آرشیو نوشته‌های زاهده امینی

متولد هرات،‌ لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه هرات. زاهده داستان کوتاه می‌نویسد و از انگلیسی به فارسی ترجمه می‌کند.

از مرز تا مرز

شنیدم صدای کفشم را که بر سنگ فرش کوچه می‌‌نشست...  سه روز گذشته...  سه روز!...  یعنی تا به حال فهمیده باشند...  فهمیده هم باشند، چه می‌دانند کدام طرف به ردمان بگردند...  اگر وکیل گذر ردمان را زده باشد... اگر خبر داده...

ماه‌جان

دست خودم نیست. چشمم که به او می‌آفتد رغبتم بسته می‌شود از دنیا. دل پیش نمی‌کنم سر سفره بنشیند یا پَر رختش به رخت دیگری بگیرد. فهمیده خودش. روز در پناه پَسغوله‌‌های خانه خودش را گم می‌کند یا می‌نشیند گوشه مطبخ، خیره به...

تازه‌ها