564165

ادبیاتِ مکتوب علیه فراموشی، ستم و بی‌عدالتی

کتاب، حافظهٔ جمعی، و مقاومت

آرش رضایی

ادبیات مکتوب جایگاهی ویژه دارد زیرا هم قدرت انتقال سریع ایده‌ها را دارد و هم توان ماندگاری در حافظهٔ تاریخی. اما ادبیات در خلأ پدید نیامده است. از دوران باستان، متن‌های ادبی حامل ارزش‌های سیاسی و اجتماعی بوده‌اند…

از همان لحظه که کلمه بر صفحهٔ سنگ، پوست یا کاغذ نشست، قدرتی فراتر از ارتباط صرف در آن نهفته بود. کتاب نه‌فقط ابزار ثبت دانش، بلکه همواره وسیله‌ای برای مقاومت در برابر سلطه بوده است. در تمام تاریخ، حاکمان مستبد و استعمارگران، نخست به سراغ کتاب‌ها و نویسندگان رفته‌اند، چرا که به‌خوبی می‌دانستند واژه می‌تواند جنبش‌ها را برانگیزد، حافظهٔ جمعی را زنده نگه دارد و بدیلی برای روایت رسمی قدرت ارائه کند.

مقاومت در معنای گسترده، واکنش فعال یا منفعل افراد و گروه‌ها در برابر سلطه، ستم یا کنترل سیاسی و اجتماعی است. مقاومت می‌تواند اشکال مختلفی داشته باشد: از قیام‌های خیابانی و جنگ‌های آزادی‌بخش گرفته تا کنش‌های فرهنگی، هنری و نمادین. در میان تمام ابزارهای فرهنگی، ادبیات مکتوب جایگاهی ویژه دارد زیرا هم قدرت انتقال سریع ایده‌ها را دارد و هم توان ماندگاری در حافظهٔ تاریخی.

اما ادبیات در خلأ پدید نیامده است. از دوران باستان، متن‌های ادبی حامل ارزش‌های سیاسی و اجتماعی بوده‌اند. در یونان باستان، تراژدی‌ها و کمدی‌های آتنی همچون آثار آریستوفان و سوفوکل تنها نمایش‌های هنری نبودند؛ بلکه بحثی عمومی دربارهٔ عدالت، قانون و قدرت بودند. در چین، متون کنفوسیوسی و داویی نه‌تنها اندیشه‌های فلسفی را بازتاب دادند بلکه به‌طور مستقیم مبنای سیاست‌گذاری و مشروعیت حاکمان شدند.

ولی پیوند مستقیم ادبیات با مقاومت سیاسی بیشتر در دوران مدرن شکل گرفت. از قرن هجدهم، با گسترش صنعت چاپ و افزایش سواد عمومی، کتاب‌ها توانستند به ابزاری برای سازماندهی اجتماعی و ترویج ایدئولوژی‌های آزادی‌خواهانه بدل شوند.

یکی از مهم‌ترین میدان‌های ظهور «کتاب به‌مثابه مقاومت»، جنبش‌های ضداستعماری قرن نوزدهم و بیستم بود. نویسندگانی چون فرانتس فانون با کتاب «دوزخیان روی زمین» (۱۹۶۱) نشان دادند چگونه نوشتن می‌تواند نه‌فقط روایتگر خشونت استعمار، بلکه محرک عملی برای شورش و رهایی باشد. در هند، رابیندرانات تاگور و نویسندگان هم‌عصر او، ادبیات را به ابزار حفظ هویت فرهنگی و تقویت جنبش استقلال‌طلبانه بدل کردند.

در اروپا، عصر روشنگری نمونه‌ای درخشان از پیوند ادبیات و سیاست است. نوشته‌های ولتر، روسو و دیدرو نه‌فقط فلسفه بلکه الهام‌بخش انقلاب فرانسه شدند. در آمریکا نیز هریت بیچر استو با رمان «کلبه عمو تام» (۱۸۵۲) توانست افکار عمومی را علیه برده‌داری بسیج کند و به زمینهٔ فرهنگی برای جنگ داخلی و الغای برده‌داری کمک کند.

