وقتی معیارهایی جهانشمول برای اخلاقیات داشته باشید، یعنی برای تشخیص حق و باطل استانداردی فراگیر دارید، و آنوقت میتوانید برخی رفتارها را باطل یا غلط یا شرّ بنامید، و برخی فرهنگها را فاسد یا ضداخلاقی بدانید…
برنارد گرت نظریهپرداز اخلاقیات معتقد است آدم برای آنکه شاد باشد یا در زندگی کامیاب شود، لازم نیست اخلاقیات را رعایت کند. یعنی ممکن است کسی فاسد باشد، اما بههرحال کامیاب شود.
سؤالی که قرنها ذهن بشر را مشغول کرده، این است که آیا انسانها هر چند ناکامل، اساسا موجوداتی مهربان، منطقی، و خوشطینت هستند؟ یا این که ما ذات ما به بدی، خودبینی و کینهتوزی تمایل دارد؟ پاسخ سادهای وجود ندارد، چرا که انسانها تفاوتهای زیادی با هم دارند. اما در این مقاله ما به ده یافتهٔ علمی و مستند میپردازیم که جنبههای دلسردهکننده و غیرقابل تحسینآمیز طبیعت انسان را نشان میدهد:
نه، «خودشیفتگی متواضعانه» بازی با کلمات ضد و نقیض نیست. بلکه ترکیبی از ویژگیهای بهترین رهبران و شرکتهای فناوری است. آدام گرانت، روانشناس رفتارهای سازمانی در این باره توضیح میدهد:
کودکان از طریق شکلی از آموزش اخلاق را فرا میگیرند، اما چگونه آموزگاران و مربیان میتوانند به آموزش اخلاق بپردازند، در حالیکه اختلافات معقولی درباره معیارهای اخلاقی وجود دارد؟