جاناتان سوئیفت در «سفرهای گالیور» از انواع مختلف سبکهای طنز بهره میگیرد. او تناقضات را مضحکه میکند و کاستیهای جامعه و قوانین آن را از نگاهِ مسافری خارجی نشان میدهد…
اگر نفهمیم چرا میجنگیم، امید چندانی به اجتناب از مناقشاتِ آینده نیست. بلکه با فهم جنگ، ظرفیت بشری خودمان را، هم برای قساوت و هم برای نیکخواهی، بهتر خواهیم شناخت…
ترکیه از هویت دینی به عنوان نوعی قدرت نرم بهره میبرد، اما خود را به آن محدود نمیکند، و با ایجاد پارادایمی مبهم در منطقهٔ بالکان، تعاریف سنتی ما را از کارکردهای دین و هویت و قدرت تغییر داده است…
دو هزار سال پس از افلاطون، معلوم شده است که ایدههای آرمانشهریِ او، یاوههایی بیش نیست. هیچ آدمِ عاقلی هرگز دوست ندارد در ویرانشهرِ افلاطونی زندگی کند و عمر خود را تباه سازد…
قدرتِ فهم جهان طبیعی، ابزاری نیرومند است که به تقویت خزانهٔ دانش کمک میکند. سواد علمی یعنی توانایی تفسیر ایدهها با ذائقهای علمی، و جامعهای که سواد علمی دارد، بر مبنای شواهدِ صحیح، اختلافات را ارزیابی میکند…
وقتی مورخانِ آینده در پی شرح حال دانشمندان زن، تاریخِ ما را واکاوی میکنند، چه خواهند یافت؟ ردّ پایی مبهم از زنانی که حذف و سانسور شدند، قربانی تبعیض شدند، و به وادیِ نسیان سپرده شدند؟
نیهیلیسم جاذبههای کاذبی دارد که برجستهترینِ آنها را در قرن بیستم و در قالب نیهیلیسمِ سیاسی تجربه کردیم. اما از همان ابتدای تولد نیهیلیسم، برخی متفکران خطراتِ آن را هشدار داده بودند…
مَثلی هست که میگوید «آدمهای خوب بازندهاند»؛ یعنی اگر مردم را فریب دهید و از آنها سوءاستفاده کنید، و نگران احساساتشان نباشید، در زندگی پیشرفت میکنید. اما آیا علم این را تایید میکند؟
واقعیت این است که سیاستمداران زیاد دروغ میگویند و حتی خودشان هم تا حدی این را قبول دارند. اما اگر ناراستیِ سیاسیون ما را عذاب میدهد، باید این عذاب را متوجهِ خودشان کنیم…
شب قبل باران باریده بود، و جبههٔ هوای سردی از اقیانوس اطلس میوزید. اما صبحگاه همهٔ اینها ناپدید شد. ابرها در زنجیرهٔ پیوستهٔ آبیرنگی گم شدند، و آفتاب بالا آمد و درخشید...
قدرتمندان معمولا مدافع وضع موجود هستند. وقتی یک ایدئولوژیِ ظالمانه به هنجار بدل میشود یا مشروعیتِ الهی مییابد، به ابزار سرکوب بدل میشود. مبارزهٔ جسورانهٔ زنان با نرسالاری، بخشی از مبارزهٔ تاریخی بشر با جهالت بوده است…
طی دو قرن گذشته، در باب احترام بشر نظریات زیادی منتشر شده است. بشر در مواجهه با پدیدههایی چون بردهداری، کمونیسم و غیره، برای برابری و آزادی و کرامت خود تقلای زیادی کرده است. اما کرامت انسانی چیست؟