ادبیات، جامعه، سیاست

برگ‌های‌ پاییزی ‌

به‌ گمانم خودش هم دوست داشت که من در این ارکستر شرکت کنم. میگفت، «ممکن است نخست‌وزیر از کارتان خوشش بیاید و جایزه‌ای چیزی به شما بدهد.» شاید پس از آن هم میتوانست پیش دوستان و افراد خانواده و قوموخویش باافتخار سرش را بالا بگیرد و بگوید، «از پیتر خواسته‌اند برای نخست‌وزیر ترومپت بزند.»