ادبیات، جامعه، سیاست

سایه‌ها 

به پترا می‌گویم:«دکتر بهم گفت وضع ریه‌ام خراب شده. دیگه وقتشه بیمارستان بستری شم.» کلمات عین پروانه‌های سرخوش عاشق توی هوا گم می‌شوند. ابروی چپش

رنگ مو

جوانک یک ردیف رنگ مو روبرویم می‌چیند روی رف ویترین و یک بند و بی وقفه توضیح می‌دهد: «خودتون که بهتر از همه می‌دونین ، اول از همه رنگ موی آلمانی تو دنیا حرف اول رو می‌زنه خانم. بعدش فرانسوی و ایتالیایی و اسپانیایی تو بورسن. ایگرا با فرمول جدید و آسیب دیدگی حداقلی، بازار دنیا رو گرفته. دوامش عالیه . موهاتونم تو ده دقیقه رنگ می‌گیره. حالا چه رنگی می‌خواین؟»