ادبیات، جامعه، سیاست

نقش پیشتازان ادبیات کودکِ بریتانیا در شکوفایی آن

استیون مک‌اینتاش | بی‌بی‌سی

بیست سال پیش وقتی مجمع پیشتازان ادبیات کودکان تاسیس شد، چیزهایی مثل نت‌فلیکس، اسپاتیفای، آی‌پد، و یوتیوب اصلا وجود نداشت. ولی امروزه کتاب‌های کاغذی رقیبان قدَری دارند. با این‌حال، مایکل مورپورگو نویسندۀ انگلیسی که دو دهه پیش مجمع پیشتازان ادبیات کودکان را تاسیس کرد، می‌گوید فناوری اتفاقا برای کتاب‌خوانیِ کودکان خیلی هم مفید واقع شده است. او می‌گوید:

«امروزه بچه‌ها، خواه ازطریق اینترنت خواه از طریق اس‌ام‌اس، خیلی بیشتر از گذشته با واژگانِ مکتوب سروکار دارند … ولی مشکل بزرگ ما این است که میلیون‌ها کودک هستند که درنهایت به خوانندگانِ واقعی بدل نمی‌شوند، و ما هم نتوانسته‌ایم کاری برای این معضل بکنیم.»

درواقع این موضوع یکی از انگیزه‌های اصلیِ مورپورگو برای تاسیس مجمع پیشتازان ادبیات کودکان بوده است. او و شاعرِ فقید تد هیوز به این فکر افتادند که ترتیبی بدهند تا هردو سال یک‌بار یکی از نویسندگانِ مطرح را به‌عنوانِ دبیر مجمع پیشتازان مذکور و مسئول رسمیِ ترویج ادبیات کودکان انتخاب کنند. تابه‌حال یازده نفر در این سِمت قرار گرفته‌اند که علاوه‌بر خودِ مورپورگو، نویسندگانِ شناخته‌شده‌ای چون ژاکلین ویلسون، آن فین، کریس ریدل، مالوری بلک‌من، و کوئنتین بلیک جزو آن‌ها بوده‌اند.

حضور پررنگ بانوان در بین دبیران مجمع پیشتازان ادبیات مشهود است: ردیف بالا: مایکل مورپورگو، کریس ریدل، لورن چایلد، مایکل روزن و آنتونی براون. ردیف پایین: مالوری بلک‌من، ژاکلین ویلسون، جولیا دونالدسون و آن فین

هدف از این کار این بود که کتابخوانی را در بین کودکان ترویج کند و آن‌ها را به خواندن و نوشتن علاقمند کند. متصدیِ این مقام، یک بورسیۀ ۱۵۰۰۰ پوندی هم دریافت می‌کند (البته به‌علاوۀ یک مدال نقره‌ای درخشان). این منصب که امروزه بیست‌ساله می‌شود، فعالیت‌های مختلفی را شامل می‌شود، ازجمله سخنرانی و سر زدن به مدارس و هچنین نوشتنِ مقالاتِ مختلف و انجامِ مصاحبه‌های مطبوعاتی برای ترویج ادبیاتِ کودک و نوجوان.

البته این صاحب‌نظران در برخی موارد ممکن است دیدگاه‌های نسبتا متفاوتی داشته باشند؛ مثلا ژاکلین ویلسون می‌گوید بچه‌های امروز شاید دوست داشته باشند کتابِ الکترونیک بخوانند یا به پادکستِ صوتی گوش دهند، اما هیچ چیز جای کتابِ کاغذی را نمی‌گیرد؛ ولی آن فین می‌گوید همین‌که بچه‌ای به خواندن علاقمند شد، بعدا به هر شکلی که باشد به خواندن ادامه خواهد داد. ازنظرِ مورپورگو، فُرمتِ خواندن مهم نیست. او می‌گوید «برایم مهم نیست که آن‌ها کِی و چه‌طور دنبال خواندن داستان‌های‌شان می‌روند؛ این موضوع اصلا برایم اهمیتی ندارد. چه شما از روی کیندل بخوانید، چه آنلاین مطالعه کنید، و یا این‌که کتابِ کاغذی بخوانید، نکتۀ کلیدی این است که کودک ازطریقِ واژه‌ها بتواند به ایده‌های مختلف دسترسی پیدا کند.»

مورپورگو در سال ۱۹۹۹ مجمع پیشتازان ادبیات کودکان را تاسیس کرد؛ در این تصویر او در کنارِ کیت میدلتون (همسر شاهزاده ویلیام) دیده می‌شود.

درعین‌حال هرکدام از متصدیانِ مجمع پیشتازان مذکور در دورۀ فعالیتِ خود رویکردی نسبتا متفاوت اتخاذ کرده است. مثلا ویلسون سعی می‌کرد همه را تشویق کند که برای کودکان کتاب بخوانند. کریس ریدل علاوه‌بر ترویجِ هنرِ تصویرگریِ کتاب، بیشترِ دورۀ تصدی‌گریِ خود را صرف حمایت از کتابخانه‌های مدارس و کتابداران کرد (که مورپورگو هم خیلی به این موضوع علاقمند است).

خواندن از هر لحاظ باعث رشد عاطفی بچه‌ها می‌شود؛ همچنین به رشد خلاقیت و اعتمادبه‌نفس آن‌ها کمک می‌کند. خصوصا به بچه‌هایی که زندگی مطلوبی ندارند یا در خانواده‌های مطلوبی زندگی نمی‌کنند، امکان می‌د‌هد تا سفری خیالی و شخصی به عالم ادبیات داشته باشند و زندگی‌شان را غنی‌تر کنند.

