• سیستم ما

    یک فیلسوف عمرش را به تعمق در ذات دانش پرداخته بود و در نهایت آماده بود تا نتیجه‌گیری‌هایش را به رشته‌ی تحریر درآورد. یک برگ کاغذ سفید و یک خودکار برداشت. اما حین بلند کردن خودکار، متوجه رعشه‌ی خفیفی در دستانش شد. چند ساعت بعد یک اختلال عصبی عضلانی...
  • چرا خود را به بلبل مسخ کردم؟

    به منظور عمل به باورهایم، خود را به بلبل مسخ کردم. از آنجا که علت و عزمِ لازم جهت چنین اقدامی هیچ یک در قلمرو امور عادی نمی‌گنجد، گمان می‌کنم ماجرای این مسخ ارزش نقل داشته باشد.پدرم جانورشناس بود. از آنجا که تصور می‌کرد دانشِ شناختِ دوزیستان، ناقص و...
  • ده درس موفقیت از پائولو کوئیلو: کیمیاگر کارآفرینان

    پائولو کوئیلو، داستان‌نویس و ترانه‌سرای برزیلی‌ و پرفروش ترین نویسنده پرتغالی‌زبان در تاریخ است. مدرسه حقوق را نیمه تمام رها کرد تا به مسافرتی طولانی در جنوب آمریکا، آفریقا و اروپا برود. او در این سفرها، چیزهای زیادی در مورد ماوراء طبیعت آموخت که همان نیز بعدها جان مایه...
  • طلاقم، پدرم، اشتباهم

    نصفەهای شب، توی اتوبوسی کە من را از شیکاگو بە آیووا می­‌رساند با پدرم در مورد طلاقم حرف زدم. هیچ حسی برای بە تعویق انداختنش نداشتم. پدرم از اصفهان تلفن زده بود. چند ماهی می­‌شد کە با هم صحبت نکرده بودیم. می­‌خواست تصمیم نهایی­‌ام را از زبان خودم بشنود....
  • خداحافظی با مردی که عینک تیره و ذهنی روشن داشت

    «عباس کیارستمی»، کارگردان ۷۶ ساله و یکی از موثرترین فیلم‌سازان موج نو سینمای ایران روز گذشته در بیمارستانی در پاریس درگذشت؛ مردی با عینک تیره که به دور از جنجال و حواشی و گفت وگو، فیلم می‌ساخت، می‌نوشت، پوستر طراحی می‌کرد، تیتراژ می‌ساخت، عکس می‌گرفت و تدوین می‌کرد. ...
  • امیر عشیری نویسنده رمان‌های پلیسی درگذشت

    امیر عشیری، نویسنده ایرانی که روز پنج‌شنبه ۲۷ خرداد در ۹۲ سالگی در سکوت خبری درگذشت، شهرت خود را با نوشتن پاورقی‌ در دهه‌های سی تا پنجاه خورشیدی به دست آورد. او که سال ۱۳۰۳ در تهران به دنیا آمده بود، پاورقی‌نویسی را با مجله «آسیای جوان» آغاز کرد...
  • بررسی جامعه‌شناختی «خانواده خوشبخت» سارتر

    خانواده خوشبخت اثری از سارتر که علی رغم کمتر شناخته شدنش اثری بسیار مهم از حیث طبقه بندی اجتماعی و دیدگاه های سارتر در مورد جامعه به شمار می‌رود. آقا و خانم ثروتمند میرون همراه با دختر جوان و زیبای خود ماگریت در کاخی با شکوه زندگی می‌کنند پدر...
  • از «کک به تنور» تا «بچه‌ها مواظب باشید»: خشونت در ادبیات کودکان

    مرور کوتاهی بر افسانه‌ها، متل‌ها و اشعار کودکان از سال‌های قدیم تا امروز نشان می‌دهد که انگار حساسیتی نسبت به ترویج خشونت، بدرفتاری با حیوانات و تاثیر آن بر روح و روان بچه‌ها وجود نداشته؛ از قصه‌هایی چون "کک به تنور" و "خاله سوسکه" گرفته تا "علیمردان‌خان" و برنامه‌های...
  • قصه‌هایی که سوار دوچرخه به کودکان بامیان می‌رسند

    در کوچه پس‌کوچه‌های بامیان، این روزها مردی را می‌بینید که سوار بر دوچرخه با ظاهری آراسته و کت شلوار رکاب می‌زند، دوچرخه‌اش صندوقی مکعبی سرخ‌رنگ دارد و عنوانی روی آن نوشته شده: کتابخانه سیار.این مرد صابر حسینی نام دارد، ۳۵ ساله است و بنیانگذار بنیاد کودک و کتابخانه سیار...
  • دو سال و هشت ماه و بیست و هشت شب: رمان تازه سلمان رشدی

    عنوان دوازدهمین کتاب داستان سلمان رشدی پژواک آشنایی دارد و اگر دو سال، هشت ماه و بیست و هشت شب را با هم جمع بزنیم نتیجه آن می‌شود هزار و یک شب، تعداد داستان هایی که شهرزاد قصه گو برای به تاخیر انداختن مرگ خود هر شب برای سلطان...
  • شما چه نوع بی‌ شعوری هستید؟

    خاویر کرمنت، نویسنده کتاب «بی‌شعوری» به زعم خود با نگارش این کتاب تصویر جامعی از بی‌شعوری در جهان امروز ارائه داده است؛ تصویری که تقریبا دو سوم مردم جهان در آن قرار دارند. عنوان کتاب به همراه ۱۱ بار تجدید چاپی که روی جلد ذکر شده ، وسوسه...
  • از خودتان بنویسید تا حال‌تان خوش شود

