The Attention Economy

اقتصاد توجه: سرقت ذهن در عصر دیجیتال

احمد علوی

کنترل آگاهانهٔ استفاده از تکنولوژی، ترکیبی از انتخاب فردی، آموزش جمعی و سیاست‌گذاری هوشمند است که امکان ساختن دنیای دیجیتال سالم‌تر، کم‌تنش‌تر و انسانی‌تر را فراهم می‌کند…

زندگی در عصر حواس‌پرتیِ دیجیتال

وقتی صبح از خواب بیدار می‌شویم، اولین کاری که بسیاری از ما می‌کنیم، نگاه کردن به گوشی است. اعلان‌ها، پیام‌ها، خبرها و ویدئوهای کوتاه مثلِ قطار سریع‌السیر، ذهن ما را از همان لحظهٔ اول روز پر می‌کنند. این صحنه شاید ساده به نظر برسد، اما بخشی از یک واقعیت بزرگ‌تر است: در دنیای امروز، توجه ما به یک کالا تبدیل شده است. هر «اسکرول» یا نگاه تازه به صفحه، فرصتی‌ست برای شرکت‌ها تا ما را پای دستگاه نگه دارند و از داده‌ها و رفتار ما پول بسازند.

این پدیده را متخصصان «اقتصاد توجه» می‌نامند. یعنی توجه انسان به منبعی کمیاب و ارزشمند تبدیل شده که شرکت‌ها و پلتفرم‌های دیجیتال تلاش می‌کنند آن را به دست بیاورند و حفظ کنند. در گذشته، رسانه‌ها تلاش می‌کردند تا مخاطب خود را جذب کنند؛ تبلیغات تلویزیونی، رادیویی یا چاپی نمونه‌هایی از این تلاش بودند. اما با ورود اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، الگوریتم‌ها، هوش مصنوعی و داده‌های شخصی امکان بهره‌برداری بی‌سابقه‌ای از ذهن ما را فراهم کردند.

موضوع فقط سرگرمی یا وقت‌گذرانی نیست؛ اثرات عمیق‌تری وجود دارد. وقتی ذهن ما به‌طور مداوم در معرض جریان بی‌پایان محتوا قرار می‌گیرد، توانایی تمرکز و تحلیل کاهش پیدا می‌کند. پژوهش‌ها نشان می‌دهند افرادی که ساعت‌های طولانی در شبکه‌های اجتماعی می‌گذرانند، بیشتر دچار حواس‌پرتی، کاهش حافظهٔ کوتاه‌مدت و اضطراب می‌شوند. این یعنی وقتی شرکت‌ها توجه ما را می‌گیرند، فقط از زمان ما بهره‌برداری نمی‌کنند؛ بر رفتار و سلامت روان ما هم تأثیر می‌گذارند.

یکی از نکات مهم در اقتصاد توجه، قدرت الگوریتم‌هاست. این الگوریتم‌ها رفتار ما را دنبال می‌کنند، علایق‌مان را تحلیل می‌کنند و بر اساس آن محتوایی ارائه می‌دهند که احتمالا ما را بیشتر درگیر نگه می‌دارد. یعنی فیدِ خبری شما، تنها مجموعه‌ای از اتفاقات روزمره نیست؛ ساخته و پرداختهٔ الگوریتم‌هاست تا شما بیشتر بمانید، بیشتر کلیک کنید، بیشتر ببینید. این طراحی دقیق، ترکیبی از علوم روانشناسی، داده‌کاوی و اقتصاد است.