در بسیاری از جوامع، ادبیات توانسته نقش حافظهٔ ملی را ایفا کند. در لهستان قرن نوزدهم که تحت سلطهٔ امپراتوری‌های همسایه بود، شعرهای آدام میتسکیه‌ویچ هویت ملی لهستانی‌ها را زنده نگه داشت. در ایران، اشعار ملک‌الشعرای بهار و دیگر شاعران مشروطه، زبان مقاومت علیه استبداد قاجار و سپس سلطنت پهلوی شد.

تاریخ نشان داده که کتاب صرفا یک شیء فرهنگی نیست؛ بلکه می‌تواند به‌مثابه سلاحی نرم علیه قدرت به کار رود. از ادبیات روشنگری تا نوشته‌های ضداستعماری و شعرهای مقاومت، واژه‌ها همیشه فراتر از کاغذ رفته‌اند و به میدان سیاست وارد شده‌اند.

‌‌***

یکی از کارکردهای مهم کتاب و متن در جنبش‌های اجتماعی، توانایی‌اش در سازماندهی گروه‌ها و ایجاد زبان مشترک است. وقتی که افراد پراکنده با تجربیات مشابه از ظلم و نابرابری، ناگهان خود را در واژه‌های یک نویسنده بازمی‌یابند، احساس تعلق و هویت جمعی شکل می‌گیرد. این همان چیزی است که برخی جامعه‌شناسان از آن با عنوان معنای مشترک اسم می‌برند. ادبیات می‌تواند تکه‌های پراکندهٔ تجربهٔ فردی را به داستانی کلان بدل کند و انرژی لازم برای حرکت اجتماعی را فراهم آورد.

نمونهٔ روشن این نقش را می‌توان در جنبش حقوق مدنی آمریکا دید. کتاب‌ها و خطابه‌های مارتین لوتر کینگ جونیور نه‌فقط الهام‌بخش بلکه دستورالعملی اخلاقی برای کنشگران بود. در کنار او، نویسندگانی مانند جیمز بالدوین با آثاری چون «یادداشت‌های پسر بومی» و «آتش بعدی» توانستند تجربهٔ زیستهٔ سیاه‌پوستان آمریکا را به زبان قدرتمندی تبدیل کنند که هم خشم و هم امید را منتقل می‌کرد.

رمان هم با ظرفیت بی‌نظیر خود در روایت زندگی روزمره، همواره ابزاری کلیدی برای نقد ساختارهای قدرت بوده است. از قرن نوزدهم، نویسندگان بسیاری از فرم رمان برای بازنمایی بی‌عدالتی‌ها و فساد اجتماعی بهره بردند. چارلز دیکنز در انگلستان، با رمان‌هایی چون «الیور توئیست» و «آرزوهای بزرگ»، تصویری تکان‌دهنده از فقر شهری و نابرابری طبقاتی ارائه داد. این آثار فقط سرگرمی نبودند؛ بلکه فشار اجتماعی برای اصلاحات قانونی و رفاهی ایجاد کردند.

در جهان عرب، رمان‌های نجیب محفوظ به بستری برای بازتاب بحران‌های سیاسی و اجتماعی مصر تبدیل شدند. او در سه‌گانهٔ «قاهره»، زندگی نسل‌های مختلف را در کشاکش میان سنت و مدرنیته ترسیم کرد و ناخواسته روایتگر مسیری شد که سیاست و جامعهٔ مصر در قرن بیستم پیمود.

شعر هم به دلیل ایجاز، موسیقایی بودن و قابلیت انتقال شفاهی، همیشه نقشی محوری در جنبش‌های مقاومت داشته است. شعر را می‌توان به‌راحتی در خیابان‌ها خواند، بر دیوارها نوشت یا در جمع‌های کوچک زمزمه کرد. در فلسطین، شعر محمود درویش نه‌فقط بیانگر درد تبعید و اشغال بود، بلکه به پرچم فرهنگی مقاومت بدل شد. در آمریکای لاتین، پابلو نرودا و اشعار انقلابی او در شیلی الهام‌بخش نسل‌ها شد.

