Tag: ادبیات جهان

پسر روزنامه را روی میز سُراند و پاهایش را روی هم انداخت و طوری که انگار برای بار اول است پدرش را می‌بیند، به او نگاه کرد. در این بین مادربزرگ، «آه» جانسوزی از درون کشید. پدر، مادر، نوزاد به مادربزرگ نگاه کردند.
صبح که شنیدم مردی با پای لنگ از اتاق ۱۳ بیرون آمده است، فهمیدم فرد دیگری این کار را انجام داده است. می‌دانستم فرد دیگری باید دزدی کرده باشد زیرا من روی عرشه تنها بودم و به کسی نگفتم چه چیزی را دیده‌ام…
فرانک اوکانر نویسنده و منتقد ادبی، و مترجم ادبیات گیلیک بود. او داستان‌های پرشماری نوشته است که بیشترشان به زندگی شخصی و تجربیات خودش مربوطند. برای همین هم آثار او را بیشتر از منظر بیوگرافی تحلیل می‌کنند…
این اثر در ۱۹۵۱ توسط نویسنده‌ی ایرلندی فرانک اوکانر در مجموعه داستان «نمونه مسافران» منتشر شد. اوکانر معصومیت و تجربه و نیز طنز و جدیت را در این داستان پرداخته است. این داستان طنزی است خفته در زیر تراژدی…
وقتی سرش به اولین لیوان گرم می‌شد خودش تشخیص می‌داد که حماقت کرده است. دومی را می‌نوشید تا حماقتش را فراموش کند، و سومی را تا فراموش کند که نمی‌تواند فراموش کند، و در آخر مست و پاتیل می‌آمد خانه…
مارتین ایمیس، مولف انگلیسی، دههٔ هفتم حرفهٔ درخشان نویسندگی خود را تجربه می‌کند. اگر می‌خواهید بدانید که مطالعهٔ آثار او را از کجا باید شروع کرد، این راهنمای آسان در انتخاب کارهای او به شما کمک خواهد کرد…
هر اثر ادبی مضمونی دارد؛ مضمونی واحد ممکن است در آثاری متعدد استفاده شود. مضمون ممکن است تدریجی شکل بگیرد. پیدا کردن مضمون کتاب ممکن است کار دشواری باشد، چون لزوما در قالب واژه‌هایی صریح و روشن بیان نمی‌شود…
پو اعتقاد داشت بزرگ‌ترین هنر یعنی تاثیر بر احساسات. به همین دلیل هم وجود منطق و اینتلکت در داستان‌های رمانتیک را رها کرد و فقط به احساسات و غریزه رو آورد و از قالب گوتیک استفاده کرد…
روبرتو کالاسو نویسندهٔ شهیر ایتالیایی از میان ما رفت. او را غول ادبیات ایتالیا خوانده‌اند؛ نویسنده‌ای که دوباره خدایان را به ادبیات دعوت کرد تا افسانه‌های بزرگ باستان را بازگویی کند…
استیون کینگ به‌خاطر رمان‌ها و داستان‌های کوتاهِ وحشتناکش معروف است. طی سال‌های متمادی، او با خلق ده‌ها قصهٔ مخوف، خوانندگانش را همواره به وحشت انداخته است. تعداد زیادی از آثار او به سینما هم راه یافته‌اند…
به نظر می‌رسید انتظار کشیدن تمامی نداشت. هزاران بار از صندلی بلند شد و در اتاق راه رفت و دوباره روی صندلی نشست. اغلب فکر می‌کرد که آخرسر بدون داروها پیش مادرش می‌رود. اما او برای گرفتن داروها آمده است…
زمین هموار رینگ مسابقه با طناب کلفت گره زده به تیرکها محصور شده بود. محل آن در حومه شهر ایروان در مسیر دهکده «زُوونی» به منطقه «یِقوارد»، کمی دورتر از جاده قرار داشت. نزدیک بن بوته‌ها هنوز لکه‌های کوچک و گل آلود برف...