ادبیات، جامعه، سیاست

اژدهاسواری در بازی تاج و تخت: آیا ازنظر علمی ممکن است؟

ویلیام گورستل – مجلۀ پاپیولار مکانیکس

دِنریس تارگرین (شخصیتِ سریال بازی تاج و تخت) مهارتی رویایی دارد که هرکسی دلش می‌خواهد آن را داشته باشد، یعنی اژدهاسواری. طی سال‌های گذشته همواره او را درحال پرواز با خزندگانِ پرنده دیده‌ایم. در فصل گذشتۀ این سریال، مهارت و دلاوریِ او در پرواز بیشتر هم شد؛ او در حملۀ خود به لَنیسترها، به‌راحتی از یک دروگوی نیرومند سواری می‌گیرد، و این جانور وحشی بعد از انجام مانورهای هوایی ترسناک، دشمنانِ دختر را با آتشِ خود نابود می‌کند. احتمالا فصلِ هشتم این مجموعۀ تلویزیونی هم پر از اژدهاسواری خواهد بود.

حالا آیا اصلا اژدهاسواری ممکن است؟ البته هر چیزی که در سریال‌هایی مثل بازی تاج و تخت می‌بینیم، غیرقابل‌باور است. درموردِ دنریس، باید گفت که، اولا به‌نظر می‌رسد رابطۀ او با جانورها به نوعی جادو آمیخته است، و دوم این‌که اصلا اژدهاها وجود ندارند. اما با استفاده از برخی تشبیهاتِ واقعی، می‌توانیم بفهمیم که آیا آدم واقعا می‌تواند اژدهاسواری کند یا نه. بدون شوخی!

قبل از هر چیز، آیا خزندۀ پرنده‌ای که آن‌قدر بزرگ باشد تا بتواند انسان را بر پشت خود حمل کند، اصلا ممکن است وجود داشته باشد؟ احتمالا بله! درواقع، حدود ۷۰ میلیون سال پیش در حوالیِ جنوب غربی ایالات متحدۀ امروزی، یک خزندۀ اژدهامانندِ واقعی می‌زیست که پرواز هم می‌کرد، فقط ظاهرا آتش از دهانش درنمی‌آمد. این موجود – که دیرین‌شناسان آن را کوتزالکوآلتوس می‌نامند – یک جانور پرندۀ عظیم‌الجثه با پهنای بالِ ۱۵ متر بود – یعنی حدود ۵ متر بیشتر از پهنای بال هواپیمای چهارنفرۀ سِسنا ۱۷۲. تخمین‌های مختلفی برای وزن این جانور ارائه شده است، اما بعضی کارشناسان وزنش را حدود ۳۰۰ کیلوگرم برآورد کرده‌اند. پس غیرممکن نیست که یک جاندارِ پرنده بتواند مسافرِ انسانی هم سوار کند.

حدود ۷۰ میلیون سال پیش در حوالیِ جنوب غربی ایالات متحدۀ امروزی، یک خزندۀ اژدهامانندِ واقعی می‌زیست که پرواز هم می‌کرد، فقط ظاهرا آتش از دهانش درنمی‌آمد.

حالا اگر کسی بتواند سوارِ کوتزالکوآلتوس یا اژدها یا جانوری شبیه این‌ها شود، آیا می‌تواند همان‌جا راحت بنشیند و پرواز کند؟ در بازی تاج و تخت، دنریس انگار به پشت اژدها چسبیده است، و حتی وقتی اژدهایش مانور می‌دهد یا بالا می‌رود و می‌چرخد، ملکۀ زیبای اژدهاها، قوانین فیزیک را به چالش کشیده و سر جایش محکم باقی می‌ماند.

آیا این واقعی به‌نظر می‌رسد؟ باید بگویم که اطلاعاتِ علمیِ چندانی دربارۀ اژدهاسواری وجود ندارد، و بهترین مرجعی که برای مقایسه داریم، یکی مسابقات گاوبازیِ رودیو است، و دیگری ترن‌های هواییِ شهربازی‌ها. هیچ‌کدام از این فعالیت‌ها تشبیهِ کاملی نیستند، اما برای یک تحلیلِ کلی نسبتا خوبند.

در اژدهاسواری به‌زبان ساده، باید نیروی پیشران و نیروی بالابرنده را – که از حرکتِ بال‌های قدرتمندِ اژدها تولید می‌شوند – طوری کنترل کرد که بتوان بر جاذبه و مقاومتِ هوا غلبه کرد. از دیدگاهِ اژدهاسوار باید گفت که درنتیجۀ حرکاتِ شدید و تندِ ناشی از بال‌زدنِ اژدها، انواع و اقسامِ نیروها و ضربه‌ها به بدن سوارکار وارد می‌شود؛ ضمنا نیروهای گرانشی‌ای که با افزایش و کاهشِ ناگهانیِ سرعتِ اژدها به بدن سوارکار اعمال می‌شوند، او را به بالا و پایین و اطراف پرتاب خواهند کرد.

سوال این است که نیروهای گرانشی‌ای که به بدن دخترِ سوارکار وارد می‌شوند، چه‌قدر بزرگ هستند. استیفن وارتون – دانشمند و گاوبازِ سابق – با کمکِ تعداد زیادی ژیروسکوپ و شتاب‌سنج، توانست نیروهای گرانشی که حین مسابقۀ رودیو به بدنِ گاوبازها وارد می‌شود را اندازه‌گیری کند. نتیجۀ آزمایش او نشان داد که موقع گاوبازی، شتابِ وارده به بدنِ یک گاوسوار، بیش از ۳g است.

«ازنظر یک سوارکارِ حرفه‌ای، هر جنبنده‌ای را می‌توان سوار شد.»

