ادبیات، فلسفه، سیاست

آرشیو روز: مرداد/اسد ۲۹, ۱۴۰۰

زنی با بارانی قرمز، همان کسی که مرا درگیر رازِ پنهان خود کرده، هر روز رأس ساعت چهار، وارد کافه می‌شود. با چکمه‌های پاشنه بلندش، پله‌های چوبی کافه را یکی‌یکی پشت سر می‌گذارد و…