در ایران، شعر معاصر بارها به زبان مقاومت بدل شده است؛ از عصر مشروطه تا پهلوی تا امروز. از اشعار اجتماعی و انسانی شاملو و فرخزاد گرفته تا سروده‌های انقلابی و اعتراضی نیم قرن اخیر. شعر به دلیل انعطاف و قدرت استعاری‌اش توانسته است معنای مقاومت را حتی در شرایط سانسور شدید زنده نگه دارد.

از طرفی قدرت کتاب‌ها در برانگیختن جنبش‌ها باعث شده است که رژیم‌های استبدادی به‌شدت از آن‌ها بترسند. تاریخ سرشار از نمونه‌هایی است که دولت‌ها کتاب‌ها را سوزاندند یا نویسندگان را به تبعید و زندان فرستادند. از کارزار کتاب‌سوزی آلمان نازی گرفته تا سرکوب نویسندگان در اتحاد جماهیر شوروی، همواره نخستین حملهٔ قدرت به سوی کلمه بوده است.

اما سانسور اغلب نتیجهٔ معکوس داشته است. کتاب‌های ممنوعه به صورت مخفی و زیرزمینی دست‌به‌دست می‌شدند و همین ممنوعیت به جذابیت و تأثیرگذاری‌شان می‌افزود. در لهستان دههٔ ۱۹۸۰، شبکهٔ گستردهٔ نشر زیرزمینیِ سامیزدات توانست متون مخالف رژیم کمونیستی را پخش کند و پایه‌های جنبش «همبستگی» را تقویت کند.

بخشی مهم از پیوند ادبیات و مقاومت، به قلم زنان رقم خورده است. زنان نه‌تنها علیه سلطهٔ سیاسی بلکه علیه نظام‌های مردسالارانه نیز جنگیده‌اند. آثار ویرجینیا وولف (از جمله «اتاقی از آن خود»)، به عنوان متون کلاسیک مقاومت فمینیستی به‌شمار می‌رود. او نشان داد که چگونه ساختارهای اجتماعی زنان را از دسترسی به خلاقیت ادبی محروم کرده است.

در جهان اسلام، نویسندگانی چون نوال سعداوی در مصر با آثار خود علیه نظام‌های پدرسالار و استبدادی شوریدند. در ایران، سیمین دانشور با رمان «سووشون» صدای زنان در بحبوحهٔ تحولات سیاسی دههٔ ۴۰ شد.

آثار زنان نه‌تنها بخشی از ادبیات بیداری و مقاومت بوده بلکه روایتگر مبارزه‌ای دوگانه، علیه سیاست سرکوبگر و علیه تبعیض جنسیتی است.

تبعید و مهاجرت اجباری هم تجربه‌ای مشترک در میان بسیاری از نویسندگان مقاومت است. این وضعیت گرچه دردناک، اما اغلب به خلق آثاری مهم منجر شده است. تبعیدیان، از بیرون، چشم‌انداز تازه‌ای نسبت به کشورشان می‌یابند و می‌توانند با آزادی بیشتری نقد کنند. نمونهٔ روشن آن، آثار نویسندگان ایرانی در تبعید پس از انقلاب ۵۷ است که توانستند روایت‌های متفاوتی از سرکوب سیاسی ارائه دهند. در ادبیات آمریکای لاتین نیز، بسیاری از نویسندگان مخالف دیکتاتوری‌های نظامی دهه‌های ۷۰ و ۸۰ مجبور به ترک وطن شدند، اما در تبعید آثار تأثیرگذاری نوشتند که بعدها به اسناد فرهنگی مقاومت بدل شد.