اژدهاسواری‌هایی که در بازی تاج و تخت می‌بینیم، عمدتا سُرخوردن و چرخیدن ملایم در آسمان است. اما بعضی‌وقت‌ها افزایش و کاهش شدید سرعت را هم می‌بینیم که می‌توان آن‌ها را با گاوسواری در میدان رودیو مقایسه کرد، و این یعنی اگر دنریس مثلا ۶۰ کیلوگرم باشد، گاهی نیرویی معادل ۱۸۰ کیلوگرم را روی خودش حس می‌کند. برای خنثی‌کردنِ چنینی وزنی، او باید با نیروی عضلاتش به برآمدگی‌های شاخ‌مانندِ گردنِ اژدها بچسبد و مرکز ثقلِ بدنش را مدام به چپ و راست و بالا و پایین جابجا کند.

اژدها برخلاف گاو، سعی نمی‌کند عمدا سوارش را زمین بزند. این یعنی‌که دنریس مجبور نیست مثل گاوبازهای حرفه‌ای با چرخش‌های وحشیانۀ یک گاو خشمگین سروکله بزند.

گاتری موری که خودش یک گاوبازِ حرفه‌ای و هوادار بازی تاج و تخت است، و تابه‌حال پشتِ صدها گاوِ درشت و خشمگین نشسته، دربارۀ اژدهاسواریِ دنریس می‌گوید: «البته مطمئن نیستم، ولی انگار پشتِ اژدها چیزِ خاصی برای محکم چسبیدن وجود ندارد.»

درواقع، دنریس (مادر اژدها) بدون زین سوارکاری می‌کند. در دنیای واقعی، برای سوارشدن بر اسب و الاغ، باید آن‌ها را زین کرد. ولی پشتِ گاوها استخوانی و ناهموار است، درنتیجه زین‌کردن‌شان تقریبا غیرممکن است. ضمنا درمقایسه با اسب و شتر، گاوها خیلی پهن‌تر هستند، درنتیجه سوارکار نمی‌تواند پاهایش را دور کمرِ گاو محکم نگه دارد، چه برسد به این‌که بخواهد مدتی طولانی سواری هم بکند. موری می‌گوید که گاوسوارها سعی می‌کنند با پاهای‌شان حیوان را محکم بگیرند، ولی پشتِ اژدهایی که پهنای کمرش سه‌متر است، این ممکن نیست. او ضمنا می‌گوید که احتمالا فَلس‌های اژدها از موهای گاو لغزنده‌تر است، و این حتی کار را مشکل‌تر هم می‌کند.

اما ازطرفی، اژدها برخلاف گاو، سعی نمی‌کند عمدا سوارش را زمین بزند. این یعنی‌که دنریس مجبور نیست مثل گاوبازهای حرفه‌ای با چرخش‌های وحشیانۀ یک گاو خشمگین سروکله بزند. ضمنا آن‌طورکه می‌دانیم، خونِ اژدهاسواریِ تارگارین‌ها در رگ‌های او جریان دارد که این گویا باعث پیوندی معنوی با خزندگانِ پرنده شده است.

با این تفاصیل، آیا پرواز بر پشت اژدهایی بزرگ ممکن است؟ همان‌طورکه دیدیم، ظاهر قوانین فیزیک در بازی تاج و تخت چندان دور از واقعیت نیستند. به‌گفتۀ موری، «به‌هرحال ازنظر یک سوارکارِ حرفه‌ای، هر جنبنده‌ای را می‌توان سوار شد.»

ــــــــــــــــــــــ 
منبع: Popular Mechanics | ترجمه از تیم نبشت

 

به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی email
به اشتراک گذاری بر روی print

این مطالب هم توصیه می‌شود:

عددی که فیزیکدانان را متحیر کرده است

بگذارید توضیح دهم. هروقت دانشمندان کمیتی را اندازه می‌گیرند، حتما واحد اندازه‌گیری آن را مشخص می‌کنند. مثلا، سرعت نور، ۱۸۶ هزار مایل بر ثانیه یا ۳۰۰ هزار کیلومتر بر ثانیه است. به‌همچنین، وزنِ شما ممکن است ۱۵۰ پوند یا ۶۸ کیلوگرم باشد. بدونِ مشخص کردن واحد‌هایی مثل مایل، کیلومتر، پوند یا کیلوگرم،‌ اعداد بی‌معنا می‌شوند ــ‌ مگر این‌که آن عدد «خالص» باشد.

آیا استخراج طلا از زباله‌های الکترونیکی قیمت آن را کاهش خواهد داد؟

تولید فقط ۴۰ گوشی موبایل، تقریبا یک گرم طلا نیاز دارد، که تقریبا معادل استخراجِ یک تن سنگ معدن است. باتوجه به این‌که تولید لوازم الکترونیکْ مدام رو به افزایش است و موجودیِ طلای جهان محدود و رو به کاهش، ما چه‌طور می‌توانیم در سال‌های آینده، زنجیرۀ تامین این فلز گرانبها را حفظ کنیم؟

پشت‌صحنۀ اولین تصویر واقعی از یک سیاه‌چاله

پروژۀ ای‌اچ‌تی محصول همکاریِ هشت رصدخانه از چهار قارۀ مختلف است که داده‌های آن‌ها توسطِ حسگرهای پیشرفته و ساعت‌های اتمیْ گردآوری شده و در هزاران هارد دیسک ذخیره شده و از آن‌جا به خوشه‌های کامپیوتریِ MIT و بُن در آلمان منتقل می‌شد. در آن‌جا ابتدا این داده‌ها توسط یک الگوریتمِ پیچیده تحلیل شد، و بعد با تلفیقِ آن‌ها یک تصویرِ تکی تولید به‌دست آمد که چند روز پیش درمعرض دید جهانیان قرار گرفت.