ادبیات، جامعه،‌ سیاست

ادبیات داستانی

سمفونی میانمایه‌گان

زیست‌شناسی احمق می‌گه «گونه‌هایی تو زندگی از همه موفّق‌ترن که از همه بهترن.» یعنی استثنائی‌ترین، نابغه‌ترین، قوی‌ترین، متفکّرترین و شریف‌ترین‌ها. و قراره همونها هم نسل خودشونا بیشتر از بقیه تکثیر بدن. این همون چیزیه که من عمیقاً باهاش مخالفم!

از خوابی که نمی‌پرم

حرف می‌زنیم و حرف می‌زنیم و حرف می‌زنیم اما می‌رسیم به سکوت. انقدر ادامه می‌یابد که هیچ صدایی نمی‌ماند. نه صدای تلویزیونی، نه سرودی، نه ترانه‌ای و نه حتی فریادی. هی بغض می‌آید و می‌رود. بعد هم بغض می‌ترکد و...

زحل

زحل در ساعت یک بعدازظهرِ سیزدهمین روز ماه به دنیا آمد. زنم عقیده داشت این زمان نحس‌ترین ساعت ماه است. برای همین وقتی پرستارها بچه را آوردند نپذیرفتش. داد و هوار کرد و فحش داد که نمی‌خواهم این تخم جنّ...

تكرار یک رویا

پدرم از مرده نمی‌ترسد. من هم در فیلم‌ها دیده‌ام كه چگونه مرده را روی تخته‌ای می‌گذارند ‎‏‌و چهار نفر آن تخته را به دوش گرفته با خود به سمت خاكستان می‌برند. اما نمی‌دانم به خاطر این‌كه نزدیك امتحانات پایانی ترم...