
از ورای حجاب؛ اندیشه در دین، سیاست و فلسفه
مهدی خلجی در عرصهی نوشتن وقار قلم و حرمت اندیشه را پاس داشته و لحن فاخر گفتگو را با نثر فاخر پارسی درآمیخته است تا در خاطر خواننده تعبیر دیرین شیر و شکر را تداعی کند.

مهدی خلجی در عرصهی نوشتن وقار قلم و حرمت اندیشه را پاس داشته و لحن فاخر گفتگو را با نثر فاخر پارسی درآمیخته است تا در خاطر خواننده تعبیر دیرین شیر و شکر را تداعی کند.

مفهوم تجمل در گذر زمان تغییر کرده است. قبلا ابتداییتر و بهمعنای برخورداری از مادیات، یا برای نمایش جایگاه اجتماعی بود. در عصر مدرن، با هنجارشکنی و بیان فردیت پیوند خورد. حالا هم خود را با محیطزیستِ پایدار سازگار میکند.

امروزه ما عمدتا فارسی را زبان ملی کشور ایران میدانیم. اما ایرانِ امروز صرفا بقایای یک جغرافیای پهناور در اوراسیا است که تقریبا هزار سال، فارسی نقش زبان بینالمللی را در آن بازی میکرد.

«بوشیدو: روح ژاپن»، کتابیست که ذهنیتِ جهانیان را نسبت به ملتِ ژاپن تغییر داد. گرچه کتبِ بیشماری دربارهٔ مرامِ ساموراییها نوشته شده، این کتاب یکی از تاثیرگذارترین آثار برای درک نظام ارزشیِ نافذ در جامعهٔ ژاپن است.

جان لنون اگر زنده بود، امسال 80 ساله میشد. او کاملا به جایگاه خود در شجرهٔ موسیقی جهان آگاه بود و درعینحال نقاط قوت و ضعف ترانهسرایی خود را میدانست.

داشتن تحصیلات آکادمیک مرتبط برای نویسندگان چقدر مهم و ضروریست؟ آیا خواندن رشتههای ادبیات و علوم انسانی کمک بیشتری به نویسنده و شیوهی اندیشیدن او میکند؟ آیا کارگاههای نویسندگی و مدرک گرفتن از این موسسات و شرکت در سمینارها و … در فرایند نوشتن تاثیر دارد؟

وقتی به یک زبان خارجی گوش میکنیم، ممکن است حروفی را بشنویم که در زبان مادریِ خودمان وجود نداشته باشد یا حتی هرگز شبیهِ آنها را نشنیده باشیم. اولینبار که چیزِ جدیدی به گوشمان میخورد، ممکن است به دلایلی برایمان جذاب یا ناخوشایند باشد.

«ادب» پارسیزبانان بهمدت شش قرن در جغرافیایی بزرگ، ازطریق متون و اشعار این زبان منتشر میشد، و آموختنِ ادب، و سبکهای نگارش و بیان و رفتار و کردار، نشانهٔ یک فارسیزبانِ دانشآموخته بود.

از نظر برخی، استفاده از نامِ مستعار برای مولفان، معرفِ غلبهٔ مردسالاریست. البته بهلحاظ تاریخی مولفانِ زن دلایلی فوقالعاده متنوع برای اقتباسِ اسامیِ مستعار مردانه داشتهاند، اما این روزها اگر مردم خیال کنند کتابِ شما نوشتهٔ یک بانوست، شاید به نفعتان تمام شود.

وقتی با آدمهایی روبهرو میشوید که به دلایلی ظاهرا منطقی دچار عقدهٔ خدایی هستند چه میکنید؟ این یکی از پرسشهای زمان ماست که دورهٔ رهبران ابرثروتمند و عوامفریب است، ولی احتمالا همیشه جزو معضلات بشر بوده است…

اخیرا شیوههای نقد ادبیات انگلیسی، هدف نقد و تحلیل واقع شده است. عمدهٔ این مباحث حول «چگونگی» تفسیر ادبی بوده، و کمتر به «چراییِ» تفسیر و نقد مربوط بوده است. حال آنکه شاید ما از پرسشِ چراییِ آن بیشتر سود ببریم.

تمدن غرب، دارالسلام، عالم مسیحیت، سرزمین مادری، جهان آزاد، ارض موعود، جهان سوم، پادشاهی چین، و امثال اینها، عمدتا واژگانی هستند که مردم برای تعریف مرزهای جغرافی استعمال میکنند؛ مرزبندیهایی که ممکن است فرهنگ یا ایدئولوژی خاصی را بر جغرافیای بخصوصی تحمیل کند.