تأثیرات روانشناختی این مکانیسم‌ها هم جالب است. دریافت مداوم پاداش‌های فوری مثل لایک، کامنت یا حتی اعلان‌های کوچک، مثل مصرف یک مادهٔ اعتیادآور، سیستم پاداش مغز را تحریک می‌کند. وقتی نوتیفیکیشن می‌آید، دوپامین آزاد می‌شود و ذهن به دنبال تجربهٔ بعدی می‌رود. بعدش دوباره و دوباره بازمی‌گردیم تا دوباره این حس را تجربه کنیم. این چرخه، «اعتیاد دیجیتال» ایجاد می‌کند؛ حالتی که بسیاری از ما ناخودآگاه به آن گرفتار شده‌ایم، بدون اینکه حتی متوجه باشیم.

یکی دیگر از عناصر کلیدی اقتصاد توجه، جمع‌آوری و تحلیل داده‌هاست. رفتار ما، علایق‌مان، مدت زمان نگاه کردن به هر محتوا و حتی مکان و زمان فعالیت‌های‌مان همه ثبت می‌شود. این داده‌ها بعدا برای تبلیغات هدفمند، پیشنهاد محصول یا حتی تغییر رفتار خرید و دیدگاه سیاسی استفاده می‌شود. به همین دلیل، اقتصاد توجه فقط به سرگرمی یا شبکه‌های اجتماعی محدود نمی‌شود؛ زمینه‌ای است برای کنترل رفتار و تولید درآمد عظیم.

نمونه‌های واقعی هم کم نیستند. شبکه‌های اجتماعی بزرگ مثل فیسبوک و یوتیوب به روش‌های مختلف کاربران را پای دستگاه نگه می‌دارند. ویدئوهای کوتاه، توصیه‌های شخصی‌سازی‌شده، نوتیفیکیشن‌های مکرر و حتی رنگ و طراحی اپلیکیشن‌ها همه با هدف جلب و حفظ توجه ساخته شده‌اند. پژوهش‌ها نشان می‌دهند هر چه بیشتر با این الگوریتم‌ها درگیر می‌شویم، نه تنها زمان بیشتری صرف می‌کنیم، بلکه تمایل ما به محتوای عمیق و تحلیلی کاهش پیدا می‌کند.

پیامدهای اجتماعی و فردی هم مهم‌اند. کاهش تمرکز و افزایش حواس‌پرتی، رفتارهای کوتاه‌مدت و تصمیم‌گیری‌های فوری را تقویت می‌کند. همین‌طور انتشار سریع اطلاعات غلط یا دوقطبی شدن جامعه، نتیجهٔ همین تمرکز بر جلب توجه فوری است. وقتی توجه ما تبدیل می‌شود به «کالا»، محتوا به سمت تحریک احساسات و واکنش‌های سریع هدایت می‌شود، نه به سمت تحلیل منطقی و تفکر عمیق.

این موضوع جنبهٔ اخلاقی هم دارد. شرکت‌ها با بهره‌گیری از ضعف‌ها و نیازهای روانی انسان‌ها، به نوعی ذهن ما را در اختیار خود می‌گیرند. در حالی که ما فکر می‌کنیم آزادانه انتخاب می‌کنیم چه ببینیم و چه نکنیم، الگوریتم‌ها مسیر انتخاب‌های ما را شکل می‌دهند. در واقع اقتصاد توجه، یک بازی ظریف بین آزادی فردی و کنترل پنهان است.

با همه این‌ها درک این‌که چه چیزی در پس‌زمینهٔ این پلتفرم‌ها می‌گذرد، اولین گام برای مصرف آگاهانه و حفظ سلامت روان است. وقتی بدانیم چگونه توجه‌مان به کالا تبدیل می‌شود، می‌توانیم انتخاب‌های دقیق‌تر و محدودیت‌های مناسبی برای خودمان وضع کنیم. وگرنه، ممکن است بدون این‌که متوجه باشیم، زمان و انرژی خود را به پلتفرم‌ها اهدا کنیم، در حالی که سود اصلی نصیب این شرکت‌ها می‌شود.

