
نیچه علیه شوپنهاور: معنای رنج
زندگی ممکن است پُر از درد و رنج باشد، اما واکنشِ ماست که حرف آخر را میزند. شوپنهاور میگوید از امیالتان بکاهید و تسلیمِ زندگی شوید. اما نیچه در قبال مصائبِ زندگی پیشنهاد میدهد با رنجها روبهرو شوید…

زندگی ممکن است پُر از درد و رنج باشد، اما واکنشِ ماست که حرف آخر را میزند. شوپنهاور میگوید از امیالتان بکاهید و تسلیمِ زندگی شوید. اما نیچه در قبال مصائبِ زندگی پیشنهاد میدهد با رنجها روبهرو شوید…

علوم جدیده دست به کارهایی حیرتانگیز زده است: ارسالِ کاوشگر فضایی به سیارهٔ پلوتون، فهم ماهیت نور، واکسیناسیون مردم جهان و …. بسیاری از دانشمندان و فلاسفه معتقدند که قدرت علم ناشی از توجهِ شدیدش به شواهدِ تجربیست…

«هنگام کودکی و جوانی کتابها من را از نومیدی نجات بخشیدند: باور کردم که فرهنگ برترین ارزشها است.» زن ویران شده (۱۹۶۷)، سیمون دوبووار.

تمام زندگیام سعی کردم مثل مادرم بشوم، اما حالا ناگهان از خودم پرسیدم آیا بهجایش میتوانستم مثلِ پدرم بشوم؟ میتوانستم اینجا زندگی کنم؟ میتوانستم آزاد و مستقل باشم؟ میتوانستم خیلی راحت بگویم نه؟

اگر کسی بگوید من طرفدار ابن سینا هستم، مثل این است که هیچ چیز نگفته. اما اگر کسی بگوید من طرفدار استالین هستم، عدهی زیادی در موافقت و مخالفت با او برانگیخته خواهند شد. چرا؟

زیباییِ آموزش این است که میتواند درد و رنج را التیام دهد؛ و آزادی بیان وقتی ارزش دارد که همه از آن برخوردار باشند. این درمورد تاریخ هم صادق است: اگر نسبت به رنج دیگران حساسیتی وجود نداشته باشد، معنایی ندارد.

تنشِ علم و مذهب در عصر ما امری تازه نیست. برای خداناباوران، «معنویبودن» شاید ایدهای ناخوشایند باشد. اما آیا معنویبودنْ شایستهٔ این همه ضدیّت هست؟ و آیا میتوان بیخدا بود، و همزمان معنوی هم بود؟

تصور اینکه شخص دیگری بیاید و بستهای آماده از معنای زندگی را به ما تحویل دهد، خواب و خیالی بیش نیست. هرکس باید برای خودش تصمیم بگیرد و به زندگیاش معنا ببخشد. به ویژه هنگامی که نظام زندگی وارونه میشود…

به رنجهای خود دلبستگی پیدا نکنید، و از کسانی که رنجِ خود را دوست دارند، اجتناب کنید. دنبال سعادت نگردید، باشد که آن را بیابید. و مراقب کسانی که میخواهند شما را سعادتمند کنند باشید.

دو هزار سال پس از افلاطون، معلوم شده است که ایدههای آرمانشهریِ او، یاوههایی بیش نیست. هیچ آدمِ عاقلی هرگز دوست ندارد در ویرانشهرِ افلاطونی زندگی کند و عمر خود را تباه سازد…

نیهیلیسم جاذبههای کاذبی دارد که برجستهترینِ آنها را در قرن بیستم و در قالب نیهیلیسمِ سیاسی تجربه کردیم. اما از همان ابتدای تولد نیهیلیسم، برخی متفکران خطراتِ آن را هشدار داده بودند…

طی دو قرن گذشته، در باب احترام بشر نظریات زیادی منتشر شده است. بشر در مواجهه با پدیدههایی چون بردهداری، کمونیسم و غیره، برای برابری و آزادی و کرامت خود تقلای زیادی کرده است. اما کرامت انسانی چیست؟