ادبیات، فلسفه، سیاست

آرشیو روز: فروردین/حمل ۵, ۱۴۰۰

drowning
هوا آنقدر گرم بود که تحمّل نگه داشتن لباسهایم را هم نداشتم. بابا می‌خواند برایم مثل همیشه که «دختر من زیر درخت آلبالو گم شده.. خبر داری؟؟ نوچ نوچ...