ادبیات، فلسفه، سیاست

برچسپ‌ها: دموکراسی

دموکراسی‌های دنیا در حال پیرشدن هستند؛ برای همین شاهد ریسک‌گریزی و انفعال سیاسی و تضعیف چشم‌انداز بلندمدت در این کشورها هستیم. و به‌عنوان یک راه‌حل، شاهد افزایش مشارکت سیاسی نوجوانان در این کشورها خواهیم بود…
رسانه‌های اجتماعی با توسل به مکانیسم‌های راستی‌آزمایی یا بستنِ حساب کاربران، سعی در مهار اطلاعات غلط دارند. این اقدامات می‌تواند موثر باشد، اما درعین‌حال امکان مشارکت در گفتگو را از بسیاری از افراد می‌گیرد…
رواداری به‌معنای احترام به عقاید نیست. کسانی که فکر می‌کنند رواداری یعنی ناراحت‌نکردنِ دیگران، معنای آن را تحریف کرده‌اند. ایجاد تمایز بین این دو مفهوم نکته‌ای کلیدی در شناخت حقوق طرفین مناقشات عقیدتی است.
شیطان‌شناسی یک سنتِ سیاسیِ دیرینه در آمریکاست. تجربهٔ توطئه‌هراسی در تاریخ آمریکا به ما هشدار می‌دهد که تهدیدِ واقعی از جانبِ اهریمن نیست؛ بلکه تهدید واقعی از جانبِ شیطان‌شناسانی است که خود را در جنگ با شیطان نشان می‌دهند…
فرهنگ حذف تهدیدی علیه جامعه است، چون در پیِ تشکیلِ جبههٔ عقیدتی است و نه دنبال حقیقت. باور به تکثر یعنی این‌که همزیستیِ عقاید مختلف در یک جامعه، نه‌فقط امکان‌پذیر که لازم هم هست، چون جامعه از آن سود می‌برد.
در خارج از فرانسه، لائیسیته با نافهمی مواجه شده است که با توجه به روند جهانی‌سازیِ مالی جای تعجب ندارد. اما در فرانسه، جامعهٔ سیاسی بر جوامع خیالی ارجحیت دارد، چون تنها ساختاری‌ست که می‌تواند هم آزادی و هم برابری را تضمین کند.
چرا دیکتاتورها و قدرت‌طلبان این‌قدر طولانی در قدرت باقی می‌مانند؟ آن‌ها چگونه مردم را کنترل و طغیان‌‌ها را مهار می‌کنند؟ چگونه رقبای خود را از میدان به در می‌کنند؟ و چگونه فرایندهای ظاهرا دموکراتیک مثل انتخابات را دستکاری می‌کنند تا قدرت‌شان را تضمین کنند؟
از قدیم سیاست‌دانان پذیرفته بودند که موقعِ انتخابات، منافع فرد و منافع جامعه تضاد پیدا می‌کنند. آنتونی داونز، اقتصاددادن آمریکایی، در کتابِ «نظریۀ اقتصادی دموکراسی» که سال 1957 منتشر شد، نوشته است که آدمِ منطقی، اگر بداند بعید است رایِ او نتیجۀ انتخابات را به‌نفع کاندیدای موردنظرش تغییر دهد، نباید وقتش را تلف کند و رای بدهد. در این عقلانیتِ انسانی، یک عملِ مستقل که هیچ ارزشِ ابزاری برای شخص ندارد، اساسا نابخردانه است، و تنها توجیهِ آن، ایجاد حسِ غرور یا مشارکت با دیگران است که از رای‌دادن به‌دست می‌آید.
در فضای سیاسیِ امروز که آمیخته به عوام‌گرایی و بیگانه‌هراسی است، هرکسی ممکن است وسوسه شود که در خانه بنشیند و از روابط اجتماعی و عمومی طفره رود. درواقع این ذهنیتِ غالب وجود دارد که سیاستِ افراطی و کاپیتالیسمِ نئولیبرال و فساد را نمی‌توان جایگزین کرد. گویا احساس همبستگی بین دولت‌های ملی، جای خود را به تنفر از خارجیان و نوستالژی برای شکوه ملی گذشته داده است.
زنان نه از جملات قصار مدعیان روشنفکری و باورمندان به حقوق برابر زنان سود بردند و نه از اقدام نظامی و سیاسی ائتلاف. در هشتم مارچ ۲۰۲۰، اختیار زنان افغان را به بنیادگرایی می‌سپارند تا دیگر باد بهاد گیسویش را پریشان نکند و به دیدار یارانش به کافه نرود.