ادبیات، فلسفه، سیاست

برچسپ‌ها: جنگ اوکراین

وقتی زمانِ تحققِ ایده‌ای فرا می‌رسد، دیگر نمی‌شود جلویش را گرفت. و وقتی ایده‌ای منسوخ می‌شود، دیگر نمی‌شود حفظش کرد. منازعهٔ جدید اروپا و روسیه، جنگِ ایده‌هاست. این یک تضاربِ فکری بین امپریالیسم و دموکراسی است…
مقامات اطلاعاتی آمریکا اذعان کردند که ارادهٔ اوکراینی‌ها برای جنگیدن را دست‌کم گرفته بودند؛ برعکسِ محاسبات‌شان در مورد افغانستان، که تخمین می‌زدند دولت افغانستان مدت‌ها در مقابل تروریست‌های طالبان مقاومت کند. چرا؟
آثار قدرت نرم در سیاستِ بین‌الملل معمولا آهسته و غیرمستقیم است. آثار بمب و گلوله را بلافاصله می‌توانیم ببینیم، ولی جاذبهٔ ارزش‌ها و فرهنگ شاید فقط در بلندمدت قابل مشاهده باشد. و غفلت از این امر، اشتباهی بزرگ است…
ذهنیت غرب از «نظم جهانی مبتنی‌بر حقوق بشر» حالا با «جهان روسی» کرملین تصادم کرده: روسیهٔ پوتین خود را یک نیروی ضد-گلوبالیسم جلوه می‌دهد که هنوز مایل و قادر به حفظ ارزش‌هایی‌ست که در غربِ «منحط» از بین رفته…
در تئوری، تاریخ مجموعِ همهٔ رویدادهای تابه‌حال اتفاق‌افتاده است؛ اما در عمل، ممکن است داستانی باشد که ما برای خودمان و دیگران می‌سازیم تا اقدامات امروزمان را توجیه کنیم…
خاک‌پرستی و خون‌پرستی، عوام‌فریبی و شهوتِ کشورگشایی، به دورهٔ خاصی از تاریخ تعلق ندارد. این‌ها استعدادها و غرایز بشری‌ست و اگر مراقب نباشیم و نهادهای ما آن‌ها را مهار نکند، همیشه ما را تهدید خواهند کرد…
رویای پوتین برای احیای امپراتوری روسیه بر اساس این دروغ بوده که اوکراین ملتی واقعی نیست. متاسفانه این جنگ شاید طولانی باشد، ولی دیگر ثابت شده که اوکراین ملتی واقعی‌ست و اوکراینی‌ها مردمی با هویت واقعی هستند…