Ivory_billed_woodpecker

پرندگانِ منقرض‌شده: نمادهایی که در ادبیات و فرهنگ عامه زنده‌اند

مهسا ترابی

پرندگان منقرض‌شده، به‌خصوص گونه‌هایی که در سده‌های اخیر منقرض شده‌اند، نمونه‌هایی از تاثیر مستقیم انسان بر طبیعت هستند. برای همین هم الهام‌بخش آثار ادبی، هنری و فرهنگی شده‌اند و در حافظهٔ جمعی و ادبیات ما زنده مانده‌اند…

پرندگان منقرض‌شده، با وجود نبودن فیزیکی در دنیای امروز، همچنان در حافظهٔ جمعی و ادبیات ما انسان‌ها زنده‌اند. به‌خصوص گونه‌هایی که در سده‌های اخیر منقرض شده‌اند، نمونه‌هایی از تاثیر مستقیم انسان بر طبیعت هستند ‌ــ‌ و برای همین هم الهام‌بخش آثار ادبی، هنری و فرهنگی شده‌اند.

این گونه‌ها هر کدام به نحوی خاص، پیامدهای انسانی بر محیط زیست را نمایان می‌کنند: شکار بی‌رویه، از بین رفتن زیستگاه، و تغییرات محیطی. خلاء زیست‌محیطی ناشی از غیاب فیزیکی این پرندگان، آن‌ها را به نماد کمیابی و فناپذیری و رازآلودگیِ طبیعت در بسیاری از داستان‌ها و اشعار کلاسیک و معاصر بدل کرده است.

نگاهی به چند گونهٔ اخیرا منقرض‌شده

در فصل مشترک ادبیات و تاریخ طبیعی، چند گونهٔ پرنده به‌طور ویژه توجه پژوهشگران و هنرمندان را جلب کرده‌اند. این گونه‌ها هر کدام با ویژگی‌های زیستی و فرهنگی خودشان، جایگاهی متمایز در علم و ادبیات یافته‌اند.

دودو پرنده‌ای بی‌پرواز بود که تنها در جزیرهٔ موریس زندگی می‌کرد و در قرن هفدهم منقرض شد. نمونه‌ای کلاسیک از تاثیر مستقیم انسان بر گونه‌ها و زیستگاه‌های جزیره‌ای که در ادبیات اروپایی از جمله در آثار لوئیس کارول به شخصیتی طنزآمیز و ماندگار تبدیل شد. با وجود انقراض در قرن هفدهم، هنوز در آثار ادبی به عنوان شخصیت طنزآمیز و نماد کمیابی نقش بازی می‌کند. در «آلیس در سرزمین عجایب» (۱۸۶۵)، اثر لوئیس کارول، دودو به شکلی برجسته و متمایز ظاهر می‌شود.
در گذشته عده‌ای سعی کردند بر اساس تصاویر و گزارش‌ها آناتومیِ دودو را ثبت کنند که نتیجهٔ کار آن‌ها هرچند نادقیق بوده، الهام‌بخش نویسندگان و هنرمندان بعدی شد. دودو، با شکل غیرمعمول و ناتوانی در پرواز، نماد آسیب‌پذیری و فناپذیری هم طبیعت هست. حضورش در آثار ادبی، انسان را به تامل دربارهٔ اثرات مستقیم خود بر محیط زیست و گونه‌های دیگر وامی‌دارد. امروز در موزه‌ها و نمایشگاه‌های طبیعی، دودو یادآور انقراض و فقدان گونه‌هاست.

