• گاو شیری

    عصر تنگ برادر ما مثل مرمی طرف دهلیز دوید و فریاد زد: «گاو  به دور درخت میچرخه، درد خور یاد کرده». پدر، دنبال وَتَرنَر دوید و مادر که به زنان پرتجربه بیشتر اعتماد داشت تا کسانی که چند سال از عمر‌شان را در فاکولته‌ها هدر داده و داکتر حیوانات...
  • سه زن هراتی و رفاقتی چهل ساله

    «زنان در حمام برخلاف من نیکر شان را بیرون نکردند. من نمی‌دانستم که باید با نیکر داخل حمام شوم. چون نیکر اضافی با خود نیاورده بودم، مجبور شدم عریان درون حمام بروم. همه‌ی زنان و دختران به دورم جمع شده بودند. متعجب نگاهم می‌کردند، می‌خندیدند و حتماً مسخره ام...
  • باز عید و یادمان نگار یمنی

    از جمله درد‌های بی‌درمان بی‌بی‌ مهری، یکی هم گرفتن آرامش از دیگران است. این مرض ماهی چند بار به اوج خود می‌رسد. واقعه طوری است که بی‌بی از صدا یا اداهای یک آوازخوان خوشش می‌آید. این هفته مثلا نوبت به جناب میر مفتون رسیده است. با آن حال...
  • سنگ صبور و ناصبوری‌های کارگردان

    با وجود زیبایی و ارزش فلم سنگ صبور، خلاهایی در این فلم وجود که درک آن برای کسی که روزانه با بیماران و شفاخانه سروکار دارد، دشوار نیست. عتیق رحیمی بدون شک نویسندۀ توانایی است اما ممکن است عتیق رحیمی کارگردان هنوز به توانایی عتیق رحیمی نویسنده نرسیده...