
تولیدگرایی نوین؛ الگوی بعدی اقتصادهای جهان؟
نشانههایی از چرخش به سمت اقتصادِ مبتنی بر تولید و نیروی کار و بومیگرایی به جای مالیگرایی و جهانیسازی دیده میشود؛ روندی که ممکن است در قالب یک مدل سیاسی جدید، طیفهای سیاسیِ متضاد را به دنبال خود بکشد…

نشانههایی از چرخش به سمت اقتصادِ مبتنی بر تولید و نیروی کار و بومیگرایی به جای مالیگرایی و جهانیسازی دیده میشود؛ روندی که ممکن است در قالب یک مدل سیاسی جدید، طیفهای سیاسیِ متضاد را به دنبال خود بکشد…

نظم جهانیِ واقعی قبلا هم هرگز وجود نداشته است. این ایدهای مدرن است که چند قرن پیش در اروپای غربی شکل گرفت. اما حالا که تمام دنیا این نیازِ ژئوپولیتیک را حس میکند، نظم بینالملل حامیان چندانی ندارد…

برتری دولتهایی مثل چین در هوش مصنوعی، مزیتی قاطع نسبت به دموکراسیهاست. اما اگر کشورهای دموکراتیک بخواهند هوش مصنوعی خود را به حد چین برسانند، باید طوری عمل کنند که حقوق اساسی و آزادیهای مدنی را قربانی نکند…

منافع همکاریهای علمی در حدی که طرفداران دیپلماسیِ علم مدعی بودهاند نیست. دیپلماسیِ علم این قدرت را ندارد که با یک تماس مستقیم با مسکو جنگ را تمام کند، بلکه فعلا میتواند متحدان واقعی را به هم نزدیکتر کند…

دار و دستهٔ حقانیها و قندهاریها برای کنترلِ قدرت با هم دعوا دارند. یکی دنبال خلافت است و دیگری دنبال امارت. اگر تاریخ راهنمای ما باشد، هر شکلی از دولت تحت رهبری و سلطهٔ طالبان، تهدیدی علیه صلح منطقه و دنیاست…

آثار قدرت نرم در سیاستِ بینالملل معمولا آهسته و غیرمستقیم است. آثار بمب و گلوله را بلافاصله میتوانیم ببینیم، ولی جاذبهٔ ارزشها و فرهنگ شاید فقط در بلندمدت قابل مشاهده باشد. و غفلت از این امر، اشتباهی بزرگ است…

وقتی ایلان ماسک از آزادی بیان در توییتر حرف میزند، در واقع منظورش این است که «توییتر بیشازحد به نفع نخبگان عمل میکرد؛ ولی من این کار را نمیکنم». ولی این به معنای آزادیِ بیانِ بیشتر نیست، بلکه صرفا به معنای…

ذهنیت غرب از «نظم جهانی مبتنیبر حقوق بشر» حالا با «جهان روسی» کرملین تصادم کرده: روسیهٔ پوتین خود را یک نیروی ضد-گلوبالیسم جلوه میدهد که هنوز مایل و قادر به حفظ ارزشهاییست که در غربِ «منحط» از بین رفته…

آیا دروغ مصلحتی موجه است؟ در سنت فلسفی غرب که متاثر از متفکران متقدم مسیحیست، پاسخ این سوال منفی است. ولی در قرن پانزدهم جووانی پونتانو متفکر و سیاستمدار اهل ناپل این سنت را شکست…

هویتی مشترک در دموکراسیها در حال شکلگیری است. سیاستِ «خاک و خون» که بر اساس هویتی نفاقافکن شکل گرفت، حالا با یک هویتِ سیاسیِ متعالی بر اساس ارزشهای آزادیخواهانه از جمله آزادی و کرامت و حقوق بشر روبهروست…

فعالان صلحطلبِ پشتون همواره در مقابله با ظلم حکومتی و اشغال نظامی و افراطگرایی اسلامی، و برای تغییر سیاسی تلاش کردهاند، ولی در پاکستان و افغانستان هنوز خشونتپردازان دستبالا را دارند و فاتح میدان هستند…

مماشات و خشنودسازیِ سلطهطلبان فقط باعث گستاختر شدن آنها میشود. امتیازدادن به دیکتاتورها موقتی نیست، و هیچوقت صلح پایدار حاصل نخواهد کرد…