در حالی که رژیم ایران جایی برای اصلاح ندارد، دلواپسانِ نظام که عمدتا از اصلاحاتیون هستند، هنوز به نظام امید دارند و دنبال انقلاب از بالا به جای انقلاب از پایین هستند. انقلابی از بالا که بقای رژیم را تضمین کند…
زمان تصرف افغانستان به دست طالبان، بسیاری از ناظران سادهلوحانه وعدههای گروه مبنی بر اتخاذ میانهروی را باور کردند. اما از ابتدا هم معلوم بود که این غیرممکن است. چون شیوهٔ بقای طالبان با هر گونه آزادی در تضاد است…
تاریخ را فاتحان مینویسند: این یکی از تکراریترین کلیشههای تاریخ است. ولی واقعا این باورِ رایج درست است؟ اصلا تاریخ چگونه نوشته میشود و چه کسی تاریخ را مینویسد؟
تلاش دولت اقلیم کردستان برای استقلال اقتصادی تنها منجر به افزایش اختلافهای داخلی و گسترش فساد و دزدسالاری شده و وابستگی آن را از عراق به ترکیه و از کمکهای خارجی به درآمدهای نفتی تغییر داده است…
اهالی طبقهٔ مرفه جامعهٔ آمریکا فوقالعاده کیسینجر را دوست دارند. او هموطن محبوب آنهاست، و خیلی مراقبند که احساسات ظریف او را جریحهدار نکنند. اما وقتی سابقهٔ کیسینجر را مرور میکنیم، واقعا هولناک است…
بسیاری از مشکلات بزرگ امروز، مسائلی جهانی هستند و نیازمند همکاری بینالمللی. حتی اگر آمریکا و اروپا به کربن صفر دست پیدا کنند، این به تنهایی مشکلات اقلیم را حل نخواهد کرد. مگر آنکه همهٔ کشورها مشارکت کنند…
رژیمهای نظامی و شبهنظامی به انتقال سیاسی و دموکراتیک در کشورهای جهان سوم تن نمیدهند. بهخصوص وقتی پای منافع ژئوپولیتیک و بازیگران خارجی در میان باشد. آنها دشمنان صلح و دموکراسی هستند…
اگر رجب طیب اردوغان رئیسجمهور جنجالی ترکیه در انتخابات پرماجرا اما مشکوک امسال از قدرت کنار زده شود، شاید شانسی برای ایجاد تغییر مثبت واقعی در جهت دموکراسی در ترکیه و منطقه شکل بگیرد…
موازنهٔ ریسک در جهان سوم امری رایج است. دولتهای جهانِ سوم بسیار ریسکگریزند. با ظهور قدرتهای جدید از میان این کشورها و ایجاد جهانی چندقطبی، آمریکا ناگزیر است با شرایطِ جهانِ چندقطبیِ جدید تعامل کند…
وقتی در پاییز ۱۹۸۰ جنگ ایران و عراق درگرفت، آمریکا بر سر دوراهی بود که طرفِ کدامشان را بگیرد. هنری کیسینجر این معضل را در یک جمله خلاصه کرد: «حیف که نمیشود هر دو بازنده باشند»…
اقلیم کردستان عراق عملا در دست فرقههایی قرار دارد که هر کدام ناحیهای را کنترل میکند. رشد و موفقیت نواحی مختلف بدون روابط حزبی ممکن نیست. فقر، نبود فرصت، و سرکوب آزادی بیان و تجمعات از مشخصههای این نواحیست…
نخبگان آفریقای جنوبی، یادگار ماندلا را پایمال کردهاند. کنگرهٔ ملی آفریقا دیگر بر دل و جان مردم حکومت نمیکند. فرهنگ و رفتار کنگرهٔ ملی با آن حزبی که کشور را به سمتِ آزادی رهبری کرد، هیچ سنخیتی ندارد…