ادبیات، فلسفه، سیاست

Tag: ادبیات

_The-Wife-of-Bath_22
همان‌طور که مردمِ فرهنگ‌های مختلفْ آداب و سنن‌شان را به اشتراک می‌گذارند، وقتی زبان‌ها با هم تعامل می‌کنند، کلمات‌شان را هم سهیم می‌شوند. این پدیده‌ای جهانی‌ست که در تمام تاریخ جریان داشته است…
کتاب داستان به‌طور ایده‌ال باید چند صفحه داشته باشد؟ اصلا «سایز ایده‌ال» برای کتاب داریم؟ چرا این‌قدر نسبت به حجم کتاب وسواس داریم؟ اگر کتابخوانِ قهاری باشید، شاید معترض شوید که اصلا چنین معیاری نداریم…
داشتن تحصیلات آکادمیک مرتبط برای نویسندگان چقدر مهم و ضروری‌ست؟ آیا خواندن رشته‌های ادبیات و علوم انسانی کمک بیشتری به نویسنده و شیوه‌ی اندیشیدن او می‌کند؟ آیا کارگاه‌های نویسندگی و مدرک گرفتن از این موسسات و شرکت در سمینارها و ... در فرایند نوشتن تاثیر دارد؟
آیا نویسنده باید در اینستاگرام عکس خودش را بگذارد؟ آیا نویسنده باید هر روز از زندگی و فضای شخصی‌اش عکس بگذارد و با خواننده گانش رابطه‌ی رو در رو داشته باشد؟ یا سلینجروار در پستو بنشیند و بنویسد و اجازه بدهد آثارش به جای او حرف بزنند؟
سوالاتی مثل فرق میان ادبیات عامه‌پسند و ادبیات جدی چیست؟ تفاوت ادبیات زرد و ادبیات سبز در کجاست؟ آیا فلان نویسنده را می‌توانیم نویسنده‌ای کارآمد بدانیم یا صرفا نویسنده‌ای سرخوش است که می‌خواهد از طریق نوشتن به شهرت و محبوبیت دست یابد؟
روز عکاس است و عکاس‌های واقعی حرص می‌خورند از اینکه هر کس دوربین عکاسی دارد خودش را عکاس می‌نامند. روز قلم است و نویسنده‌های واقعی از دیدن اینکه به چه آدم‌هایی تبریک گفته می‌شود در حال جویدن تک تک انگشت‌هایشان هستند.
«من افسرده ام.» این جمله‌ای‌ست که بعد از چهار ماه خانه‌نشینی و قرنطنیه، در یکی از گروه‌های تلگرام می‌نویسم. (گروهی که بیشتر، تشکیل شده از آشنایان است تا دوستان. یعنی زمان و رابطه‌ی میان مان آنقدر صیقل نخورده و عمیق نشده است.)
هر چه بیشتر کارهای نویسندگان را بخوانیم، بهتر می‌توانیم به سوی شناخت از ذهن‌ و خودمان، رشد کنیم. هر یک از نویسندگان بزرگ، بسان جستجوگر ماهری است که گوشه‌های رمز آلود وجود را آشکار می‌کنند. بعضی از این مکتشفین قاره‌ها را کشف می‌کنند، بعضی دیگرشان تمام عمر خود را صرف طرح انداختن یکی دو جزیره کوچک می‌کنند، و بعضی...