ادبیات، فلسفه، سیاست

برچسپ‌ها: ژئوپولیتیک

ترکیه از هویت دینی به عنوان نوعی قدرت نرم بهره می‌برد، اما خود را به آن محدود نمی‌کند، و با ایجاد پارادایمی مبهم در منطقهٔ بالکان، تعاریف سنتی ما را از کارکردهای دین و هویت و قدرت تغییر داده است…
اخیرا سعی شده است که دنیای باستان و قرون وسطا به‌نوعی «جهانی‌سازی» شود و از نقش اروپا در تاریخِ پیشامدرن کاسته شود. اما مورخانِ این دوره از قبل هم می‌دانستند که مرکز ثقل اوراسیای غربی، درواقع ایرانِ بزرگ بوده است…
امروزه ما عمدتا فارسی را زبان ملی کشور ایران می‌دانیم. اما ایرانِ امروز صرفا بقایای یک جغرافیای پهناور در اوراسیا است که تقریبا هزار سال، فارسی نقش زبان بین‌المللی را در آن بازی می‌کرد.
تمدن غرب، دارالسلام، عالم مسیحیت، سرزمین مادری، جهان آزاد، ارض موعود، جهان سوم، پادشاهی چین، و امثال این‌ها، عمدتا واژگانی هستند که مردم برای تعریف مرزهای جغرافی استعمال می‌کنند؛ مرزبندی‌هایی که ممکن است فرهنگ یا ایدئولوژی خاصی را بر جغرافیای بخصوصی تحمیل کند.
«جهان پارسی‌زبان» جغرافیایی وسیع بود که زمانی از بالکان تا «خراسان بزرگ» را تحت پوشش خود داشت. آن‌چه بالکان غربی و خراسان بزرگ، این مناطق دوردست را به هم پیوند می‌دهد، زبان و فرهنگ پارسی اعصار گذشته است...