مکانیسم‌ها و اثرات اقتصاد توجه

وقتی به شبکه‌های اجتماعی نگاه می‌کنیم، شاید فکر کنیم محتوا اتفاقی نمایش داده می‌شود، اما در واقع هر چیزی که می‌بینیم نتیجهٔ یک طراحی دقیق است. الگوریتم‌ها رفتار ما را دنبال می‌کنند، علائق و ترجیحات‌مان را تحلیل می‌کنند و بر اساس آن چیزی را نمایش می‌دهند که بیشترین احتمال برای نگه‌داشتن ما پای دستگاه را دارد. این یعنی فید خبری شما فقط مجموعه‌ای از پست‌ها و ویدئوها نیست؛ یک ابزار دقیق برای جذب توجه شماست.

یکی از اصلی‌ترین مکانیسم‌ها، شخصی‌سازی محتوا است. وقتی شما ویدئویی را نگاه می‌کنید یا روی یک پست خاص کلیک می‌کنید، سیستم آن را یاد می‌گیرد و محتواهای مشابه بیشتری نشان می‌دهد. هدف واضح است: افزایش زمان ماندن و تعامل با پلتفرم. این طراحی به ظاهر ساده، در واقع قدرتی شگفت‌آور دارد؛ چون ذهن انسان به دنبال الگوها و پاداش‌های کوچک است، و وقتی الگوریتم‌ها این الگوها را تشخیص می‌دهند، ما ناخودآگاه ساعت‌ها زمان برای آن‌ها صرف می‌کنیم.

اعتیاد دیجیتال یکی دیگر از مکانیسم‌های کلیدی است. سیستم‌های پاداش فوری، مثل لایک، کامنت، و نوتیفیکیشن‌ها، شبیه یک محرک سریع عمل می‌کنند. وقتی اعلان جدید می‌آید و مغز دوپامین ترشح می‌کند، حس خوشایندی در بدن‌تان ایجاد می‌شود. بعدش دوباره دنبال تجربهٔ بعدی می‌رویم و چرخه ادامه پیدا می‌کند. این چرخه باعث می‌شود بسیاری از ما بدون اینکه بدانیم، به نوعی وابسته به این پلتفرم‌ها شویم.

داده‌کاوی و تحلیل رفتار کاربران هم بخش مهمی از اقتصاد توجه است. هر کلیک، هر توقف روی یک پست و حتی زمان صرف شده روی محتوا، ثبت می‌شود. این داده‌ها بعدا برای تبلیغات هدفمند، پیشنهاد محتوا و حتی تغییر رفتار خرید یا دیدگاه‌های سیاسی استفاده می‌شوند. یعنی توجه ما نه تنها ارزش اقتصادی دارد، بلکه تأثیر مستقیم روی تصمیم‌گیری و رفتار ما می‌گذارد.

نمونه‌های واقعی هم قابل توجه‌اند. در یوتیوب، سیستم پیشنهاد ویدئوها به گونه‌ای طراحی شده که شما بعد از یک ویدئو، خودتان ناخودآگاه وارد ویدئوهای بعدی می‌شوید. در این مسیر، حتی ممکن است محتواهایی ببینید که دقیقا با علائق اولیه شما همخوانی ندارد، اما الگوریتم تشخیص داده که احتمالا شما را بیشتر درگیر می‌کند. همین‌طور در شبکه‌های اجتماعی دیگر، پست‌ها به گونه‌ای انتخاب می‌شوند که احساسات ما را تحریک کنند و ما را بیشتر پای دستگاه نگه دارند.

تأثیرات روانشناختی این مکانیسم‌ها هم گسترده است. کاهش تمرکز، تولید اضطراب، اختلال خواب، و حتی کاهش توانایی تحلیل عمیق، از جمله پیامدهای ماندن طولانی‌مدت در معرض این محتواهاست. همین‌طور این سیستم‌ها باعث می‌شوند رفتارهای کوتاه‌مدت و تصمیم‌گیری‌های فوری افزایش پیدا کند، چون مغز به دنبال پاداش سریع و لحظه‌ای است.