ادبیات نه‌فقط ثبت‌کنندهٔ تاریخ مقاومت بلکه بخشی از آن است. از شعرهای خیابانی تا رمان‌های حماسی، از خطابه‌های فمینیستی تا داستان‌های تبعیدی، کلمات توانسته‌اند مردم را سازماندهی کنند، هویت جمعی بسازند و در برابر ماشین سانسور و سرکوب بایستند. ادبیات همواره در قلب جنبش‌های اجتماعی و سیاسی قرار داشته است.

‌‌***

ورود به عصر دیجیتال معادلات مقاومت و ادبیات را پیچیده‌تر کرده است. اینترنت و شبکه‌های اجتماعی نه‌فقط روش‌های تولید و توزیع کتاب را تغییر داده‌اند، که خود به میدان جدیدی از مبارزه بدل شده‌اند. امروز نویسندگان و فعالان اجتماعی می‌توانند بدون نیاز به ناشر یا حتی سانسور رسمی، آثارشان را به صورت فایل و ای‌بوک یا پست‌های آنلاین منتشر کنند. این تحول فرصت‌های تازه‌ای برای گسترش مقاومت فراهم آورده است: متون ممنوعه با یک کلیک می‌توانند بین هزاران نفر پخش شوند، و صداهایی که پیش‌تر خاموش می‌شدند، اکنون امکان شنیده‌شدن پیدا می‌کنند.

با این حال، دیجیتالی‌شدن ادبیات خطرهایی نیز دارد. از یک سو، حجم بی‌سابقهٔ اطلاعات می‌تواند باعث پراکندگی توجه شود؛ از سوی دیگر، دولت‌ها ابزارهای جدیدی برای نظارت و کنترل دارند. سانسور دیگر صرفا به شکل قیچی‌کردن صفحات کتاب نیست؛ بلکه در قالب فیلترینگ، الگوریتم‌های پنهان یا حتی حملات سایبری عمل می‌کند. بنابراین، مقاومت ادبی در عصر دیجیتال نیازمند شیوه‌های تازه‌ای از خلاقیت است.

کتاب‌ها همیشه نقش کلیدی در ساخت و حفظ حافظهٔ جمعی داشته‌اند. جنبش‌های اجتماعی اگر می‌خواهند ماندگار شوند، نیاز به روایت‌هایی دارند که بتوانند از نسلی به نسل دیگر منتقل شوند. اینجاست که کتاب‌ها از یک ابزار مبارزهٔ آنی به سرمایه‌ای برای آینده بدل می‌شوند. خاطرات زندانیان سیاسی، شرح‌های تاریخی از جنبش‌ها و حتی شعرهایی که در زیرزمین‌ها زمزمه شده‌اند، بعدها به بخشی از تاریخ رسمی و غیررسمی ملت‌ها بدل می‌شوند.

خاطرات زندانیان آپارتاید در آفریقای جنوبی، از جمله کتاب «راه طولانی به سوی آزادی» نوشتهٔ نلسون ماندلا، نه‌فقط سندی تاریخی که الهام‌بخش مبارزات عدالت‌خواهانه در سراسر جهان شد. همین الگو را می‌توان در خاطرات تبعیدیان ایرانی، یا اسناد ادبی جنگ و مقاومت در بوسنی دید.

خواندن، هرچند در ظاهر فعالیتی فردی است، اما در بطن خود می‌تواند به کنشی جمعی تبدیل شود. حلقه‌های مطالعه، باشگاه‌های کتاب‌خوانی و کارزارهای جمع‌خوانی نشان داده‌اند که کتاب می‌تواند بستری برای ایجاد اجتماع باشد. در جنبش‌های فمینیستی، جلسات جمع‌خوانی متن‌های کلاسیک مانند آثار وولف یا سیمون دو بووار، به محلی برای گفت‌وگو و سازماندهی بدل شده‌اند.