مالوری بلک‌من به تمام بریتانیا سفر کرد؛ او از شمال تا جنوب کشور به مدارس مختلف سرکشی کرد و حتی مجبور شد برای اولین‌بار در عمرش به ایرلند شمالی مسافرت کند. او در مدارس و جشنواره‌های مختلفِ سراسر کشور برای بیش از ۳۰ هزار نوجوان دربارۀ کتاب‌نوشتن و لذتِ خواندن سخنرانی کرده است. کوئنتین بلیک طی دورۀ دوسالۀ مسئولیت خود، با همکاریِ ۱۸۰۰ دانش‌آموزِ فرانسوی‌زبان کتابی به‌نامِ قایقی در آسمان نوشت. مورپورگو می‌گوید هرکدام از دبیرانِ مجمع پیشتازان ادبیات کودکان، به سبک خودش به ترویج و اشاعۀ علاقه به کتابِ کودک پرداخته است.

انگیزۀ اصلیِ او برای تاسیسِ این مجمع پیشتازان این بود که نوشتن برای کودکان آن‌طور که شایسته است موردتوجه و اقبال همگانی قرار گیرد. او می‌گوید «می‌دانستم که نویسندگیِ کودکان یا کتابِ کودک در دنیا چندان موردتوجه عموم نیست. فراموش نکنید که آن موقع هنوز خبری از هری پاتر، فیلیپ پولمن و خیلی از نویسندگان بزرگ امروز نبود. ادبیاتِ جدی متعلق به بزرگسالان بود، و چیزی هم به اسم کتابِ کودک وجود داشت که در پستوی کتاب‌فروشی‌ها قرار داده می‌شد و ارزش چندانی برای آن قائل نمی‌شدند.»

اما امروز اوضاع خیلی عوض شده است. نویسندگانی چون جی. کی. رولینگ و دیوید ویلیامز کتاب‌های کودکان را به پرفروش‌ترین کتاب‌های جهان تبدیل کرده‌اند. ضمنا وجود برنامه‌های رادیو و تلویزیونی‌ای مثل ۵۰۰ کلمه و داستان شب که از شبکۀ شناخته‌شده‌ای مثل بی‌بی‌سی پخش می‌شوند، و هدف‌شان جلبِ کودکان به خواندن و نوشتن از سنین پایین است، امروزه محبوبیت فراوانی یافته‌اند.

جی. کی. رولینگ، امروز یکی از پرفروش‌ترین نویسندگان کودک است.

مورپورگو می‌گوید «خواندن از هر لحاظ باعث رشد عاطفی بچه‌ها می‌شود؛ همچنین به رشد خلاقیت و اعتمادبه‌نفس آن‌ها کمک می‌کند. خصوصا به بچه‌هایی که زندگی مطلوبی ندارند یا در خانواده‌های مطلوبی زندگی نمی‌کنند، امکان می‌د‌هد تا سفری خیالی و شخصی به عالم ادبیات داشته باشند و زندگی‌شان را غنی‌تر کنند.»

کرسیدا کاول دبیرِ جدیدِ مجمع پیشتازان ادبیات کودکان است که از امسال کار خود را آغاز کرده است. به‌عقیدۀ آن فین بهترین راه برای علاقمندکردنِ کودکان به کتاب این است که اول خودمان برای‌شان کتاب بخوانیم. او می‌گوید، «بچه‌ها چندان نصیحت‌پذیر نیستند، ولی الگوهای بد را خیلی خوب تقلید می‌کنند.» ویلسون هم توصیه می‌کند که، «برای بچه‌ها کتاب بخوانید و سعی کنید بفهمید کدام کتابْ کودک‌تان را به یک کتاب‌خوانِ واقعی تبدیل می‌کند.»

ـــــــــــــــــــــ

منبع: بی‌بی‌سی

به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی email
به اشتراک گذاری بر روی print

این مطالب هم توصیه می‌شود:

چرا ساکنان روستای اَندامان در هند، پابرهنه راه می‌روند؟

برای این‌که منشاءِ این افسانه را کشف کنم، مرا نزدِ مورخِ غیررسمیِ روستا فرستادند. او می‌گوید، ۷۰ سال پیش، روستاییانْ اولین بُتِ سُفالیِ موتیالاما، الهۀ روستا را زیرِ درخت چِریش در حاشیۀ روستا نصب کردند. به باورِ مردم، درست زمانی که کاهنِ روستا داشت الهه را با جواهرات تزئین می‌کرد و مردم غرقِ دعاکردن بودند، مردِ جوانی که کفش به‌پا داشت، از کنارِ بُت رد شد. معلوم نیست که آیا آن جوان به مراسم بی‌احترامی کرده بود یا نه، اما مطابق افسانه، پایش لغزید و زمین خورد.

نواقصِ عمیقِِ دموکراسی: چرا باید دموکراسی را بازآفرینی کنیم؟

دموکراسی به اشکالِ مختلفی ظاهر شده و بارها بازآفرینی شده است – از دموکراسیِ مستقیمِ یونان باستان گرفته تا ظهور دموکراسی نیابتی در قرن هجدهم. انقلاب دکوکراتیک بعدی – که نسل‌های آینده را صاحب‌اختیار کرده، و آینده را مستعمره‌زدایی می‌کند – به‌زودی ممکن است در افق سیاسی ما ظاهر شود.

Designed & Developed by Nebesht Media