پیامدهای اجتماعی هم قابل توجه‌اند. الگوریتم‌ها با تمرکز بر جلب توجه، محتوا را به سمت تحریک احساسات و واکنش‌های سریع هدایت می‌کنند. این روند باعث دوقطبی شدن جامعه، دروغ‌پراکنی و کاهش گفتگوهای تحلیلی و منطقی می‌شود و در نتیجه، نه تنها روی فرد، که بر جامعه و فرهنگ هم اثر می‌گذارد.

مسأله دیگری که نباید نادیده گرفت، نقش شرکت‌ها و طراحی اخلاقی پلتفرم‌هاست. بسیاری از این شرکت‌ها با استفاده از ضعف‌های روانشناختی انسان‌ها، توجه ما را می‌دزدند. اگرچه ممکن است محتوا رایگان به نظر برسد، اما هزینهٔ اصلی را ما می‌پردازیم: زمان، تمرکز و سلامت روان.

پژوهش‌ها و نظرسنجی‌ها هم نشان می‌دهد که این وضعیتْ همه‌جایی‌ست. بر اساس مطالعاتی که روی نوجوانان انجام شده، کسانی که بیش از سه ساعت در روز در شبکه‌های اجتماعی می‌گذرانند، بیشتر دچار اضطراب و افسردگی می‌شوند. همین‌طور، بررسی کاربران بزرگسال نشان می‌دهد تمرکز و توانایی تحلیل اطلاعات طولانی‌مدت کاهش یافته است.

در نهایت، اقتصاد توجه یک سیستم پیچیده است که رفتار انسانی، روانشناسی، فناوری و درآمد اقتصادی را به هم پیوند می‌دهد. وقتی به این پدیده نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که شبکه‌های اجتماعی و اپلیکیشن‌ها چیزی فراتر از ابزار سرگرمی هستند؛ آنها محیط‌هایی طراحی‌شده برای جذب و نگه‌داشتن توجه ما هستند، با پیامدهایی که بر زندگی فردی و اجتماعی ما اثر می‌گذارد.

پیامدها و راهکارها

گفتیم که اقتصاد توجه فقط یک مسئلهٔ فردی نیست؛ پیامدهایش بلندمدت و اجتماعی است. وقتی ذهن ما مدام درگیر جریان بی‌پایان محتواست، توانایی تمرکز کاهش پیدا می‌کند، حافظه کوتاه‌مدت ضعیف می‌شود و مهارت تحلیل عمیق کم می‌شود. این پیامدها به تدریج روی زندگی فردی، تحصیل، کار و حتی روابط اجتماعی اثر می‌گذارند. هرچه می‌گذرد، افراد بیشتری گزارش می‌دهند که نمی‌توانند برای مدت طولانی روی یک کار تمرکز کنند یا هنگام مطالعه و تصمیم‌گیری احساس خستگی و حواس‌پرتی می‌کنند.

از نظر اجتماعی، اقتصاد توجه می‌تواند دموکراسی و فرهنگ عمومی را تحلیل ببرد. شبکه‌های اجتماعی با طراحی محتوا برای جلب توجه سریع، باعث می‌شوند اطلاعات غلط و هیجانی سریع‌تر منتشر شود. وقتی الگوریتم‌ها محتوا را نه بر اساس صحت و کیفیت، که بر اساس پتانسیل جذب توجه مرتب می‌کنند، قطبی‌سازی اجتماعی و نظر دروغ تشدید می‌شود. در نتیجه، جامعه در معرض خطر تصمیم‌گیری‌های عجولانه و واکنش‌های احساسی است.

