ادبیات، فلسفه، سیاست

برچسپ‌ها: علم

بدون خوابِ باکیفیت، مغز و بدن هیچ کدام عملکرد مطلوبی نخواهند داشت. علمِ ما درباره تاثیر خواب بر عملکرد مغز، کلید داشتن خوابِ باکیفیت در شب است، ولی معمولا ما خودمان دشمن اصلیِ خوابِ خودمان هستیم…
شواهد علمی مکرر نشان می‌دهد که تغییر ساعت رسمی برای تمام اقشار جامعه هزینه دارد. گرچه این عواقبِ منفی زیادند، راه‌حلش ساده و مشخص است: به جای تغییر ساعت‌ها، سیاست‌گذاری عمومی باید تغییر کند…
شکِ معقول مایهٔ پیشبرد علم است، ولی نباید آن را با ترفندِ شک یا شکّ مخرب که توطئه‌پردازان به کار می‌برند یکی دانست. شکِ علمی متدی‌ست برای یافتن راه‌حل یک مشکل، اما شکِ مخرب ناشی از انگیزه‌های ناصواب است.
اگر تصویری در ذهن ما به قدرِ کافی قدرتمند باشد، باور می‌کنیم واقعی‌ست و تخیل‌مان را برای درکِ واقعیتِ آن به خدمت می‌گیریم؛ چون ما دنیای خودمان را آن‌گونه که هست نمی‌بینیم، آن‌گونه که خودمان هستیم می‌بینیم…
ویدیوی آتش‌زدنِ قرآن به دست ژنرالی آمریکایی در افغانستان، حتی اگر جعلی باشد، به‌راحتی می‌تواند آشوبی عظیم به پا کند. اما با تکنولوژیِ جعل عمیق، ما همواره در معرض چنین محتوای خطرناکی هستیم…
علمْ ما را بالا برد و به جایگاه بهتری سوق داد؛ آسیبِ علمی هم ما را به عقب می‌برد. و همواره کسانی هستند که از علمِ ما هراس دارند و خواهانِ کنترل و سرکوب آن هستند. و تاریخ به ما نشان می‌دهد که این تهدید همیشگی‌ست.
تنشِ علم و مذهب در عصر ما امری تازه نیست. برای خداناباوران، «معنوی‌بودن» شاید ایده‌ای ناخوشایند باشد. اما آیا معنوی‌بودنْ شایستهٔ این همه ضدیّت هست؟ و آیا می‌توان بی‌خدا بود، و همزمان معنوی هم بود؟
قدرتِ فهم جهان طبیعی، ابزاری نیرومند است که به تقویت خزانهٔ دانش کمک می‌کند. سواد علمی یعنی توانایی تفسیر ایده‌ها با ذائقه‌ای علمی، و جامعه‌ای که سواد علمی دارد، بر مبنای شواهدِ صحیح، اختلافات را ارزیابی می‌کند…
چرا مردم به بعضی چیزها می‌خندند، اما به بعضی چیزها نه؟ کارکرد بوسه چیست و چرا گویی بیشترِ مردم از آن لذت می‌برند؟ توضیحاتِ ظاهرا مقبولی وجود دارد، اما هیچ‌کدام کاملا قانع‌کننده نیست…
هر چه‌قدر هم خود را زرنگ فرض کنیم، علمِ ما شدیدا محدود است و به‌راحتی ممکن است بازندهٔ قمارِ زندگی باشیم. واقعیت این است که ما از استنتاج صحیح ساختار پیچیدهٔ جهان اجتماعی خودمان ناتوانیم…
برای میلیون‌ها نفر، دین منبع آرامش است، اما برخی باورهای مذهبیْ حیاتِ بشر را بی‌ارزش یا تخریب می‌کند، و ما تدریجا داریم به این موضوع پی می‌بریم که بسیاری از برداشت‌های دینی، ناشی از اختلالاتِ روانی‌ست...