
هنر زندگی ژاپنی: ایکیگای
در فرهنگ ژاپنی روشهای بسیاری برای جستجوی آرامش و خوشبختی وجود دارد که میتوانیم از آنها الهام بگیریم. در این سلسله مطالب، چگونگی این روشها به شما ارائه میشود، و در این نوشته، به مفهوم ایکیگای میپردازیم.

در فرهنگ ژاپنی روشهای بسیاری برای جستجوی آرامش و خوشبختی وجود دارد که میتوانیم از آنها الهام بگیریم. در این سلسله مطالب، چگونگی این روشها به شما ارائه میشود، و در این نوشته، به مفهوم ایکیگای میپردازیم.

هیچ چیز، حتی حقوق حیوانات، آنقدر بیضرر نیست که برای مقاصدِ خبیث به کار نرود. برای همین، مدام باید حواسمان به خودمان و خودخواهیِ اخلاقیمان باشد. ولی چگونه میتوان بین رفاهِ انسان و رفاهِ غیرانسانْ توازنی برقرار کرد؟

خلق هنر برای کودکان فعالیتی ارزشمند است؛ هم برای بهبود مهارتهای حرکتی و هم مهارتهای ارتباطی آنها. هنر به رشد خودانگارهٔ کودکان کمک میکند و حتی نوزادان میتوانند آن را تجربه کنند…

وقتی آبرویتان به خطر میافتد، باید راهی برای غلبه بر بدگویانتان پیدا کنید. اما شایعه و عیبجویی مرگبار نیستند، بلکه میتوان آنها را به شهرت و اعتباری بزرگتر و ماندگارتر تبدیل کرد.

فرهنگ حذف تهدیدی علیه جامعه است، چون در پیِ تشکیلِ جبههٔ عقیدتی است و نه دنبال حقیقت. باور به تکثر یعنی اینکه همزیستیِ عقاید مختلف در یک جامعه، نهفقط امکانپذیر که لازم هم هست، چون جامعه از آن سود میبرد.

مفهوم تجمل در گذر زمان تغییر کرده است. قبلا ابتداییتر و بهمعنای برخورداری از مادیات، یا برای نمایش جایگاه اجتماعی بود. در عصر مدرن، با هنجارشکنی و بیان فردیت پیوند خورد. حالا هم خود را با محیطزیستِ پایدار سازگار میکند.

من سفیدپوستم. بهعنوان یک شخصیتِ دانشگاهی و مشاور و نویسنده در موضوعِ هویتِ نژادیِ سفیدپوست و روابط نژادی، هرروز با بقیۀ سفیدپوستها دربارۀ معنای نژاد در زندگیمان صحبت میکنم. این دیالوگها انتقادی هستند، چون تقریبا به هر جا نگاه کنیم، نابرابریِ نژادی وجود دارد و نهادهای مختلف هم فوقالعاده تحت کنترل سفیدپوستان هستند…

طی سالهای گذشته، ترسی فزاینده نسبت به رشدِ سازمانهای دستراستیِ افراطی، نئونازیها و فاشیستها شکل گرفته است. رویدادهای چند سال گذشته ازجمله ماجرای شارلوتویل در آمریکا، کِمنیتس در آلمان و حملات تروریستی اخیر در کرایستچرچِ نیوزیلند این سوال را مطرح میکند که: برای جلوگیری از گسترش این ایدئولوژیهای افراطی چه میتوانیم بکنیم؟

برای اینکه منشاءِ این افسانه را کشف کنم، مرا نزدِ مورخِ غیررسمیِ روستا فرستادند. او میگوید، ۷۰ سال پیش، روستاییانْ اولین بُتِ سُفالیِ موتیالاما، الهۀ روستا را زیرِ درخت چِریش در حاشیۀ روستا نصب کردند. به باورِ مردم، درست زمانی که کاهنِ روستا داشت الهه را با جواهرات تزئین میکرد و مردم غرقِ دعاکردن بودند، مردِ جوانی که کفش بهپا داشت، از کنارِ بُت رد شد. معلوم نیست که آیا آن جوان به مراسم بیاحترامی کرده بود یا نه، اما مطابق افسانه، پایش لغزید و زمین خورد.

در ژاپن نیم میلیون عزلتنشین وجود دارد که از آنها با نام «هیکیکوموری » یاد میکنند؛ این افراد خلوتگزینانیاند که از همه ارتباطات اجتماعی بریدهاند و اغلب سالها خانهاشان را ترک نمیکنند. در یک تحقیق دولتی این تعداد حدود ۵۴۱ هزار نفر (۱.۵۷ درصد از کل جمعیت) تخمین زده شد اما بسیاری از کارشناسان معتقدند که تعداد آنها بسیار بیشتر است.

هنر فانوسسازی چینی سنتی قدیمی است که تا امروز زنده است. در آستانه سال نو چینی هر نوع فانوسی را میتوان در گوشه و کنار چین مشاهده کرد، اما پیچیدهترین و پرزحمتترین آنها فانوس اژدهای چینی است.

برای مردی جوان، افتخار ادبی یا شهرتی که از یادگیری و سپس نویسندگی میآید، یکی از معدود موارد افتخار است که در حال حاضر در دسترس افراد عادی قرار دارد. البته باید گفت که این افتخار به اندازه افتخاری که از خدمات عمومی حاصل میشود تاثیر گذار و رضایت بخش نیست، زیرا معمولا عمل بسیار ارزشمندتر، باشکوهتر و متعارفتر از تفکر یا نوشتن است…