    باورتان نمی‌شود اگر بگوییم محققان تا چه حد در باب نوشتن از خود کارهای مطالعاتی انجام می‌دهند. مطالعات نشان داده تا چه اندازه نوشتن درباره خود و تجربه‌های شخصی می‌تواند اختلالات روانی انسان‌ها را بهبود ببخشد، نشانه‌های سرطان را بین بیماران سرطانی کاهش بدهد، حال بیمارانی را که به حمله...
  • مانا نیستانی: شارلی ابدو باید بتواند هرچه می‌خواهد منتشر کند

    مانا نیستانی٬ کاریکاتوریست ساکن پاریس که برخی از کاریکاتورهایش در نشریه‌ی شارلی ابدو منتشر شده٬ با قربانیان حمله‌ به دفتر این نشریه از «دور و نزدیک» آشنا بوده است. نشریه ایران‌وایر با این کاریکاتوریست درباره «شارلی ابدو» و ذهنیت تحریریه‌ی آن صحبت کرده است. ...
  • دنیا با مهاجرت زیبا شد: گفت‌وگو با قادر عبدالله، نویسنده ایرانی-هلندی

    قادر عبدالله تاثیر کوچ در زندگی‌اش را به «باران» تشبیه می‌کند؛ بارانی که هر چه طولانی‌تر زیر آن بمانیم آثارش نمایان‌تر می‌شود. او می‌گوید: «تاثیرات زندگی در هلند در آغاز سطحی هستند، مانند تماشای زنان دوچرخه سوار که باد با دامن‌هایشان بازی می‌کند یا دیدن کشتی‌های بادبانی از ساحل....
  • رضا دقتی: راوی داستان‌ انسان معاصر

    رضا دقتی می‌گوید: “من عکاس نیستم. بلکه از طریق عکاسی داستان انسان معاصر را بازگو می‌کنم. از اینجاست که احساس می‌کنم صرف عکس گرفتن و چاپ کردن و به مردم جهان نمایش دادن کافی نیست. من راوی هستم و باید ببینم که دیگر چه راه‌هایی دارم که داستان انسان...
  • داستایوفسکی و پیش‌بینی حکومت‌های تمامیت‌خواه

    فئودور داستایفسکی نویسنده سرشناس روس در نیمه قرن نوزدهم در آثار خود شخصیت هایی را حلاجی می کرد که حتی آدمکشی را زیر لوای مرام و اعتقادات ایدئولوژیک خود موجه می دانستند. به همین خاطر آثار این نویسنده در تمام سال‌هایی که از آن می گذرد، چه در...
  • معرفی «گرداب سیاه» از سیامک هروی

    “گرداب سیاه” پنجمین رمان سیامک هروی در یک صد و شصت صفحه با تیراژ یک هزار جلد از سوی نشر زریاب در کابل به نشر رسید. سیامک هروی می‌گوید در رمان گرداب سیاه تلاش کرده است سوژه و تکنیک متفاوتی به کار ببرد. در گرداب سیاه، قهرمان داستان در...
  • چرا باید اسرائیل را ترک کنم؟

    به زودی از اینجا خواهم رفت. تا چند روز دیگر اورشلیم را، کشور را ترک خواهیم کرد. دیروز برای بچه‌ها چند چمدان کوچک خریدیم. نیازی نیست لباس زیادی برداریم، لباس‌های زمستانی‌مان را همین جا می‌گذاریم: به هر حال با در نظر گرفتن سرمای ایلینوای جنوبی در آمریکا، این لباس‌ها...
  • نوشتن بـرای خوانده شدن است

    الیزابت گیلبرت  من همانطوری نویسنده شدم که بعضی‌ها کشیش و راهبه می‌شوند؛ زمانی که بسیار جوان بودم با نوشتن پیمان بستم و زندگی‌ام را در اطراف نوشتن بنا کردم. راستش، نمی‌دانستم از چه راهی دیگری می‌توانستم نویسنده شوم. آن موقع من هیچ کسی را نمی‌شناختم که نویسنده باشد. چند...
  • …آنم آرزوست

    مصدق پارسا غبار، فضاي شهر را تاريک ساخته و هوا سرد است. مرد به آهستگي قدم بر مي‌دارد و بي‌هدف مسير پياده‌رو کنار خيابان را مي‌پيمايد، حواسش پرت است و فکرهاي گوناگون در سرش مي‌پيچد؛ گاه‌گاهي چيزي در ذهنش خطور مي‌کند و بغض گلويش را مي‌گيرد اما وقتي اندکي...
  • زبان توصیفی در «کلاس درس»

    دهان‌ها نیمه باز بود و همدیگر را نگاه میکردیم. کسی کسی را نمی شناخت. هم سن و سال هم نبودیم. روبروی من پسر چهارده ساله‌ای نشسته بود. بغل دست من پیرمردی که از شدت خستگی دندانهای عاریه‌اش را درآورده بود و گرفته بود کف دستش ...
  • گل سرخی در قاب عکس

    مینا رضایی دستمالم را از جیب  بیرون کشیده و قطره های عرق را از صورتم پاک می کنم. آن طرف شیشه موتر به راه بندان و صف طویلی از موترهای نیروهای خارجی نگاه می کنم. زمان متوقف شده و موترهای آنها درحال حرکت است و ما بدون حرکت در همان...
  • انتحاری

    خاتول مهمند بوی فرحبخش شامپو و صابون مشام صابر را که روی سکوی حمام در چرت و سودا نشسته بود سخت نوازش می‌کرد. چشمهایش راه کشیده بودند و خودش به فکر فرورفته بود. درمانده‌تر و ناتوان‌تر از خود کسی را در جهان نمی‌یافت. به فکر آن روزها افتاد که...