ادبیات، جامعه، سیاست

Category: فرهنگ و هنر

نوشتن عشق است، نه بزنس

ما هنوز چیزی به نام «صنعت نشر» در افغانستان نداریم، و نه بازاری به نام نشر. آن‌چه ما در افغانستان داریم، چاپ‌خانه است. از سوی دیگر، باید این را باید بپذیریم که کتاب کالایی است که در فرایند چاپ تولید می‌شود و کتاب‌خوان هم یک مشتری که آن کالا را می‌خرد. تفاوتش با بقیه کالاها و انواع خرید و فروش این است خرید و فروش کتاب ابعادی فراتر از صرفاً تجاری دارد.

طنز آموزش «شکل دگر خندیدن» است

مولانا جلال الدین می‌گفت: «عشق آموخت مرا شکل دگر خندیدن». می‌توان به جای آن عشق «طنز» هم گذاشت. در نظر من، هدف طنز همان آموزش «شکل دگر خندیدن» است. به این معنا که شما در طنز چیزهایی را به دیگران نشان می‌دهید که دیگران احتمالا نتوانسته‌اند ببینند؛ اما طوری نشان می‌دهید که دیگران وقتی آن را می‌بینند خنده شان می‌گیرد.

سلمان رشدی: کار نویسنده باید از پس محک تاریخ برآید

سلمان رشدی در چهل سال گذشته شانزده عنوان کتاب منتشر کرده، ‌از جمله «بچه‌های نیمه‌شب» که گل سرسبد کتاب‌های برنده جایزه بوکر است، اما نام او با «آیات شیطانی»، پنجمین رمان او گره خورده؛ کتابی که فتوای قتل او را از سوی آیت‌الله خمینی، رهبر مذهبی ایران، در سال ۱۹۸۹ به دنبال داشت. مطلبی که می‌خوانید مصاحبه الیسون بیرد نشریه هاروارد بزنس رویو با سلمان رشدی درباره آثار و کار او به عنوان یک نویسنده است.

چرا این‌قدر به کتاب‌هایی که نابود یا ناپدید شده‌اند، علاقه داریم؟

برای کتاب‌بازهایی مانند من، دانستن اینکه این آثار زمانی بودند و اینک نیستند دردآور است. ون استراتن می‌نویسد: «نقل‌قولی از پروست هست که می‌گوید، برای آزادکردن آن چشمۀ اندوه، آن حس خوب نشدنی، آن عذاب‌ها که راه عشق را می‌سازد… باید خطر یک امر ناممکن وجود داشته باشد». من نیز فکر می‌کنم این اشتیاق به کتاب‌های ازدست‌رفته نیز، مانند عشق به یک انسان دیگر، معمولاً از ناممکنیِ خواندنِ آن سرچشمه می‌گیرد».

شایگان از چشم آشوری؛ در اهمیت شناخت سنت و زبان

یک نکته را در مورد شایگان باید گفت که تا کنون کسی نگفته و خودِ او هم بر زبان نیاورده است. و آن این است که او هم از دنیای روشنفکری ایرانی هست و هم نیست. به همین دلیل، دامنه‌ی بازتابِ نوشته‌های او از دایره‌ی گروهی از سرامدانِ روشنفکری فراتر نمی‌رود و، برخلافِ کسانی چون فردید و شریعتی، سازنده‌یِ فضایِ فکریِ خاصی هم نبوده است.

چرا کارت‌های تبریک و تسلیت کلیشه‌ای اما بامعنا هستند؟

در مواجهه با لحظات و اتفاقات شادی‌بخش یا اندوه‌آور در زندگی دوستان و نزدیکان، تقریباً همه‌ی ما احساس همدلی و همدردی خود را با عباراتی کلی، تکراری، و کلیشه‌ای بیان می‌کنیم. آن عبارت‌ها احساسات فردی ما را دقیقاً و عمیقاً بازگو نمی‌کنند. پس چرا باز هم از آن‌ها استفاده می‌کنیم؟

شر پیش‌پاافتادگی: اندیشیدن برای مقابله با شر

الیزابت مینیچ در کتاب جدیدش، با طرح دوباره‌ی این دیدگاه‌ هانا آرنت که بی‌اندیشگی و بی‌‌فکری می‌تواند قابلیت و تمایلِ تبدیل شدن به مخوف‌ترین جنایت‌کاران را در آدم‌های عادی به وجود بیاورد، نتیجه می‌گیرد که باید ابزار اندیشیدن را در اختیار مردم بگذاریم، نه این که فقط برای بهره‌وری اقتصادی آن‌ها را آموزش دهیم.

رئالیسم جادویی: عشق به جادوی جاودانه

گابریل گارسیا مارکز، نویسنده شهیر کلمبیایی، پدیدآورنده ژانر رئالیسم جادویی در ادبیات داستانی نبود، اما تقریبا همه آثار داستانی کوتاه و بلند خود را در

نوشتن شبیه انگشت در بینی کردن است: ده قاعده‌ی نوشتن از اتگار کرت

اتگار کرت، نویسنده اسراییلی، قصه‌های کوتاهی می‌نویسد که چیزی به شما نمی‌آموزد جز اینکه آدم‌ها تا چه حد می‌توانند پیچیده باشند. اتگار ده «قاعده» برای نوشتن دارد که قاعده‌های چندان معمولی نیست. درست مثل داستان‌های کوتاهش. اگر با کارهای اتگار آشنا نیستید، ترجمه فارسی چند داستان او را می‌توانید اینجا بخوانید. و حالا قاعده‌هایی که این نویسنده می‌گوید برای نوشتن مهم است:

آیا دین همیشه در تقابل با علم است؟

رابطه‌ی علم و مذهب از موضوعات بحث‌انگیزی است که متخصصان تاریخ علوم و تاریخ ادیان در مورد آن اتفاق نظر ندارند. برخی ارتباط این دو را یک گفت‌وگو و مکالمه‌ا‌ی مستمر می‌دانند، و برخی دیگر این دو را در تقابل و در ستیز با هم می‌بینند. کتاب مهمی که به تازگی در این زمینه منتشر شده مذهب را سد راه پیشرفت علم می‌شمارد، و منتقدی که مدافع تعاملِ این دو بوده به بررسی آن می‌پردازد.

چگونه تکثرگرایی و رواداری در دنیای اسلام از دست رفت؟

وقتی که اچ. آر. مک‌مستر، مشاور امنیت ملی آمریکا، می‌خواست رئیس جمهوری کشور، دونالد ترامپ، را متقاعد کند که وضع افغانستان ناامید‌کننده نیست، به ناگهان عکسی سیاه و سفید از سال ۱۹۷۲ را، که زنان را با دامن‌های کوتاه در خیابان‌های کابل نشان می‌دهد، بیرون کشید. احتمالاً قصدش این بود که نشان دهد این کشور زمانی ایدئال‌های غربی را پذیرفته بوده و، با کمک آمریکا، باز هم می‌تواند چنین کند.

بازتاب خشونت‌های جنگ در رمان «فرانکنشتاین در بغداد»

احمد سعداوی نویسنده‌ای عراقی است و داستان این رمان (2013)، که اولین رمان اوست که به زبان انگلیسی ترجمه شده، در بغدادِ تحت اشغال آمریکا رخ می‌دهد. خشونت‌های فرقه‌ای همه جا پخش شده است. بمب‌هایی که در ماشین‌ها کارگذاری شده‌اند ساعت به ساعت منفجر می‌شوند و هر یک از نو جهنمی می‌سازند.