آرشیو نوشته‌های سید جمال حسینی

گاهی یک دلخوشی

شیرین با لباس‌های خیس معطر همه جای خانه سرک می‌کشد. کمد آرایش را زیر و رو می‌کند. زیر تمام لباس‌های زیر و رو را می‌گردد و در کابینت‌های آشپزخانه را عصبی و محکم به هم می‌کوبد ولی فندکش را پیدا نمی‌کند. سینک آشپزخانه بوی...

تصادف حادثه پاره ها

چند دقیقه ای می‌شد که نماز تموم شده بود. به جز من و چند نفر دیگه کسی تو مسجد نبود. بچه هنوز به شدت گریه  می‌کرد و با همه تلاشی که  می‌کردیم آروم نمی‌شد. اصلا موقع نماز کنار خودم نشسته بود و هرکاری که  می‌کردیم اونم زود...

سرباز سربازکش

مثل غروب پاییز یک روز خدمت، رسول بند پوتینش را که ۱۷ ماه و پنج روز، پا درون کفشش کرده است گره ای کور می‌زند. رسول بازدیده، سرباز یگان حفاظت زندان مشهد تنها بازمانده ای از اوست که با سر تاس و صورت آفتاب سوخته، شانه به...