ادبیات، فلسفه، سیاست

برچسپ‌ها: اخلاقیات

kh
شاکلهٔ رهبری در اسلامِ سیاسی چیست؟ ماهیت و رفتار نظام اسلامی چگونه است؟ جایگاه بازیگران قدرت و مردم کجاست؟ منافع و عوارضِ حکمرانی در نظام اسلامی چیست؟ افق حکومت اسلامی و رهبرانش کجاست؟
مفهوم اصالت، به‌نوعی بر مبنای این ایدهٔ ژان‌ژاک روسو است که آدم‌ها ذاتا خوبند و این جامعه است که او را فاسد می‌کند. ولی واضح است که این باور غلط است. رسیدن به انسانیت نیازمند تلاش و انضباط و وجودِ مهارهاست…
پیش از آن‌که به خودمان بگوییم نه من این‌طوری نیستم و هیچ‌وقت کسی را بر اساس قیافه‌اش قضاوت نمی‌کنم، باید بدانیم که ذهن ما معمولا به‌طور ناخودآگاه، خیلی سریع و اتوماتیک این کار را می‌کند…
جنگ با حقوقِ انسانْ یعنی خودفریبی و خودکشی. «زورسالاری» ایدئولوژیِ ضدانسانی و ضدزندگی است که به دیکتاتوریِ «نرسالار» ختم می‌شود: یک نظامِ زن‌ستیزِ مردستیزِ انسان‌ستیزِ جهان‌ستیز که همه منتظرِ مرگ آن هستند…
جنبش مدرن حقوق حیوانات رابطهٔ نزدیکی با گیاه‌خواری و وگانیسم داشته است. برای خیلی‌ها تغییر رژیم غذایی بهترین راه برای حمایت از حیوانات است. اغلب هم همین راه را می‌روند. ولی این نوع حمایت چقدر موثر است؟
اگر فلسفه بخواهد سبک زندگی باشد، باید ما را در شرایط زندگیِ واقعی هدایت کند. ولی حتی ارسطو هم نمی‌تواند قانع‌مان کند که فلسفه به درد زندگی‌کردن می‌خورَد. او مبتلا به توهماتی بود که ارزشی برای زندگی واقعی ندارد…
اگر معتقدید امر تخیلی و خلاقْ خاصیتِ معرفت‌آموزی یا فضیلت‌آموزی دارد، یا تفاهم و همدلی را بیشتر می‌کند، باید شواهدی در تاییدش بیاورید. ولی هنوز نمی‌توان ثابت کرد چنین تجربه‌ای به ما معرفت یا فضیلت اخلاقی می‌بخشد…
اگر معتقدید بشر اساسا موجود خوبی‌ست، احتمالا آزادی بیشتری برایش قائل می‌شوید. اما اگر انسان را ذاتا گنهکار بدانید، آن‌وقت شاید به این فکر کنید که نیازمند هدایت و کنترل است؛ و این ترفندِ خوبی برای بهره‌کشی است…