ادبیات، فلسفه، سیاست

برچسپ‌ها: سیاست

ir
ایران بالاترین سرانهٔ اعدام را در تمام دنیا دارد. زن‌ستیزی عمیقا در تار و پود رژیم ایران بافته شده است. همان‌طور که یهودستیزیْ سوختِ نازی‌ها بود، زن‌ستیزی هم سوختِ آخوندهای فاشیست در ایران است…
این یک انقلاب است. این آخر جاده برای جمهوری اسلامی است. این رژیم قابل اصلاح نیست. اصلاحات سال‌ها پیش تست شد. با این نوع رژیم و این نوع رهبر، اصلاحات ممکن نیست. حکومتِ جایگزین را عبارت «زن، زندگی، آزادی» تعیین خواهد کرد…
آرمان اوکراینی‌ها عبارتست از ملیّت مستقل با انتخابات آزاد و منصفانه؛ و حق تعیین سرنوشت‌شان به دست خودشان. ایرانی‌ها هم آرمانی مشابه دارند که در همین چند هفته گذشته صدها جان و هزاران اسیر از آن‌ها گرفته است…
در کنار دختران و زنانی که به ضرب گلوله و باتون کشته می‌شوند، تعداد زیادی از پسران و مردان هم کشته شده‌اند. این نسل نه فقط خشم خود را، بلکه غضب و تحقیر و توهین و دل‌شکستگی و بی‌عدالتی تمام ۴۳ سال گذشته را با خود حمل می‌کند…
حتی اگر رژیم ایران بخواهد برای دوام خودش هم که شده، قدری از محدودیت‌های دینی را کم کند و ظاهری تعدیل‌شده به خود بدهد، چیزی از اعتراضات مردمی کم نخواهد شد. ایرانی‌ها دیگر آخوندها و سپاه را دو نیروی شرّ می‌دانند…
دوام جمهوری اسلامی فقط مرهونِ قوای قهریه نبوده است. نبوغ این نظام این بوده که درون ساختار خود، سوپاپ‌های اطمینان هم قرار داد. رژیم ایران همهٔ مشخصات دیکتاتوری را دارد، ولی پشت نقابی از مردمی‌بودن پنهان شده…
جمهوری اسلامی جنگ ارزش‌ها را وا داده است. نبردِ نمادها گواهی بر این واقعیت است. تعریف مردم از مفاهیمی مثل وطن، سرباز، غیرت و شهادت دیگر عوض شده است. ارزش‌های خرافی جمهوری اسلامی شانسی برای پیروزی ندارد…
«ام‌القرای جهان اسلام»، «کعبهٔ آمالِ مسلمانان جهان»، «مهد تمدن نوین اسلامی»، هر روز در حال پاک‌کردنِ آبروریزی تازه‌ای از چهرهٔ خود است. «رهبر مسلمانانِ جهان» راه می‌رود و توطئهٔ «عناصر آمریکایی» را خنثی می‌کند…
آینده، یک جای دور نیست. یک اسم نیست. بلکه در واقع یک «فعل» است، یک کنش است: چیزی‌ست که ما امروز می‌سازیم. ما نمی‌توانیم اجازه دهیم که آینده مثل موجی بیاید و بی‌اختیار ما را ببرد یا از طرفِ دیگران به ما دیکته شود…
میخائیل گورباچف، آخرین رهبر شوروی و از مسببان پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، در سن ۹۱ سالگی مرد. او به رغم دستاوردهای بزرگش در زمان تصدی دولت، در دوران بعد از آن هیچ کاره‌ای نبود…
افراطیونْ هیولاهای خواب‌های دوران کودکی من بودند؛ تهدیدی که مدام بزرگ‌تر می‌شد. خانواده ما آن‌ها را دست‌کم نمی‌گرفت. می‌دانستیم هر چه تحصیل‌کرده‌تر باشند، هر کاری برای دفاع از ایدئولوژی خودشان می‌کنند…