اگر این وضعیت را انتقادی تحلیل کنیم، شرکت‌ها و پلتفرم‌ها از ضعف‌های روانشناختی انسان‌ها سود می‌برند. هرچند ما فکر می‌کنیم انتخاب آزاد داریم، در واقع مسیر انتخاب‌های ما به شکل ظریفی توسط الگوریتم‌ها هدایت می‌شود. این یعنی اقتصاد توجه، ترکیبی از آزادی فردی و کنترل پنهان است. نکتهٔ مهم این است که این کنترل نه تنها اقتصادی بلکه روانی و اجتماعی هم هست.

با این وجود، راهکارهایی وجود دارد تا مصرف دیجیتال آگاهانه‌تر و سالم‌تر شود. یکی از ساده‌ترین روش‌ها، محدود کردن زمان صرف‌شده در شبکه‌هاست. اپلیکیشن‌ها و سیستم‌عامل‌ها ابزارهایی برای پایش زمان استفاده ارائه می‌دهند که می‌توان از آن‌ها استفاده کرد. استراتژی دیجیتال مینیمالیستی ‌ــ‌ مثل خاموش کردن نوتیفیکیشن‌ها یا حذف اپلیکیشن‌های غیرضروری ‌ــ‌ کمک می‌کند توجه ما کمتر به سمت محتوای تحریک‌آمیز سوق پیدا کند.

آموزش سواد رسانه‌ای هم بخش مهمی از این راهکار است. وقتی کاربران بفهمند الگوریتم‌ها چه‌طور عمل می‌کنند و توجه‌شان را جذب می‌کنند، می‌توانند انتخاب‌های دقیق‌تر و آگاهانه‌تر داشته باشند. مدارس، دانشگاه‌ها و خانواده‌ها نقش مهمی در آموزش مهارت‌های تحلیل و نقد محتوای دیجیتال دارند.

از طرفی، طراحی اخلاقی پلتفرم‌ها هم ضروری است. برخی شرکت‌ها شروع به تغییر طراحی خود کرده‌اند تا کاربران بتوانند بهتر مدیریت زمان کنند و کمتر در چرخهٔ اعتیاد دیجیتال گرفتار شوند. این اقدامات، اگرچه هنوز محدود است، نشان می‌دهد توجه عمومی به این معضل زیاد شده و در عین حال امکان ایجاد فضای دیجیتال سالم‌تر وجود دارد.

در سطح سیاست‌گذاری، دولت‌ها می‌توانند با وضع قوانین و مقررات مناسب، شفافیت در الگوریتم‌ها و محافظت از داده‌های کاربران را تضمین کنند. وقتی کاربران بدانند داده‌های‌شان چه‌طور استفاده می‌شود و شرکت‌ها ملزم به رعایت اصول اخلاقی باشند، این اکوسیستم کمتر می‌تواند آسیب‌رسان باشد.

سرانجام این‌که اقتصاد توجه به ما یادآوری می‌کند که آگاهی و انتخاب‌های آگاهانه ارزشمند است. ما زمان و انرژی خود را می‌توانیم صرف محتواهایی کنیم که واقعا ارزشمند است، نه صرفا برای آن‌چه که طراحی شده تا ما را پای دستگاه نگه دارد.

کنترل آگاهانهٔ استفاده از تکنولوژی، ترکیبی از انتخاب فردی، آموزش جمعی و سیاست‌گذاری هوشمند است. در این صورت، امکان ساختن دنیای دیجیتال سالم‌تر، کم‌تنش‌تر و انسانی‌تر وجود دارد، جایی که تکنولوژی به جای سرقت ذهن ما، ابزار توانمندسازی و یادگیری باشد.

کتابستان

تذکره‌الاولیای معاصر : جلد دوم

مهدی جامی

تذکره‌الاولیای معاصر : جلد اول

مهدی جامی

دوسیه دیورند: گزارش‌ها، توافق‌ها و یادداشت‌ها

اسناد دوسیه دیورند

گلشهر: خاطرات یک آواره

علی احمدی دولت

گلشهر: خاطرات یک زمین‌شناس

علی احمدی دولت