حتی گونه‌های انبوه هم در امان نبوده‌اند. کبوتر مهاجر روزگاری پرشمارترین پرندهٔ آمریکای شمالی بود و انقراض سریعش در اوایل قرن بیستم، نمونه‌ای از اثرات شدید شکار و تخریب زیستگاه است. هنری دیوید تورو (نویسندهٔ آمریکایی) در آثارش به این پرنده اشاره کرد. این گونه به استعاره‌ای از فناپذیریِ جمعیت‌های عظیم تبدیل شد. حکاکی‌ها و تصاویر علمی قرن نوزدهم، تغییرات جمعیتی و انقراض این گونه را ثبت کرده‌اند و در ادبیات محیط‌زیستی معاصر بازتاب یافته‌اند. کبوتر مهاجر، با جمعیت عظیم و انقراض سریع، نمایندهٔ سرعت و شدت پیامدهای انسانی بر محیط طبیعی است. این پرنده در ادبیات و فلسفهٔ محیط‌زیستی به سمبل مسئولیت اخلاقی و تعهد به حفاظت زیستی تبدیل شده است.

ماهی‌گیرک بزرگ (Great Auk) پرنده‌ای بی‌پرواز و دریایی بود که در سواحل شمال آتلانتیک زندگی می‌کرد، و در قرن نوزدهم به دلیل شکار گسترده منقرض شد. نقاشی‌ها و چاپ‌های علمی، مثل آثار جان جیمز اودوبان (پرنده‌شناس برجستهٔ آمریکایی) ویژگی‌های این گونه را ثبت کرده‌اند. این پرنده در ادبیات و تصاویر هنری نمادی از رازآلودگی و فقدان و یادآور تخریب زیستگاه‌های طبیعی است.

موآ پرنده‌ای غول‌پیکر و همین‌طور بی‌پرواز که فقط در نیوزیلند زندگی می‌کرد، درنتیجهٔ شکار توسط قبایل مائوری و تخریب زیستگاه، در قرن پانزدهم منقرض شد. در فولکلورِ مائوری و نقوش سنتی آن مناطق، موآ سمبل عظمت طبیعت و رابطه انسان با محیط زیست است. بازنمایی‌هایش در آثار علمی و فرهنگی، الهام‌بخش تحلیل‌های محیط‌زیستی و ادبی بوده‌اند. همین‌طور پیام‌آور احترام به طبیعت و هشدار دربارهٔ خطر نابودی.

دارکوب نوک‌عاجی پرندهٔ جنوب آمریکا بود که گویا به دلیل قطع گسترده جنگل‌ها و شکار منقرض شده است. (البته هنوز محل بحث است آیا این گونه کاملا منقرض شده یا خیر، چون گزارش‌هایی از مشاهدهٔ احتمالی‌اش در دهه‌های اخیر وجود داشته). حضور این پرنده در هنر و ادبیاتْ الهام‌بخش مقالات و داستان‌هایی برای حفاظت جنگل‌ها شده. سال ۲۰۰۵، خبر رؤیتِ نوک‌عاجی در آرکانزاس، خوانندهٔ آمریکایی سوفیان استیونز را واداشت تا ترانه‌ای درباره‌اش بنویسد. نقاشی‌ها و عکس‌های موجود، حضور این پرنده را در فرهنگ عامه و ادبیات پررنگ‌تر کرده و به بحث‌های حفاظت از جنگل و محیط زیست دامن زده است. نوک‌عاجی، به دلیل ظاهر نسبتا نادر و وضعیت بحرانی‌اش، نماد تقلا برای حفظ طبیعت است و چون باور به عدم انقراضش هنوز وجود دارد، نمادی از امید بقاء و رازآلودگی طبیعت هم هست.

معنا و نماد؛ بُعد فرهنگی مدرن

پرندگانِ منقرض‌شده علاوه‌بر آن‌که  در زیست‌شناسی اهمیت دارند، در فرهنگ و ادبیات هم جایگاه ویژه‌ای دارند. آثار ادبی و هنری که این گونه‌ها را بازنمایی می‌کنند، نشان‌دهندهٔ پیوند عمیق انسان با طبیعت و احساس فقدان هستند. هر پرنده، جدا از حضور فیزیکی‌اش، در ذهن و آثار انسانی زنده می‌ماند و الهام‌بخش پژوهش، هنر و ادبیات می‌شود. در واقع این گونه‌ها نمادهای قوی فرهنگی و ادبی هستند. دودو، کبوتر مهاجر، ماهی‌گیرک، موآ و دارکوب نوک‌عاجی هر یک به نحوی خاص مفاهیم اخلاقی، فلسفی و زیست‌محیطی را منتقل می‌کنند.

