما را از زمین استخراج کنند، معلوم می‌شود که ما خودمان را نابود کردیم یا آیندهٔ‌مان را ساختیم…

در باب قرارداد «ضداجتماعی» ژان‌ژاک روسو

خیلی‌ها «قرارداد اجتماعیِ» روسو را فراخوانی برای آزادی و انقلاب می‌دانند؛ ولی این دروغی بیش نیست. کاری که روسو در این کتاب می‌کند عملا این است که جای یک دیکتاتورِ ظالم را با ظالمی دیگر عوض می‌کند…

جست‌جوی معنا در جهان بی‌معنی

انسان در تلاشش برای دفاع از خود دربرابر دشواریِ زیستن، معنا را می‌یابد یا می‌سازد؟ شاید انسان امروز نیاز دارد جهان واقع را همان‌طور که هست بپذیرد، بیهوده و بی‌معنی.

کاش جهان با تو همان کند که تو با وی می‌کنی

این جمله دعاست یا نفرین؟ «تو»یی که مورد خطاب قرارگرفته، ستم کرده و ناحق گفته است و گوینده‌ی جمله آرزو می‌کند ظلم او به خودش برگردد؟ یا مهربانی نشان داده و انصاف خرج کرده‎ و گوینده‌ی جمله دست به دعا برداشته است…

درس‌گفتارهای فلسفه‌ی سیاسی کانت (۷): اندیشه‌ی انتقادی و قضاوت به جای دیگری

اندیشیدن انتقادی نه تنها بر آموزه‌ها و مفاهیمی که فرد از دیگران دریافت می‌کند، بر پیش‌داوری‌ها و سنت‌هایی که به ارث برده، به کار برده می‌شود، که دقیقاً با کاربرد معیارهای انتقادی بر اندیشه‌ی خود فرد است که کسی هنر اندیشه‌ی انتقادی را می‌آموزد.

دیدار در قلمرو روح: هانا آرنت و کارل یاسپرس

معمولاً در بررسی زندگی و اندیشه‌ی هانا آرنت، رابطه‌ی عاشقانه‌ی آرنت با مارتین هایدگر، و دامنه‌ی تأثیرپذیری فلسفی‌اش از او برجسته می‌شود اما آرنت بسی بیش از آن‌که در نگاه اول به نظر می‌رسد مدیون دانش و منش یاسپرس است.

درس‌گفتارهای فلسفه‌ی سیاسی کانت (۶): پروژه‌ی نقد کانت و پیامدهای سیاسی آن

فلسفه بنا به طبیعت خود چیزی باطنی است که نه برای عوام ساخته شده نه می‌تواند که برای عوام آماده شود؛ فلسفه فلسفه است تنها تا جایی که کاملاً در نقطه‌ی مقابل عقل و حتی نقطه‌ی مقابل حس مشترک قرار دارد.

معلمان تاریخ عصر ما؛ آموزگار یا روان‌درمانگر؟

زیباییِ آموزش این است که می‌تواند درد و رنج را التیام دهد؛ و آزادی بیان وقتی ارزش دارد که همه از آن برخوردار باشند. این درمورد تاریخ هم صادق است: اگر نسبت به رنج دیگران حساسیتی وجود نداشته باشد، معنایی ندارد.

خداناباوریِ معنوی: آیا ممکن است؟

تنشِ علم و مذهب در عصر ما امری تازه نیست. برای خداناباوران، «معنوی‌بودن» شاید ایده‌ای ناخوشایند باشد. اما آیا معنوی‌بودنْ شایستهٔ این همه ضدیّت هست؟ و آیا می‌توان بی‌خدا بود، و همزمان معنوی هم بود؟

درس‌گفتارهای فلسفه‌ی سیاسی کانت (۴): سیاست‌گریزی فلسفه

چقدر مردم عادی وقتی می‌گویند زندگی یک فیلسوف به مردن می‌ماند، راست می‌گویند. مرگ، جدایی میان جسم و روح، برای افلاطون دلپذیر بود؛ او به گونه‌ای عاشق مرگ بود، زیرا جسم با همه‌ی نیازهایش موجب وقفه در کاوش‌های روحانی می‌شود.

همه‌گیری کرونا از دیدگاه معنا و هدف در زندگی

تصور اینکه شخص دیگری بیاید و بسته‌ای آماده از معنای زندگی را به ما تحویل دهد، خواب و خیالی بیش نیست. هر‌کس باید برای خودش تصمیم بگیرد و به زندگی‌اش معنا ببخشد. به ویژه هنگامی که نظام زندگی وارونه می‌شود…