
تکرار یک رویا
پدرم از مرده نمیترسد. من هم در فیلمها دیدهام که چگونه مرده را روی تختهای میگذارند و چهار نفر آن تخته را به دوش گرفته با خود به سمت خاکستان میبرند. اما نمیدانم به خاطر اینکه نزدیک امتحانات پایانی ترم اول است، مامان و بابا نخواستهاند من در تشییع جنازه پدربزرگ حاضر باشم یا به خاطر اینکه از فضای غم آلود خاکستان و شیونهای مادربزرگ دور بمانم.










