ادبیات

شعر به‌مثابه شایعه: صدای زنانه در دل خاموشی

ادبیات زنان در ایران امروز، دیگر تنها پژواکی از احساسات فردی یا رمانتیسیسم خانگی نیست؛ بلکه ابزاری برای بازنمایی هویتی چندلایه، سرکوب‌شده و مقاوم آنها است. شعر الهام اسلامی یکی از نمونه‌های برجسته‌ی این جریان است…

قدرت ادبیات گمانه‌زن؛ کتاب‌هایی که آینده را می‌بینند

ادبیات گمانه‌زن می‌تواند بر اجتماع و سیاست اثر بگذارد، به‌خصوص وقتی افکار عمومی در حوزه‌های فناوری، محیط‌زیست و جامعه‌شناسی، از این آثار الهام می‌گیرند. این آثار فرصتی برای نقد و بازاندیشی در فرهنگ عامه و طرح پرسش‌های اخلاقی فراهم می‌آورند…

پژواک زمرمه‌ها در منظومۀ «تک‌گویی پادشاه سکوت»

گیراگُوسیان تمام جهان را در پژواک «پادشاه سکوت» خود خلاصه کرده. او جمله‌ای دارد دربارۀ شعر و رمان که فراگیر برای تمام هنرهای فکریِ زبانی است: «شاعران و نویسندگان جادوگرهایی متعالی و به‌غایت رسیده‌ای هستند که جهان را به تعالی می برند.»

تک‌گوییِ پادشاهِ سکوت

در تبعیدم و هرازگاهی نجواکنان با تو چیز‌هایی می‌گویم؛ و تو این را نمی‌دانی. سرم بر تخت است و پاهایم تکیه بر دیوار و نگاهم را مستقیم به پاهایِ تکیه‌زده‌ام بر دیوار دوخته‌ام. و این‌چنین، با تو شریک می‌شوم…

«پیاده‌روی طولانی»؛ چرا اولین و آزاردهنده‌ترین رمان استیون کینگ هنوز هم تازه است؟

رمان «پیاده‌روی طولانی» که کینگ در دوران دانشگاه در دههٔ ۱۹۶۰ نوشت، جوانانی را تصویر می‌کشد که در ماراتنی مرگبار برای سرگرمی با هم رقابت می‌کنند. نسخهٔ سینمایی جدیدش یادآوری‌ست از این‌که این رمان پیش‌بینی‌کنندهٔ عصر تلویزیونِ واقع‌نما بود…

Classics

کلاسیک‌ها در عصر دیجیتال؛ چرا هنوز اهمیت دارند

در عصر دیجیتال، کلاسیک‌ها همچنان به عنوان منابع آموزش، سرگرمی و تحلیل اجتماعی عمل می‌کنند و نشان می‌دهند که ادبیات، حتی پس از گذشت سال‌ها، می‌تواند پلی بین نسل‌ها، فرهنگ‌ها و تجربه‌های انسانی باشد…

نگاهی به داستان: «دنیای قشنگ نو» اثر آلدوس هاکسلی

در «دنیای قشنگ نو»، همه چیز از پیش برنامه‌ریزی شده است: ژنتیک، طبقه اجتماعی، نقش‌های شغلی و حتی علاقه‌ها و هیجانات. انسان‌ها از همان تولد، با روش‌های علمی و تربیتی به نوعی «ماشین اجتماعی» تبدیل می‌شوند…

نگاهی به داستان: «سلاخ‌خانه شماره پنج» اثر کورت وانه‌گوت

در عصرِ جنگ‌های جدید، فناوریِ نظامی و بازنماییِ خشونت در رسانه‌ها، «سلاخ‌خانهٔ شمارهٔ پنج» همچنان موضوعیت دارد. رمان به ما یادآوری می‌کند که تجربهٔ ویرانیِ جمعی نه فقط تاریخی است، بلکه روان‌شناختی و بین‌نسلی منتقل می‌شود…

ادموند ویلسون در میان «انگلیسی‌های نفرت‌انگیز»

احساسات ضدانگلیسی‌اش که به هر حال شدید بود، با این تفکر که انگلستان بار دیگر آمریکا را به یک جنگ وحشتناک و کاملاً غیرضروری کشانده است، تقویت شده بود و او تمایلی نداشت با هیچ نماینده‌ای از آن کشور دیدار کند…