در عصر امروز نیز، کتاب همچنان می‌تواند هسته‌ای برای اجتماعات دیجیتال باشد. صفحات مجازی که بر محور کتاب‌ها شکل می‌گیرند، نوعی از جمع‌خوانی آنلاین را به وجود آورده‌اند که فراتر از مرزهای جغرافیایی می‌رود. این پدیده، ظرفیت تازه‌ای برای مقاومت جهانی و همبستگی میان جنبش‌ها فراهم آورده است.

مقاومت فقط در سطح محتوای کتاب‌ها رخ نمی‌دهد، بلکه در سطح زبان نیز جریان دارد. نویسندگان بسیاری آگاهانه از زبان مادری یا گویش‌های محلی استفاده کرده‌اند تا در برابر هژمونی زبان‌های رسمی یا استعماری بایستند. مثلا نویسندگان آمریکای لاتین با واردکردن اصطلاحات بومی به ادبیات اسپانیایی، شکاف فرهنگی میان استعمار و مردم بومی را برجسته می‌کنند.

در ایران نیز، تلاش برای حفظ و بازآفرینی زبان‌های محلی مانند کردی، ترکی و بلوچی در آثار ادبی، بخشی از مقاومت فرهنگی محسوب می‌شود. زبان در اینجا فقط ابزار بیان نیست، بلکه خودِ میدان مقاومت است؛ چراکه هر زبان حامل فرهنگ خاصی است و خاموشی آن به معنای خاموشی یک فرهنگ است.

شاید مهم‌ترین نقش کتاب در مقاومت، ایجاد و حفظ امید باشد. رژیم‌های سرکوبگر معمولا می‌کوشند انسان‌ها را به یأس و تسلیم بکشانند. اما کتاب‌ها می‌توانند روزنه‌ای از نجات را نشان دهند؛ تصویری از جهانی دیگر، عادلانه‌تر و انسانی‌تر. رمان‌های اتوپیایی یا حتی روایت‌های شخصی از ایستادگی، برای نسل‌های بعدی همچون چراغی باقی می‌مانند.

از این منظر، ادبیات مقاومت فقط دربارهٔ نقد وضع موجود نیست، بلکه دربارهٔ تصور آینده‌ای بهتر است. وقتی مردم می‌خوانند که دیگرانی در شرایطی دشوار ایستاده‌اند، باور می‌کنند که خود نیز قادر به ایستادگی‌اند. این همان میراث ماندگار کتاب است: الهام، امید و امکان تغییر.

از دوران باستان تا عصر دیجیتال، از اسطوره‌های قهرمانی تا رمان‌های معاصر، کتاب‌ها همواره نقشی اساسی در شکل‌دهی و تقویت روحیهٔ مقاومت ایفا کرده‌اند. هم تاریخ را ثبت کرده‌اند و هم خود بخشی از تاریخ بوده‌اند. شعرهای زمزمه‌شده در تبعید، رمان‌های افشاگرانه، خاطرات زندانیان سیاسی و حتی متن‌های دیجیتالی، همه در یک چیز مشترک‌اند: تبدیل واژه به سلاحی علیه فراموشی، ظلم و بی‌عدالتی.

در جهان امروز که با بحران‌های نوین از جمله نواقتدارگرایی، نابرابری و تهدیدات زیست‌محیطی روبه‌روست، نقش کتاب‌ها همچنان حیاتی است. شاید فرم آن‌ها تغییر کند، اما جوهرشان همان است: کلمه، همچنان توانایی آن را دارد که در برابر قدرت بایستد و افق‌های تازه‌ای برای آزادی بگشاید.

کتابستان

تذکره‌الاولیای معاصر : جلد دوم

مهدی جامی

تذکره‌الاولیای معاصر : جلد اول

مهدی جامی

دوسیه دیورند: گزارش‌ها، توافق‌ها و یادداشت‌ها

اسناد دوسیه دیورند

گلشهر: خاطرات یک آواره

علی احمدی دولت

گلشهر: خاطرات یک زمین‌شناس

علی احمدی دولت