ادبیات، فلسفه، سیاست

برچسپ‌ها: سیاست

roman-3
امپراتوری روم طی دو قرن صلح و رفاه نسبی، به اوج قدرت سیاسی و اقتصادی رسید؛ دوره‌ای که به پکس رومانا یا «صلح رومی» معروف شد. اما نهایتا طی دوره‌ای از انحطاط و بی‌کفایتی، به جنگ داخلی دچار شد و عصر طلایی را باخت…
معمولا خیال‌مان راحت است که در زندگی همواره حفاظ‌هایی هستند که از ما محافظت می‌کنند. اما گاهی سرنوشت به خطا می‌رود و در بحران گرفتار می‌شویم؛ حفاظ‌ها از بین رفته‌اند؛ و همه چیز ممکن است در لحظه‌ای به فنا برود…
آرزوی ساخت افغانستانِ دموکراتیک و سکولار بر باد رفت. حالا خطری بسیار بزرگ‌تر از جنگ سوریه، دنیای آزاد را تهدید خواهد کرد. قدرت مطلقهٔ طالبان و رابطه‌اش با جهادگراییِ جهانی، دیر یا زود دامنِ آمریکا و دنیا را خواهد گرفت.
معیارهای عینیِ خوب و بد، دفاعِ ما علیه ایده‌های بد است. اگر معیارهای‌مان را ببازیم، هیچ دفاعی نداریم. با توسل به نسبی‌گرایی اخلاقی، ایمنیِ طبیعی‌مان را غیرفعال می‌کنیم، و خود را در برابر ایده‌های بد آسیب‌پذیر می‌کنیم…
محبوبیتِ سوسیالیسم در آمریکا رو به افزایش است. بعضی آمریکایی‌ها معتقدند این کشور برای تسریع تکامل اجتماعی و عدالتِ فراگیر، باید به سمت سوسیالیسم برود. اما بسیاری خواهان مقابله با این روند از هر طریق ممکن‌اند.
رئیس‌جمهور آمریکا با نادیده‌گرفتن ژنرال‌های ارشد آمریکایی و فرمان شتابزده برای خروج نیروهای آمریکا از افغانستان، راه را برای تروریست‌های طالبان باز کرد تا هر چه بیشتر افغانستان را در کنترل خود بگیرند…
منفعت عمومی به اموری اشاره دارد که برای همه آحاد جامعه مفیدست. حقوق و آزادی‌ها، محاکم قانونی، پلیس و آتش‌نشانی، جاده‌ها، مدارس دولتی، آب و برق و غذای سالم و منابع طبیعی همگی نمونه‌هایی از منفعت عمومی هستند…
کاهش زاد و ولد به معنای کاهش جمعیت جهان در این قرن خواهد بود؛ مگر آن‌که سیاست‌های فرزندپروری آسان‌تر شود، طوری که حضور زنان را در کسب و کار تسهیل کند، نه فقط آن‌ها را وادار به تولیدمثل کند.
سربازان اسرائیل و ارتش این کشور سعی دارند با تولید محتوای سکسی در شبکه‌های اجتماعی، روایت خاورمیانه را تحت تاثیر قرار دهند. گرچه برخی معتقدند این استراتژی جواب نمی‌دهد، بسیاری از مردم این نوع محتواها را دوست دارند.
امروز نگارشِ قانون اساسیِ کشورها، عمدتا در اختیار مقامات دولتی و حقوق‌دانان است، اما زمانی این کار جزو سبک‌های ادبی و خلاقیت‌های فرهنگی بود، مثل نوشتنِ شعر، نمایشنامه، مقالات روزنامه، یا حتی رمان.
فرهنگ ما آمیخته به تلافی‌جویی‌های کودکانه است؛ تا حدی چون دچار نابرابری‌ست. ولی ما نمی‌توانیم با مجازات دیگران به سمت جامعه‌ای عادلانه‌تر گام برداریم.
انسان در تلاشش برای دفاع از خود دربرابر دشواریِ زیستن، معنا را می‌یابد یا می‌سازد؟ شاید انسان امروز نیاز دارد جهان واقع را همان‌طور که هست بپذیرد، بیهوده و بی‌معنی.