ادبیات، جامعه، سیاست

موضوع: خسرو مانی

خوابیداری هفت زن؛ امیدی که هنوز نمرده است

خسرو مانی در رمان اخیرش: «خوابیداری هفت زن»، چنین کابلی ساخته است – کابلی که پاریس یا لندن است. اما این خیال‌پردازی، خیلی هم خیال‌پردازانه نیست، با توجه به  اینکه افغانستان چند بار قریب بود خط سیر تاریخی خود را عوض کند و مبدل به همچو وطنی گردد. شما کافی است شاه امان الله و برنامه‌های او را به یادآورید. می‌توان به آن دوره، دهه‌ی دموکراسی و یا حتی حکومت کمونیستی را نیز افزود.

تجسد یوتوپیا، از اعماق دِستوپیا: مکثی بر خوابیداری هفت زن

«خوابیداری هفت زن» به واکاوی قاب‌به قاب زندگی روزمره‌ی زنان کابل آرمانی پرداخته است. زنانی مستقل، آگاه، خودساخته، هنرمند، درون‌گرا و عمیق. صفاتی که در سراسر گیتی، خاصه در کابلی که همه می‌شناسیم برای زنان، دردسرآفرین و چه بسا مرگ‌آفرین است؛ اما در کابلِ زاییده‌ی تخیلِ خسرو مانی، امری طبیعی و بدیهی‌ست.

همزادها: بررسی تطبیقی «مرگ و برادرش» با سینمای بلا تار و فون تریه

«مرگ و برادرش» رمانی است که با کاربرد جمله‌های بلند و در مواردی بسیار بلند و خلق تصاویر سینمایی، فضایی را به وجود آورده که خواننده، علاوه بر خواندن یک اثر نوشتاری، بتواند با تصویرسازی ذهنی خویش داستان را هم‌چون فلمی سیاه و سفید نیز ببیند‫. از آن جایی که صحنه‌ها و توصیف‌های سینمایی کتاب قابل تأمل و درنگ‌ اند، پس از خواندن کتاب تصمیم گرفتم آن را به صورت تطبیقی با چند فلم برجسته‌ی تاریخ سینما برابرگذاری کنم.

Designed & Developed by Nebesht Media