ادبیات، فلسفه، سیاست

برچسپ‌ها: حقوق بشر

se
قوه قضاییه مستقل نیست. خصوصا در محاکم سیاسی و دینی، ماموران اطلاعات و سپاه هستند که اتهامات را صادر می‌کنند و حتی مجازات را تعیین می‌کنند. دادستان‌ها و قضات صرفا احکام را امضاء می‌کنند و احکام به آن‌ها دیکته می‌شود…
جمهوری اسلامی جنگ ارزش‌ها را وا داده است. نبردِ نمادها گواهی بر این واقعیت است. تعریف مردم از مفاهیمی مثل وطن، سرباز، غیرت و شهادت دیگر عوض شده است. ارزش‌های خرافی جمهوری اسلامی شانسی برای پیروزی ندارد…
وقتی مرضِ خونریزی تا عمقِ جان نفوذ می‌کند، فرد دیگر تابعِ غریزه‌ای مخرب است. مثل آدمی بی‌عُرضه که به هر کس بتواند پارس می‌کند، قدرتِ ظاهری‌اش از ضعفِ درونش ناشی می‌شود. می‌خواهد عقده‌هایش را با خشم جبران کند…
ذهنیتِ ما از «بهنجار»بودن یا نرمال‌بودنِ وضعِ رفتار و سلامت و بدن، زائیدهٔ ذهنِ گروهی کوچک از جمعیت است. چه‌طور گروهی کوچکْ هنجارهای ما را تعریف می‌کند و ذهنیت ما را دربارهٔ «بهنجار»بودن شکل می‌دهد؟
برای حکومت ایران و طالبان، کنترلِ بدنِ مردم به‌طور عام و حجابِ اجباری به‌طور خاص، یک مسئلهٔ هویتی و حیاتی‌ست. یعنی «حجاب اختیاری» تهدیدِ وجودی محسوب می‌شود. این رژیم‌ها با وسواسِ کنترل بر انسان شکل گرفته‌اند…
جنگ با حقوقِ انسانْ یعنی خودفریبی و خودکشی. «زورسالاری» ایدئولوژیِ ضدانسانی و ضدزندگی است که به دیکتاتوریِ «نرسالار» ختم می‌شود: یک نظامِ زن‌ستیزِ مردستیزِ انسان‌ستیزِ جهان‌ستیز که همه منتظرِ مرگ آن هستند…
زیباییِ آموزش این است که می‌تواند درد و رنج را التیام دهد؛ و آزادی بیان وقتی ارزش دارد که همه از آن برخوردار باشند. این درمورد تاریخ هم صادق است: اگر نسبت به رنج دیگران حساسیتی وجود نداشته باشد، معنایی ندارد.
رسانه‌های اجتماعی با توسل به مکانیسم‌های راستی‌آزمایی یا بستنِ حساب کاربران، سعی در مهار اطلاعات غلط دارند. این اقدامات می‌تواند موثر باشد، اما درعین‌حال امکان مشارکت در گفتگو را از بسیاری از افراد می‌گیرد…
طی دو قرن گذشته، در باب احترام بشر نظریات زیادی منتشر شده است. بشر در مواجهه با پدیده‌هایی چون برده‌داری، کمونیسم و غیره، برای برابری و آزادی و کرامت خود تقلای زیادی کرده است. اما کرامت انسانی چیست؟