ادبیات، فلسفه، سیاست

برچسپ‌ها: ترجمه

صاحب رمانیایی کافه به کسانی که دور میز نزدیک در نشسته بودند، می‌گفت: «توی کافه من درباره‌ی هر چیزی بخواید می‌تونید حرف بزنید، الا سیاست. غیبت کنید، درباره ورزش حرف بزنید، حتی درباره سکس، اگه خوشتان می‌آید. ولی بحث سیاسی نکنید لطفاً. اشتهای همه خراب می‌شود.»
بزرگ‌ترین معمای سیر حکمت در اروپا آن است که فروغی از چه منبع یا منابعی برای نوشتن این اثر سترگ بهره گرفته است. اگر این معما گشوده بود، بهتر می‌توانستیم درباره‌ی پست و بلند زبان و درون‌مایه‌ی این کتاب کلاسیک داوری کنیم.
برخی مترجمانِ آثار ایمانوئل کانت، یا دیگر متون کلاسیک فلسفی-سیاسی، به فارسی هر جا به واژه‌ی commonwealth رسیده‌اند، آن را به طور اتوماتیک به «مشترک المنافع» برگردانده‌اند.
هر چند مردم خیلی از جزییات مراسم قرعه‌کشی را فراموش کرده بودند و جعبه اصلی هم سیاه شده بود، اما هنوز می‌دانستند از سنگ چطور استفاده کنند. همه به سمت کپهٔ سنگی رفتند، که بچه‌ها از قبل آماده کرده بودند…
واژۀ سردخانه تداعی‌گر تصاویری از یک اتاق بهداشتی است که توسط افراد متخصص با روپوش‌های آزمایشگاهی و دست‌کش‌های پلاستیکی اداره می‌شود. با وجود این، تصور ما از سردخانۀ مدرن و استریل، با منشأ آن متفاوت است…
درس‌گفتارهایی درباره‌ی فلسفه‌ی کانت جای فصلی از کتاب حیات ذهن یا حیات روح را می‌گیرد که اجل فرصت نوشتن آن را به هانا آرنت نداد، ولی موضوع آن، یعنی قضاوت، دست‌کم، ذهن آرنت را، طی دو دهه‌ی پایانی عمرش، به خود مشغول داشت.
در یکی از مراحل تکاملی انسان حتما این واقعیت درک شده است که با مرگ جسم، آگاهی نیز می‌میرد. نظریه‌ای که می‌گوید، مرگ فراموشی ادراک است در اصل یک واقعیت پیچیده‌ای‌ست که فقط می‌توان با قیاس کردن به آن دست یافت، نه مشاهده.
بسیاری به این باورند که اختلافات فلسفی بر سر ماهیت و ریشه‌های حقوق بشر را باید کنار گذاشت.‌ زیرا ما در قرن بیست و یکم زندگی می‌کنیم،‌‌ قرنی که حقوق بشردر کنار افکار فلسفی در متن قانون نیز به شکل صریح و آشکار درج شده است.
«رایش سوم رویاها» تاریخچه‌ای نامتعارف از دوران هیتلر است؛ در این کتاب شارلوت براد، خبرنگار یهودی، خواب‌های یهودیان در دوران رایش سوم را جمع‌آوری کرده‌اند؛ خواب‌هایی عجیب که به نظر می‌رسد به شکلی غریب با وقایع همان زمان و یا فاجعه‌های که بعدها به وقوع پیوست ارتباط دارد.