
پرسهزدن در باغ و گمشدن در زمان
توقف زمان جزء جداییناپذیر پدیدۀ روانشناختی «غرقگی» است. غرقگی وضعیت ذهنی کاملاً متمرکز همراه با شادی است که بهموجب آن، افراد چنان جذب فعالیتی میشوند که متوجۀ هیچچیز دیگر، ازجمله گذشت زمان نمیشوند…

توقف زمان جزء جداییناپذیر پدیدۀ روانشناختی «غرقگی» است. غرقگی وضعیت ذهنی کاملاً متمرکز همراه با شادی است که بهموجب آن، افراد چنان جذب فعالیتی میشوند که متوجۀ هیچچیز دیگر، ازجمله گذشت زمان نمیشوند…

هرآنچه که موجود است، در معرض نابودی، دگرگونی، پراکندگی و فاسدشدن است. گویا همه چیز برای مرگ به دنیا آمده است. زندگی بشر زودگذر و ناچیز است: دیروز قطرهای منی، فردا مومیایی، و نهایتا خاکستر…

چرا مردم به بعضی چیزها میخندند، اما به بعضی چیزها نه؟ کارکرد بوسه چیست و چرا گویی بیشترِ مردم از آن لذت میبرند؟ توضیحاتِ ظاهرا مقبولی وجود دارد، اما هیچکدام کاملا قانعکننده نیست…

ترس از دست دادن، جزء لاینفک زندگی است که با پشت سر گذاشتن آن در هر مرحله میفهمیم که ما به این جهان، آمدهایم برای مراقبت و افزودن چیزی از جنس عشق به این خانه و گذاشتن و گذشتن…

مَثلی هست که میگوید «آدمهای خوب بازندهاند»؛ یعنی اگر مردم را فریب دهید و از آنها سوءاستفاده کنید، و نگران احساساتشان نباشید، در زندگی پیشرفت میکنید. اما آیا علم این را تایید میکند؟

هر چهقدر هم خود را زرنگ فرض کنیم، علمِ ما شدیدا محدود است و بهراحتی ممکن است بازندهٔ قمارِ زندگی باشیم. واقعیت این است که ما از استنتاج صحیح ساختار پیچیدهٔ جهان اجتماعی خودمان ناتوانیم…

رسانههای اجتماعی با توسل به مکانیسمهای راستیآزمایی یا بستنِ حساب کاربران، سعی در مهار اطلاعات غلط دارند. این اقدامات میتواند موثر باشد، اما درعینحال امکان مشارکت در گفتگو را از بسیاری از افراد میگیرد…

گاهی انگار ازدواج ایدهٔ بدی است و کلا همه چیز را خراب میکند. اما آیا واقعا چنین است؟ آیا ازدواج به خودی خود مشکلساز است و منجر به طلاق میشود؟

علاقه، دوستی، و عشق، عواطفی متفاوت هستند، اما افراد اغلب متوجه تفاوت آنها نمیشوند. این عواطف بهراحتی ما را سردرگم میکنند، اما تمایزاتی وجود دارد که میتواند این سردرگرمی را از بین ببرد.

اضطراب اجتماعی عاملی روانیست که در تمام طول زندگی با ماست؛ آدمِ سالم هرگز آن را از دست نخواهد داد. اما میزان بالای آن میتواند مایهٔ بروز مشکلاتِ حاد یا اختلالات جسمی و روانی، و حتی مرگ شود.

ما احتمالا هیچوقت نمیتوانیم از حملات تروریستی، کلاهبرداریهای اینترنتی یا کلاهبرداریهای پیچیدهٔ دیگر پیشگیری کنیم. اما با استفاده از علم خلاقیت، میتوانیم زندگی را برای مبتکرانِ بدخواه تا جای ممکن سخت و دشوار کنیم.

همهگیری کرونا به ما یادآوری کرد که مرگ همیشه به ما نزدیک است. اما بهطور کلی مرگْ موضوعی ممنوعه بوده است و به ما یاد دادهاند که از پرداختن به آن پرهیز کنیم. چرا؟