حضور مستمر و نمادین این پرنده‌ها در فرهنگ و ادبیات، به انسان‌ها یادآوری می‌کند که ارتباط با طبیعت نه تنها امری علمی، بلکه اخلاقی و فلسفی‌ست.

چالش‌های استفادهٔ ادبی و فرهنگی

با وجود اهمیت علمی و فرهنگی گونه‌های منقرض‌شده، استفاده از آن‌ها در ادبیات، هنر و رسانه با چالش‌هایی همراه است. این مسائل هم از منظر پژوهشی و هم از زاویهٔ اخلاقی قابل بررسی‌ست. یکی از اصلی‌ترین چالش‌ها، کمبود داده‌های مستند و دقیق است. مثلا بسیاری از اطلاعات دربارهٔ دودو، کبوتر مهاجر و موآ از مشاهدات تاریخی محدود و نقاشی‌های قرن‌های گذشته به دست آمده است. این محدودیت‌ها موجب می‌شود که بازنمایی ادبی و هنری آن‌ها  اغلب با تخیل و فرضیات همراه شود، که می‌تواند تصویر دقیق علمی را تحت تاثیر قرار دهد.

چالش دیگر، نمادگرایی اغراق‌شده یا فانتزی‌گونه است. در آثار ادبی، گاهی ویژگی‌های واقعی پرندگان با سمبل‌ها و استعاره‌های فرهنگی ادغام می‌شود. این امر، هرچند الهام‌بخش هنر و ادبیات است، اما ممکن است برداشت علمی یا تاریخی مخاطبان را تحریف کند.

مسئولیت اخلاقی را هم نباید فراموش کرد. استفاده از گونه‌های منقرض‌شده در داستان‌ها و رسانه‌ها باید با احترام به اهمیت محیط زیست و توجه به پیامد فعالیت‌های انسانی همراه باشد. نادیده گرفتن این جنبه‌ها ممکن است پیام اشتباهی دربارهٔ طبیعت و حفاظت از آن منتقل کند. در هر حال، بازنمایی ادبی و فرهنگیِ گونه‌های منقرض‌شده نیازمند توازن بین دقت علمی، ارزش‌های فرهنگی و آزادی هنری است و باید با آگاهی از محدودیت‌ها و مسئولیت‌های اخلاقی انجام شود.

***

سرانجام آن‌که پرندگان منقرض‌شده، از جمله آن‌هایی که اسم بردیم، نمونه‌هایی مهم از تاثیرات مستقیم و غیرمستقیم انسان بر طبیعت‌ند. این گونه‌ها هرچند دیگر در جهان فیزیکی حضور ندارند، در ادبیات، هنر و فرهنگ معاصر زنده مانده‌اند و پیام‌های اخلاقی، فلسفی و زیست‌محیطی قوی‌ای منتقل می‌کنند.

خلاء زیست‌محیطی آن‌ها، تفکر و خلاقیت انسانی را برانگیخته و وادار به توجه به اهمیت طبیعت و تامل در پیامدهای رفتارش کرده است. این پرندگان سمبل پیوند انسان و طبیعت، اهمیت حفاظت محیط‌زیست و استفاده از خلاقیت هنری هستند و به ما یادآوری می‌کنند که فقدان فیزیکی هرگز به معنای فراموشی یا بی‌اهمیتی آن‌ها نیست.

کتابستان

تذکره‌الاولیای معاصر : جلد دوم

مهدی جامی

تذکره‌الاولیای معاصر : جلد اول

مهدی جامی

دوسیه دیورند: گزارش‌ها، توافق‌ها و یادداشت‌ها

اسناد دوسیه دیورند

گلشهر: خاطرات یک آواره

علی احمدی دولت

گلشهر: خاطرات یک زمین‌شناس

علی احمدی دولت