ذهن ما وجودی مرموز در مغز ما نیست بلکه معادل الگوهای درازمدت رفتار بیرونی ماست. این نظریه از فلسفه «غایتگرایی» ارسطو سرچشمه میگیرد؛ فلسفهای که میگوید، نتیجه غایی مهم است و نه ابزار رسیدن به آن.
دیواری میان همه ما و زیباییهای زندگی وجود دارد که بر روی این دیوار بلند و به ظاهر یکدست چند روزنه به ضخامت یک تار مو قرار گرفته است که میتوان از این روزنه نازک به تمام این زیباییها رسید. عبور از همچین روزنهای مشکل است ولی غیر ممکن نیست. میپرسید از کجا میدانم؟