ادبیات، فلسفه، سیاست

برچسپ‌ها: حقوق بشر

زیباییِ آموزش این است که می‌تواند درد و رنج را التیام دهد؛ و آزادی بیان وقتی ارزش دارد که همه از آن برخوردار باشند. این درمورد تاریخ هم صادق است: اگر نسبت به رنج دیگران حساسیتی وجود نداشته باشد، معنایی ندارد.
رسانه‌های اجتماعی با توسل به مکانیسم‌های راستی‌آزمایی یا بستنِ حساب کاربران، سعی در مهار اطلاعات غلط دارند. این اقدامات می‌تواند موثر باشد، اما درعین‌حال امکان مشارکت در گفتگو را از بسیاری از افراد می‌گیرد…
طی دو قرن گذشته، در باب احترام بشر نظریات زیادی منتشر شده است. بشر در مواجهه با پدیده‌هایی چون برده‌داری، کمونیسم و غیره، برای برابری و آزادی و کرامت خود تقلای زیادی کرده است. اما کرامت انسانی چیست؟
رواداری به‌معنای احترام به عقاید نیست. کسانی که فکر می‌کنند رواداری یعنی ناراحت‌نکردنِ دیگران، معنای آن را تحریف کرده‌اند. ایجاد تمایز بین این دو مفهوم نکته‌ای کلیدی در شناخت حقوق طرفین مناقشات عقیدتی است.
فرهنگ حذف تهدیدی علیه جامعه است، چون در پیِ تشکیلِ جبههٔ عقیدتی است و نه دنبال حقیقت. باور به تکثر یعنی این‌که همزیستیِ عقاید مختلف در یک جامعه، نه‌فقط امکان‌پذیر که لازم هم هست، چون جامعه از آن سود می‌برد.
گاهی نابرابری‌های نژادی صرفا ناشی از نژادستیزی است؛ اما گاهی ترکیبی از مولفه‌های طبقاتی و نژادی و شغلی است، که در این‌گونه موارد، تلاش برای استخراجِ معنای صرفا نژادی، یا غیرممکن است یا موجب نادیده‌گرفتنِ برخی دیگر از جنبه‌های بی‌عدالتی در حق اقلیت‌های دیگر خواهد شد.
در خارج از فرانسه، لائیسیته با نافهمی مواجه شده است که با توجه به روند جهانی‌سازیِ مالی جای تعجب ندارد. اما در فرانسه، جامعهٔ سیاسی بر جوامع خیالی ارجحیت دارد، چون تنها ساختاری‌ست که می‌تواند هم آزادی و هم برابری را تضمین کند.
بسیاری به این باورند که اختلافات فلسفی بر سر ماهیت و ریشه‌های حقوق بشر را باید کنار گذاشت.‌ زیرا ما در قرن بیست و یکم زندگی می‌کنیم،‌‌ قرنی که حقوق بشردر کنار افکار فلسفی در متن قانون نیز به شکل صریح و آشکار درج شده است.
چرا دیکتاتورها و قدرت‌طلبان این‌قدر طولانی در قدرت باقی می‌مانند؟ آن‌ها چگونه مردم را کنترل و طغیان‌‌ها را مهار می‌کنند؟ چگونه رقبای خود را از میدان به در می‌کنند؟ و چگونه فرایندهای ظاهرا دموکراتیک مثل انتخابات را دستکاری می‌کنند تا قدرت‌شان را تضمین کنند؟