آرئوپاژ [یک محاکمه ی ناتمام]

او وجود ندارد. اصلاً نیست. هیچوقت نبوده. او نتیجهی ناتوانی من است در کنترل ذهنم، وقتی که بیوقفه میساختمش.
ادبیات، جامعه، سیاست

او وجود ندارد. اصلاً نیست. هیچوقت نبوده. او نتیجهی ناتوانی من است در کنترل ذهنم، وقتی که بیوقفه میساختمش.