فلسفه و اندیشه

طوفان نوح و بردهداری؛ نمودی از تاریخسازی برای توجیه امر ناموجه
پس از طوفان نوح، پسرانش تغییر کاربری پیدا کردند تا برای تقویت جهانبینی جدیدی که سلسلهمراتب نژادی و بردگی را توجیه میکرد استفاده شوند. نمونهای از جعل تاریخ، که برای قرنها توجیهگر بردهداری شد…

کلیسای کاتولیک، مافیا و عدم عصمت پاپ
فرانسیس، پاپ قبلی، تلاش کرد گانگسترها را تکفیر کند و شکست خورد. هنوز مشخص نیست که جانشین او، لئون چهاردهم، که در گذشته همواره فساد قدرتمندان و خشونت علیه ضعیفان را محکوم کرده، مسیر مشابهی را طی خواهد کرد یا نه…

آیا میتوان معنای زندگی را از گربهها آموخت؟
به رنجهای خود دلبستگی پیدا نکنید، و از کسانی که رنجِ خود را دوست دارند، اجتناب کنید. دنبال سعادت نگردید، باشد که آن را بیابید. و مراقب کسانی که میخواهند شما را سعادتمند کنند باشید.

داوری دربارهی [داوری]: نقدی بر ترجمهی درسگفتارهای فلسفهی سیاسی کانت
درسگفتارهایی دربارهی فلسفهی کانت جای فصلی از کتاب حیات ذهن یا حیات روح را میگیرد که اجل فرصت نوشتن آن را به هانا آرنت نداد، ولی موضوع آن، یعنی قضاوت، دستکم، ذهن آرنت را، طی دو دههی پایانی عمرش، به خود مشغول داشت.

چرا آرمانشهرِ افلاطون به درد ما نمیخورد
دو هزار سال پس از افلاطون، معلوم شده است که ایدههای آرمانشهریِ او، یاوههایی بیش نیست. هیچ آدمِ عاقلی هرگز دوست ندارد در ویرانشهرِ افلاطونی زندگی کند و عمر خود را تباه سازد…

نیهیلیسم؛ تهدید همیشگی
نیهیلیسم جاذبههای کاذبی دارد که برجستهترینِ آنها را در قرن بیستم و در قالب نیهیلیسمِ سیاسی تجربه کردیم. اما از همان ابتدای تولد نیهیلیسم، برخی متفکران خطراتِ آن را هشدار داده بودند…

آیا تأمل در باب مرگ همانند پوشیدن کت خزدار در تابستان است؟
هرآنچه که موجود است، در معرض نابودی، دگرگونی، پراکندگی و فاسدشدن است. گویا همه چیز برای مرگ به دنیا آمده است. زندگی بشر زودگذر و ناچیز است: دیروز قطرهای منی، فردا مومیایی، و نهایتا خاکستر…

شما هم «ترسِ از دست دادن» دارید؟!
ترس از دست دادن، جزء لاینفک زندگی است که با پشت سر گذاشتن آن در هر مرحله میفهمیم که ما به این جهان، آمدهایم برای مراقبت و افزودن چیزی از جنس عشق به این خانه و گذاشتن و گذشتن…

آیا ما مقصر بدشانسی خود هستیم؟
هر چهقدر هم خود را زرنگ فرض کنیم، علمِ ما شدیدا محدود است و بهراحتی ممکن است بازندهٔ قمارِ زندگی باشیم. واقعیت این است که ما از استنتاج صحیح ساختار پیچیدهٔ جهان اجتماعی خودمان ناتوانیم…

کرامت انسانی چیست؟
طی دو قرن گذشته، در باب احترام بشر نظریات زیادی منتشر شده است. بشر در مواجهه با پدیدههایی چون بردهداری، کمونیسم و غیره، برای برابری و آزادی و کرامت خود تقلای زیادی کرده است. اما کرامت انسانی چیست؟

«حبس» در ادبیات و سینما: ترس از آزادی، در انتهای تونل طویل حبس
تصور زیستن در حبسی دائم تمرکز زیادی میطلبد، چرا که قرار گرفتن دقیق در آن حالات با اشراف به همه جزئیات آن موقعیت، نمیتواند تنها در چشم به هم گذاشتنی معمول فرض شود.

آیا باور مذهبی توهم است؟
برای میلیونها نفر، دین منبع آرامش است، اما برخی باورهای مذهبیْ حیاتِ بشر را بیارزش یا تخریب میکند، و ما تدریجا داریم به این موضوع پی میبریم که بسیاری از برداشتهای دینی، ناشی از اختلالاتِ روانیست…

فلسفهٔ آزادی در موسیقی بتهوون، ۲۵۰ سال پس از تولد او
دو و نیم قرن پس از تولد بتهوون، موسیقی او هنوز در اعماق جان شنوندگانش طنیناندازِ تجربهٔ آزادیست. آزادیِ اراده کماکان در کانون موسیقی بتهوون قرار دارد و موسیقی او صدای آزادیخواهی بشر است.

فلسفه نمیتواند به پرسش «چگونه زیستن» پاسخ دهد
این پرسش که «چگونه زندگی کنیم؟»، جوابِ سرراستی ندارد که همچون «گزینهٔ صحیح» همواره دمِ دستمان باشد. این نوع سوالات مثل دردهاییست که ممکن است هنوز درمان نداشته باشد اما باید تا جای ممکن آن را تسکین داد.