
فلسفۀ «فلسفۀ عامهپسند» چیست؟
فلسفۀ عمومی طیفی دارد که از همهفهمسازیِ ایدههای فلسفی گرفته تا کاربرد آن ایدهها را در زندگی روزمره شامل میشود. این یعنی فلسفۀ عمومی مستلزم انجام کار مکتوم در فضای علمی [آکادمیک] توسط فیلسوفان است.

فلسفۀ عمومی طیفی دارد که از همهفهمسازیِ ایدههای فلسفی گرفته تا کاربرد آن ایدهها را در زندگی روزمره شامل میشود. این یعنی فلسفۀ عمومی مستلزم انجام کار مکتوم در فضای علمی [آکادمیک] توسط فیلسوفان است.

تصویر مردمی شیفته که مستقیم به صفحه مونیتور چشم دوختهاند، قیاسی با تمثیل افلاطون در ذهن میآفریند: صفحات موبایل و کامپیوتر ما، دیوارهای غار زمان ما هستند، و ما با تماشای آنها شاهد نمایشی کمنور از واقعیت روزمره هستیم.

برای بیشتر رشتهها بازاری برای اشتغال وجود دارد. اما آیا دانشجویان فلسفه نیز استخدام میشوند؟ آیا در کل فلسفه برای فیلسوف و جامعه نان و آب میشود؟
«رایش سوم رویاها» تاریخچهای نامتعارف از دوران هیتلر است؛ در این کتاب شارلوت براد، خبرنگار یهودی، خوابهای یهودیان در دوران رایش سوم را جمعآوری کردهاند؛ خوابهایی عجیب که به نظر میرسد به شکلی غریب با وقایع همان زمان و یا فاجعههای که بعدها به وقوع پیوست ارتباط دارد.

آیا اسلام با حقوق بشر سازگاراست؟ پاسخ این پرسش تعلق به نوع اسلام، حقوق بشر و همچنان اینکه در کجا و با چه کسی این بحث را مطرح می کنیم، دارد. درین نوشته، ماری جول پیترسن به چگونگی دیدگاه و برداشت های مختلف پیرامون حقوق بشر از منظر اسلام که در ادوار مختلف تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی توسط گروه های مختف شکل گرفته اند، پرداخته است.

از کارزار «#نامم کجاست» سه سال میگذرد اما هنوزهم ذکر نام زنان در اجتماع تابو و عیب پنداشته میشود. امروز اکثریت دختران حتی در شهرهای بزرگ افغانستان که فضا برای زنان بازتر بوده و سنتها و عرفهای دست و پا گیر زنان تا حدودی شکسته شده، با نام مستعار در شبکههای اجتماعی فعالیت میکنند.

سفر میتواند آدم را عوض کند. جیمز بازوِل، مولف اسکاتلندی میگفت سفر او را به «مردی کاملا متفاوت» بدل کرده است. آدام اسمیت گلایه داشت که جهانگردانِ جوان، خیلی زود مغرور و بیمرام میشوند. سارا ویلر نوشته است که سفرهای قطبیِ او، ظاهرا تغییری معنوی بهبار آورده است. و علم هم موافق است. مسافرت میتواند ما را شادتر و خلاقتر کند، و شخصیتمان را عوض کند.

یکی از باورهای عوامفریبانه این است که غیرمتخصصان هم به اندازۀ حرفهایها صلاحیتِ تشخیص دارند. دربرابر این عقیده، فلسفه آسیبپذیرتر از علوم طبیعیست. این عقیده ناشی از آرمانِ «پرسشگر مطلقا مستقل» است که هیچچیز را مسلّم نمیشمارد و فقط از ایدههای دستاول استفاده میکند

واقعیت این است که افغانستان کشوری عمیقا نژادپرست است. گرچند نخبگان سیاسی در پی نفی و کتمان چنین معضلی در افغانستاناند و سخنگفتن از آن اغلب با ادبیات سیاسی مانند حفظ وحدت ملی و دوری جستن از نفاق قومی سرکوب میشود، اما نژادپرستی بهصورت روزمره از شهروندان کشور قربانی میگیرد.

در شراق تعریف ما از نژادپرستی چیست و مصداقهای مشخص آن کدامهاست؟ معادلهای بومی و خاستگاه نژادپرستی در فرهنگ شرقی چیست؟ ربط نُرمهای اجتماعی و سازوکارهای فرهنگی با تبعیض نژادی چیست؟ ایا برداشت کشورهای منطقه از مفهوم نژادپرستی با غرب تفاوت دارد؟ افراد تبعیضگر در نظامهای سیاسی چه سود شخصی و گروهی میبرند؟ اینها پرسشهایی است که مهمانان میزگرد «مصداقهای غیرغربی نژادپرستی» که به ابتکار انستیتوت مطالعات استراتژیک برگزار شد، به آن پرداختند.

رویارویی طبیعت و بشر برای همیشه ادامه خواهد داشت و بخشی از حاصل این مواجهه، خلق ادبیات و آثار داستانی است که اگر خوانده شوند، چیزهای زیادی در مورد زندگی و قوانین نانوشتهٔ آن به ما میآموزند.

شاید این را شنیده باشید که گفتهاند، «تو باور داری چون اینطور به تو یاد دادهاند.» این را برای این گفتهاند که از قدرتِ باورمان بکاهد و ما به عقایدمان شک کنیم، یا حتی بتوانیم عقایدمان را کاملا رها کنیم. ولی چرا؟ چون، صرفِ اینکه عقایدِ من نتیجۀ بزرگشدن در یک جامعۀ بخصوص است، نمیتواند چیزی را اثبات یا انکار کند ـــ حتی وجود خدا را ـــ بلکه فقط یک واقعیتِ روانیِ ملالآور را دربارۀ من آشکار میکند.