ادبیات، فلسفه، سیاست

آرشیو روز: فروردین/حمل ۱۹, ۱۳۹۷

Front-Rona-600x539_530x@2x
الیزابت مینیچ در کتاب جدیدش، با طرح دوباره‌ی این دیدگاه‌ هانا آرنت که بی‌اندیشگی و بی‌‌فکری می‌تواند قابلیت و تمایلِ تبدیل شدن به مخوف‌ترین جنایت‌کاران را در آدم‌های عادی به وجود بیاورد، نتیجه می‌گیرد که باید ابزار اندیشیدن را در اختیار مردم بگذاریم، نه این که فقط برای بهره‌وری اقتصادی آن‌ها را آموزش دهیم.
اگر اصلاً یک انسان جاودانه به نظر آمده باشد، آن انسان حتماً استیون هاوکینگ بوده است. در سال ۱۹۶۳، هاوکینگ ۲۱ساله بود که تشخیص داده شد به بیماریِ تصلب اعصاب حرکتی (یعنی بیماریِ زوالِ اعصاب) مبتلا است، و به او گفته شد که سه سال زنده خواهد ماند؛ اما مرگ او ۱۴ مارس امسال، در هفتاد و شش سالگی، اتفاق افتاد.
یک روز که جنگ به پایان رسیده بود و پدرم دوباره می‌توانست هرجا که دوست داشت برود، به او گفتم که می‌شود من را هم سوار دوچرخه‌اش کند و با خودش ببرد. پرسید: «کجا آن وقت؟» و من گفتم:« دریا.» می‌خواستم ببینم تصوراتم تا چه حد واقعیت داشتند. پدرم طبق وعده‌ای که آن روز به من داد، شنبه‌ی دوهفته بعدش دوچرخه‌اش را از انبار بیرون آورد و صندلی مخصوص بچه را روی ترکش گذاشت.
می گویند بخواب، اما این که درست نیست. اول باید پسرش را پیدا کند. قرار بود او هم اینجا باشد. در راه از هم جدا شده بودند، شب‌هنگام، همین چند روز پیش. مردی که راهنماشان بود، گفته بود دوازده نفر یکجا، توجه همه را جلب می‌کنند. زن‌ها را جدا کرده بود. هر اعتراضی را هم با توپ و تشر جواب داده بود.
سگ هم قطعا بد است. هر دفعه که از آنجا می‌گذرد، سگ خودش را به در می‌رساند و با خشم می‌غرد؛ مشخص است که دلش می‌خواهد او را تکه‌پاره کند. سگ بزرگ و خشنی است، از این سگ‌های «ژرمن شپرد» یا «روتوایلر» (خیلی کم در مورد سگ ها می داند). چشم‌های زردش، نفرت خاصی که از این رهگذر در خود دارد، مشخص است.  
مردی آمریکایی در ادینبورگ  قصری را برانداز ­می­کرد، اگر بشود اسم آن را قصر گذاشت، و نه خانه‌ای سازمانی! جمعیتی از اهالی شهر و جهانگردان را دید که مقابل نرده‌ها در طرف دیگر خیابان پرنسس جمع شده بودند. از خیابان عبور کرد و به پارک رفت. خبر خاصی نبود.
سم کیا، هنرمند جوانی از افغانستان، که در فرانسه هنر خوانده و همانجا فعالیت های هنری اش را پیش میبرد. او علاوه بر عکاسی و مجسمه سازی، به تازگی روی فیلم کوتاهش ADA کار میکند.
زهره هلال، هنرمندی فمنیست، متولد ۱۹۸۹ در کابل، زنی توانمند در دنیای مد، هنر چیدمان، عکاسی و ویدیو ارت است. زهره فارغ التحصیل رشته طراحی مد از دانشگاه JAK هامبورگ است و کارهای هنری اش تا کنون بارها به نمایش در امده اند، به علاوه او در هفته مد برلین در ۲۰۱۵ طراحی های هنرمندانه اش را به نمایش گذاشت.
وردان ستیماک از کروشیا پرتره نویسندگان مشهور را با استفاده از نماد‌های آثارشان نقاشی می‌کند.  او می‌گوید روی هر پرتره بین ۱۰ تا ۱۵ ساعت کار می‌کند و از وسیله‌ای به نام راپیدوگراف کار می‌گیرد که طرح‌هایش را پیچیده‌تر جلوه می‌دهد.
بی‌بی‌کیکز رومیرو (Babycakes Romero نام مستعار) یک عکاس خیابانی اهل لندن است که به عکاسی از محیط خود علاقه‌مند است. او این مجموعه تصاویر را از مردم در حال استفاده از موبایل‌های هوشمند خود گرفته تا نشان دهد که تکنولوژی و ارتباطات مجازی جای ارتباط و گفتگوی قدیمی را گرفته است.
قرار بود خنده‌ها و لذت‌هایش را پنهان کند. قرار بود اگر دلش غش رفت، به رویش نیاورد. اگر دلش هم‌آغوشی خواست، دم نزند. قرار بود وانمود کند که بودن و نبودن آدم‌ها عین خیالش هم نیست. از بچگی توی گوشش خوانده‌ بودند که اینطوری، خواستنی‌تر است.
آن‌روز عصر وقتی فرناندو روجاس به خانه رسید غریبهٔ رنگ پریده‌ای را دید که بی‌حرکت مقابل ساختمان ایستاده است. موهای بلوند، چشم‌های آبی و مدل لباس پوشیدنش به مکزیکی‌ها نمی‌خورد. احتمالاً توریست بود، امّا دم در خانهٔ او چه می‌کرد؟ فرناندو کمی مکث کرد. در ذهن دنبال کلمات انگلیسی گشت تا بتواند با غریبه حرف بزند.