
چرا آرمانشهرِ افلاطون به درد ما نمیخورد
دو هزار سال پس از افلاطون، معلوم شده است که ایدههای آرمانشهریِ او، یاوههایی بیش نیست. هیچ آدمِ عاقلی هرگز دوست ندارد در ویرانشهرِ افلاطونی زندگی کند و عمر خود را تباه سازد…

دو هزار سال پس از افلاطون، معلوم شده است که ایدههای آرمانشهریِ او، یاوههایی بیش نیست. هیچ آدمِ عاقلی هرگز دوست ندارد در ویرانشهرِ افلاطونی زندگی کند و عمر خود را تباه سازد…

قدرتِ فهم جهان طبیعی، ابزاری نیرومند است که به تقویت خزانهٔ دانش کمک میکند. سواد علمی یعنی توانایی تفسیر ایدهها با ذائقهای علمی، و جامعهای که سواد علمی دارد، بر مبنای شواهدِ صحیح، اختلافات را ارزیابی میکند…

وقتی مورخانِ آینده در پی شرح حال دانشمندان زن، تاریخِ ما را واکاوی میکنند، چه خواهند یافت؟ ردّ پایی مبهم از زنانی که حذف و سانسور شدند، قربانی تبعیض شدند، و به وادیِ نسیان سپرده شدند؟

نیهیلیسم جاذبههای کاذبی دارد که برجستهترینِ آنها را در قرن بیستم و در قالب نیهیلیسمِ سیاسی تجربه کردیم. اما از همان ابتدای تولد نیهیلیسم، برخی متفکران خطراتِ آن را هشدار داده بودند…

اخیرا سعی شده است که دنیای باستان و قرون وسطا بهنوعی «جهانیسازی» شود و از نقش اروپا در تاریخِ پیشامدرن کاسته شود. اما مورخانِ این دوره از قبل هم میدانستند که مرکز ثقل اوراسیای غربی، درواقع ایرانِ بزرگ بوده است…

واقعیت این است که سیاستمداران زیاد دروغ میگویند و حتی خودشان هم تا حدی این را قبول دارند. اما اگر ناراستیِ سیاسیون ما را عذاب میدهد، باید این عذاب را متوجهِ خودشان کنیم…

در این که زبان فارسی در افغانستان دچار تشتت است، تردید چندانی نیست و علتها و ریشههای این هرجومرج زبانی نیز کموبیش معلوم است. اما آیا باید برای این هرجومرج چارهای سنجید یا چاره آن است که همین تشتت به عنوان هنجار پذیرفته شود؟

رسانههای اجتماعی با توسل به مکانیسمهای راستیآزمایی یا بستنِ حساب کاربران، سعی در مهار اطلاعات غلط دارند. این اقدامات میتواند موثر باشد، اما درعینحال امکان مشارکت در گفتگو را از بسیاری از افراد میگیرد…

شب قبل باران باریده بود، و جبههٔ هوای سردی از اقیانوس اطلس میوزید. اما صبحگاه همهٔ اینها ناپدید شد. ابرها در زنجیرهٔ پیوستهٔ آبیرنگی گم شدند، و آفتاب بالا آمد و درخشید…

قدرتمندان معمولا مدافع وضع موجود هستند. وقتی یک ایدئولوژیِ ظالمانه به هنجار بدل میشود یا مشروعیتِ الهی مییابد، به ابزار سرکوب بدل میشود. مبارزهٔ جسورانهٔ زنان با نرسالاری، بخشی از مبارزهٔ تاریخی بشر با جهالت بوده است…

طی دو قرن گذشته، در باب احترام بشر نظریات زیادی منتشر شده است. بشر در مواجهه با پدیدههایی چون بردهداری، کمونیسم و غیره، برای برابری و آزادی و کرامت خود تقلای زیادی کرده است. اما کرامت انسانی چیست؟

رواداری بهمعنای احترام به عقاید نیست. کسانی که فکر میکنند رواداری یعنی ناراحتنکردنِ دیگران، معنای آن را تحریف کردهاند. ایجاد تمایز بین این دو مفهوم نکتهای کلیدی در شناخت حقوق طرفین مناقشات عقیدتی است.