تجسد یوتوپیا، از اعماق دِستوپیا: مکثی بر خوابیداری هفت زن

«خوابیداری هفت زن» به واکاوی قاب‌به قاب زندگی روزمره‌ی زنان کابل آرمانی پرداخته است. زنانی مستقل، آگاه، خودساخته، هنرمند، درون‌گرا و عمیق. صفاتی که در سراسر گیتی، خاصه در کابلی که همه می‌شناسیم برای زنان، دردسرآفرین و چه بسا مرگ‌آفرین است؛ اما در کابلِ زاییده‌ی تخیلِ خسرو مانی، امری طبیعی و بدیهی‌ست.

جستاری تحلیلی بر داستان کوتاه «پزشک دهکده» اثر فرانتس کافکا

ساختار رویا در «پزشک دهکده» کمتر از سایرین دچار دخل و تصرف ادبی شده و نویسنده تلاش کمتری برای «واقعی» جلوه دادن آن کرده است. از همین رو است که هنگام خواندن آن، به سادگی و از همان پاراگراف‌های اول بدون آنکه اتفاق خارق العاده‌ای افتاده باشد و صرفا با نگاهی به فرم روایت، متوجه می‌شویم که با یک رویا سر و کار داریم. اتفاقی که حتی در شوک آورترین داستان کافکا، یعنی مسخ، که معروفترین اثر نویسنده نیز هست، رخ نمی‌دهد.

چرا رمان  «۱۹۸۴» جورج اورول تصویری از جهان امروز است؟

مردم در سراسر جهان بارها رمان  «۱۹۸۴» جورج اورول را که همچون کتاب راهنمایی برای دوره‌های  خفقان و سختی است بازخوانی می‌کنند. رمان  «۱۹۸۴» اثر جورج اورول، نویسنده بریتانیایی، حکایت فضایی خفقان آور از توتالیتاریسم است که حتی امروز نیز با خواندنش دچار شوک می‌شویم.

رمان، جایی میان نویسنده و مخاطب نفس می‌کشد

ولف‌گانگ آیزر، نظریه‌پرداز ادبی آلمانی، می‌گفت، هر کار ادبی، درست در فاصله میان متنی که نویسنده خلق کرده است و «به‌ فهم درآمدن» آن از سوی خواننده، هنگام خواندن اثر مذکور، پا به عرصهء حیات می‌گذارد. آیزر، در رساله‌ء خود زیر عنوان «پدیدارشناسیِ فرایند خوانش» در بارهء شکاف‌ها و خالی‌گاه‌هایی موجود در متن می‌نویسد که باید از سوی خواننده پر شود

روزگاری که موسیقی در جده حرام بود

هنوز هم هجوم احساسات ضدونقیضی که در اولین شب رسیدن به الخبر به سراغم آمد، فراموش نکرده‌ام: گرما و ترافیک شدید، نگاه‌های هیز و همراه با قضاوت غریبه‌ها – و آن حس عجیب ورود به یک پناهگاه، هنگامی که پدرم ما را به یک فروشگاه نوار کاست در خیابان ملک خالد برد.

حقیقت انسانی و واقعیت مستند در ادبیات داستانی

حقیقت در ادبیات داستانی یا فیکشن به چه معناست؟  بنیاد داستان بر حقیقت گذارده نشده و داستان رویدادهایی را که در زندگی واقعی رخ داده بیان نمی‌کند و شخصیت‌های داستان وجود خارجی ندارند. در واقع هدف یک رمان این نیست.  رمان از همان اول به شما می‌گوید که واقعی نیست. پس منظور ما از حقیقت در ادبیات داستانی چیست؟ 

نوشتن عشق است، نه بزنس

ما هنوز چیزی به نام «صنعت نشر» در افغانستان نداریم، و نه بازاری به نام نشر. آن‌چه ما در افغانستان داریم، چاپ‌خانه است. از سوی دیگر، باید این را باید بپذیریم که کتاب کالایی است که در فرایند چاپ تولید می‌شود و کتاب‌خوان هم یک مشتری که آن کالا را می‌خرد. تفاوتش با بقیه کالاها و انواع خرید و فروش این است خرید و فروش کتاب ابعادی فراتر از صرفاً تجاری دارد.

طنز آموزش «شکل دگر خندیدن» است

مولانا جلال الدین می‌گفت: «عشق آموخت مرا شکل دگر خندیدن». می‌توان به جای آن عشق «طنز» هم گذاشت. در نظر من، هدف طنز همان آموزش «شکل دگر خندیدن» است. به این معنا که شما در طنز چیزهایی را به دیگران نشان می‌دهید که دیگران احتمالا نتوانسته‌اند ببینند؛ اما طوری نشان می‌دهید که دیگران وقتی آن را می‌بینند خنده شان می‌گیرد.

سلمان رشدی: کار نویسنده باید از پس محک تاریخ برآید

سلمان رشدی در چهل سال گذشته شانزده عنوان کتاب منتشر کرده، ‌از جمله «بچه‌های نیمه‌شب» که گل سرسبد کتاب‌های برنده جایزه بوکر است، اما نام او با «آیات شیطانی»، پنجمین رمان او گره خورده؛ کتابی که فتوای قتل او را از سوی آیت‌الله خمینی، رهبر مذهبی ایران، در سال ۱۹۸۹ به دنبال داشت. مطلبی که می‌خوانید مصاحبه الیسون بیرد نشریه هاروارد بزنس رویو با سلمان رشدی درباره آثار و کار او به عنوان یک نویسنده است.

چرا این‌قدر به کتاب‌هایی که نابود یا ناپدید شده‌اند، علاقه داریم؟

برای کتاب‌بازهایی مانند من، دانستن اینکه این آثار زمانی بودند و اینک نیستند دردآور است. ون استراتن می‌نویسد: «نقل‌قولی از پروست هست که می‌گوید، برای آزادکردن آن چشمۀ اندوه، آن حس خوب نشدنی، آن عذاب‌ها که راه عشق را می‌سازد… باید خطر یک امر ناممکن وجود داشته باشد». من نیز فکر می‌کنم این اشتیاق به کتاب‌های ازدست‌رفته نیز، مانند عشق به یک انسان دیگر، معمولاً از ناممکنیِ خواندنِ آن سرچشمه می‌گیرد».

شایگان از چشم آشوری؛ در اهمیت شناخت سنت و زبان

یک نکته را در مورد شایگان باید گفت که تا کنون کسی نگفته و خودِ او هم بر زبان نیاورده است. و آن این است که او هم از دنیای روشنفکری ایرانی هست و هم نیست. به همین دلیل، دامنه‌ی بازتابِ نوشته‌های او از دایره‌ی گروهی از سرامدانِ روشنفکری فراتر نمی‌رود و، برخلافِ کسانی چون فردید و شریعتی، سازنده‌یِ فضایِ فکریِ خاصی هم نبوده است.